English Version
This Site Is Available In English

نه تو آنی که همانی، نه من آنم که تو دانی

نه تو آنی که همانی، نه من آنم که تو دانی

جلسه اول از دوره پانزدهم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی صادق قم با استادی  مسافر سعید ، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر حمزه با دستور جلسه «قضاوت و جهالت » پنج شنبه ۱۸ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز بکار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

بنام قدرت مطلق الله
سلام دوستان سعید هستم مسافر
خدارا شاکرم که روی این صندلی نشستم و از شما دوستان آموزش میگیرم. از مهندس و خانواده ی محترمشان، از راهنمای محترم محمد حسین، راهنمای ویلیام هم آقا مهدی افضلی از ایجنت و مرزبانها و تمام دوستانی که بدون  منت خدمت میکنند تشکر و قدردانی میکنم. از آقا داوود راهنمای محترم هم تشکر میکنم که اجازه دادند من این جایگاه را تجربه کنم، در مورد دستور جلسه قضاوت و جلسه هم باید بگویم که قاضی خود خداوند است.
قضاوت هم کار خداوند است. که چرا که به پیدا و پنهان جهان هستی و انسان ها آگاه است، این قضاوت رو در فطرت ما نهادینه کرده است. فقط مشکل از زمانی شروع میشود که دوربین من روی دیگران زوم باشد، نه روی خودم، یک سری اطلاعات غلط به من می‌رسد. روی همان اطلاعات غلط من قضاوت میکنم، که این ارتباط مستقیم با جهالت من دارد. من سعید قبل از کنگره دوربینم روی همه زوم بود، الا خودم، یعنی یک اشتباه کوچک را در دیگران می‌دیدم، یک اشتباه بزرگ را در خودم نمی‌دیدم. همان طور که از قدیم گفته اند، یک جوال دوز به مردم بزن، یک سوزن به خودت، من آن سوزن را هم به خودم نزدم، فقط سریع در مورد کسی قضاوت میکردم، توی ذهنم محاکمه میکردم، کسی مثلا به یک جایگاه رسیده بود، مثلا یک ماشین خوب، یا یک خانه خوب، یا یک وضعیت مالی خوب رسیده بود، قضاوت می‌کردم و می‌گفتم حتما از راه خلاف به دست آورده است. و نمی‌دیدم که او زحمت زیادی کشیده است، و تلاش کرده است، و با پشت کار شب و روز خود را یکی کرده است. بی خوابی کشیده است. آن زمان که من دنبال نئشگی و رفیق بازی بودم، این تلاش می‌کرده است.
بالطبع وقتی وارد کنگره هم شدم این حس قضاوت در من بود، آن اوایل نگاهم یکسره به عملکرد دیگران بود، برادران لژیونی، راهنما، همه بچه‌های کنگره، خیلی اذیت می‌شدم، اما رفته رفته آموزش‌ها را گرفتم و دانایی‌ام بالا رفت.
صحبت‌های آقا کورش را کردم روی من تاثیر زیادی داشت، که فرمودند که گوش داده است تا نصف حرف‌ها را بشنویم، و نصف حرف‌ها را نشنویم، چشم داده است پنجاه درصد اتفاق‌ها را ببینیم، پنجاه درصد اتفاق‌ها را نبینیم. خب این خیلی روی من تاثیر داشت. خیلی چیزهایی را که می‌دیدم نادیده می‌گرفتم، خیلی از حرف‌هایی که می‌شنیدم ناشنیده می‌گرفتم، یک چیزهایی را هم خودم اضافه می‌کنم. می‌گویم که خداوند لب و دهان داده نصف حرف‌ها را بزنم، و نصف حرف‌ها را نزنم. شاید خیلی از حرف‌ها رنجش خاطر اطرافیان‌ام شود، خیلی حرف‌ها باعث دلشکستگی دیگران می‌شود. و ما اگر خیلی از حرف‌ها را نزنیم بهتر است.
دکتر امین در سی دی قضاوت می‌گوید، صفات بدی که درون کسی هست، و باعث ناراحتی شما می‌شود بالبطع آن صفت کم و بیش درون خودت هست. خب من وقتی که این و آن را قضاوت می‌کنم، در کار مردم تجسس می‌کنم، و یا وقتی دونفر با همدیگر صحبت می‌کنند، من احساس می‌کنم درباره من صحبت و قضاوت می‌کنند. اما نه کارم را درست انجام بدهم، از ضد ارزش‌ها دوری کنم، و از همین قضاوتو تجسس دوری کنم، و اگر کسی من را مورد قضاوت قرار داد، برای من مهم نباشد، چون می‌دانم من کارم را درست انجام می‌دهم.
از روی ظاهر کسی نمی‌توان قضاوت کرد، و یک بیت شعر از جناب مولانا بگویم:
نه تو آنی که همانی، نه من آنم که تو دانی
این بیت مرا یاد دوران کودکی می‌اندازد که سوار چرخ و فلک می‌شدیم، اولش می‌ترسیدیم و چشم‌ها را می‌بستیم، ولی بعد از رسیدن به بالاترین نقطه و ریختن ترس‌مان، از دیدن شهر از آن بالا که زیر پای‌مان لذت می‌بردیم، با گفتن تمام شدن وقت آن لذت به اتمام می‌رسید، و الان وقت من تمام شد، ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

تایپ خبر:  مسافر عباس لژیون یکم

عکاس: مسافر عباس لژیون یکم

ارسال خبر: مسافر روح اله لژیون پنجم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .