من یک همسفر هستم که آمدن من به کنگره باعث شد اول خودم را پیدا کنم و بعد به مسافرم کمک کنم؛ تا بتواند با آرامش بهتری به سفرش ادامه بدهد. من با پر از افکار منفی و دلی سرد وارد کنگره شدم البّته با اسرارهای مسافرم. با ورود مسافرم به کنگره فهمیدم میشود یک جاهایی آرامش را پیدا کرد. وقتی حال خوب مسافرم را میدیدم خیلی خوشحال میشدم؛ اما نمیتوانستم به او نشان بدهم که از سفرش و آرامشی که پیدا کرده است خیلی خوشحال هستم. مسافرم برای اینکه بتواند به من کمک کند تا بتوانم آرامش را پیدا کنم و از افکار منفی دور بشوم به من اسرار کرد که وارد کنگره بشوم. اوایل دوست نداشتم، سختم بود؛ اما بعد از یکبار آمدن حس خوبی پیدا کردم و از دیدن همسفرانی که هر کدام به گونهای روزهای سختی که داشتند را پشتسر گذاشتند و توانستند از آن دور بشوند حس خوبی میگرفتم.
من با کمک راهنمای عزیزم خانم ندا دارم سعی میکنم که خودم را پیدا کنم و بتوانم مادر و همسفر خوبی برای فرزندم و مسافرم باشم که بتوانیم با هم و در کنار هم به آرامش برسیم. من از مسافرم ممنونم که من را به کنگره دعوت کرد که بتوانم با کمک همسفران و راهنمای عزیزم، خودم را پیدا کنم، بتوانم خودم را از تاریکیهایی که درونش گیر کردم نجات بدهم، بتوانم روح و روانم را آرام کنم. خوشحالم از اینکه مسافرم حالش خوب است و به رهایی، آرامش میرسد. امیدوارم بتوانم حس خوبی که از سفرش دارم را به او نشان بدهم، بتوانم مثل قبل حسی که از بودنش در کنارم داشتم را به او نشان بدهم. دوست دارم بتوانم برای دخترم مادری بشوم که بتوانم اذیتها و تنشهایی را که به او دادم و از خودم دورش کردم را جبران کنم. که بتواند به من اعتماد کند و در کنار مادر بودنم برایش دوست خوبی باشم.
تشکر میکنم از آقای مهندس که بستر کنگره۶۰ را برای مسافران و همسفران فراهم کردند تا بدون درد مسافران و همسفران به درمان برسند و بتوانند راه درست زندگی کردن را پیدا کنند و به آرامش برسند.
نویسنده: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر ندا(لژیون سوم)
رابطخبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا(لژیون اول)
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
40