نهمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر بهروز، نگهبانی مسافر افشین و دبیری مسافر خسرو، با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» سهشنبه ۱۶ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، بهروز هستم یک مسافر.
قبل از هر چیز، خداقوت میگویم به گروه مرزبانی و تبریک عرض میکنم به عزیزانی که در انتخابات مرزبانی رأی آوردند؛ امیدوارم در این جایگاه موفق باشید.
دستور جلسه امروز «قضاوت و جهالت» است. شاید بگویید ما اینجا نیامدهایم که فیلسوف بشویم، اما برای درمان اعتیاد، لازم است کمی فلسفه و جهانبینی بدانیم. اینها چه ارتباطی به اعتیاد دارند؟ همانطور که در جلسات تازه واردین گفته میشود، اعتیاد مستقیماً بر «صور پنهان» ما اثر میگذارد. وقتی انسانی مصرفکننده میشود، تمام حسهایش آلوده میشود؛ ترس بر او غلبه میکند. مثلاً ممکن است فرد پروندهای داشته باشد، اما به خاطر اعتیاد و ترس، ماهها سراغش نرود. پردهی خمر، جلوی دیدِ شخص را میگیرد و او واقعیتها را نمیبیند.
وقتی در برابر اعتیاد تسلیم نیستیم، در «مثلث جهالت» گرفتار میشویم: ترس، ناامیدی و منیت. ترس باعث میشود شروع به قضاوتِ دیگران کنیم؛ مثلاً میگوییم: «فلانی حتماً کاری کرده که به این جایگاه رسیده». منیت باعث میشود خودمان را برتر بدانیم. ما یک متر دست گرفتهایم و مدام دیگران را اندازه میگیریم. این مثلث جهالت باعث میشود که از روی نادانی، با خواندن صفحهای از یک کتاب، بخواهیم کل آن کتاب را قضاوت کنیم؛ یا با دیدنِ یک فصل از زندگیِ یک انسان، کل سالهای زندگیاش را زیر سؤال ببریم.
انسان ذاتاً قاضی به دنیا میآید، اما ما در کنگره یاد میگیریم که دوربین را فقط روی خودمان زوم کنیم. مغز انسان ظرفیت محدودی دارد؛ برای وارد کردنِ مطالب جدید، باید ناآگاهیها را حذف و جایگزین کنیم، دقیقاً مثل روش DST. یک سفر دومی با گذشت ۱۰ ماه سفر، جایگزینیِ دارو و کسب دانش، به شخصِ دیگری تبدیل میشود.
استاد امین میفرمایند: «وقتی قضاوت میکنی، هستی طوری شرایط را رقم میزند که خودت مورد قضاوت قرار بگیری». روزی فردِ مصرفکنندهای را مسخره کردیم، حالا ورق برگشته و خودمان مصرفکننده شدیم؛ انتظار داریم دیگران با ما چطور برخورد کنند؟ قضاوت مخصوص کسانی است که درسش را خواندهاند، تجربه دارند و در ازای آن قضاوت، پول دریافت میکنند؛ تازه همانها هم ممکن است اشتباه کنند.
ما با کار کردن روی جهانبینی، میخواهیم جلوی این رفتارها را در خودمان بگیریم. باید مثلث دانایی (تفکر، تجربه، آموزش) را تکمیل کنیم. غیرممکن است شخصی سرِ وقت و به اندازه، دارویش را استفاده کند و بعد از رهایی میل به مصرف داشته باشد، به شرط آنکه جهانبینی و روانش را هم به همان اندازه رشد داده باشد.
من روز اول که وارد کنگره شدم، فکر کردم استاد، نگهبان و دبیر، سخنرانانی هستند که از بیرون دعوت شدهاند، چون هیچ اثری از اعتیاد در آنها نبود! بعداً فهمیدم که بین «ترک» و «درمان»، تفاوتی بسیار عمیق وجود دارد. امیدوارم همگی درمانِ کنگره را درک کنیم. من با ایمان کامل میگویم که هیچکس بیدلیل وارد کنگره نمیشود؛ حتماً جایی در زندگیتان کارِ خوبی کردهاید که الآن اینجا هستید. ببینید در همین شهرِ خودمان چند نفر مصرفکننده هستند و چند نفر فرصت ورود به کنگره را پیدا کردهاند؟ آنگاه قدرِ کنگره را بیشتر میدانیم. امیدوارم جهانبینیای که یاد میگیریم را در زندگی عملیاتی کنیم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: مسافر محمد لژیون ۷
تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
243