English Version
This Site Is Available In English

حال خوب، هدیه آموزش

حال خوب، هدیه آموزش

هزاران بار سپاسگزار خداوند هستم که به من صبر، بینایی، شنوایی و زبانی عطا کرد تا بتوانم آنچه در درونم می‌گذرد را به رشته‌ تحریر درآورم. همچنین سپاسگزار همسرم هستم که به واسطه‌ او با این بهشت (کنگره۶۰) آشنا شدم. ما برای درمان، مسیرهای بسیار زیادی را پیمودیم؛ اما همه‌ آن‌ها بی‌نتیجه بود، تا اینکه از طریق یکی از آشنایان با این مکان آشنا شدم.

آن روز را به خوبی به یاد دارم، با چشمانی غم‌بار و صورتی پژمرده وارد کنگره شدم. من که به خاطر شخصیتم، هرگز فکر نمی‌کردم این‌قدر از درون ویران شده باشم؛ چون همه در برخورد با من فکر می‌کردند خیلی آدم بی خیالی باشم. با ورود به شعبه، از استقبال بی‌نظیر همه شوکه شدم. آدم‌هایی از جنس خودم که با اینکه مرا نمی‌شناختند، با مهربانی مرا در آغوش گرفتند، اولین جمله‌ای که در اینجا بر من اثر گذاشت، این بود: «خداوندا، به تو پناه می‌برم از شر بزرگ‌ترین دشمن خودم؛ یعنی جهل و نادانی.» آنجا بود که فهمیدم یک عمر هیچ نمی دانستم و به واسطه‌ این ندانستن و جهالت، چه قضاوت‌هایی در زندگی‌ام انجام داده‌ام، به‌خصوص در مورد مسافرم؛ اما اکنون که چند ماهی از ورود من به کنگره می‌گذرد، حالم بسیار بهتر است. با آموزش‌هایی که دیده‌ام، می‌دانم زمانی می‌توانم همسفر خوبی باشم که به خوبی آموزش دیده باشم و با شناخت درست از بیماری اعتیاد، بتوانم در کنار مسافرم، همراهی شایسته باشم. در غیر این صورت، با جهالت و قضاوت‌های خودم، تنها مانع راه درمان او خواهم شد.

در کنگره آموختم که باید دوربینم را روی خودم متمرکز کنم و تنها عیب‌های خودم را ببینم؛ باید آموزش بگیرم تا از جهل و نادانی که بزرگ‌ترین دشمن ما است، در امان باشم و آرامش را به خود و اطرافیانم هدیه دهم. اکنون می‌دانم که وقتی دیگران را با جهالت مورد قضاوت قرار می‌دهم، تنها به خودم آسیب می‌زنم؛ انرژی‌ام از بین می‌رود و آرامش و آسودگی خود را سلب می‌کنم در نهایت، من این آموخته‌ها و انرژی امروز خود را مدیون راهنمای خوبم هستم که برای من زحمات بسیار کشیده است. هم‌چنین مدیون تمام کسانی هستم که در این راه تلاش می‌کنند تا افرادی هم‌چون من، به راحتی آموزش ببینند، از ضدارزش‌ها  دور شوند و در مسیر رشد قرار گیرند. هرگز فراموش نمی‌کنم روزی را که در غم و اندوه فراوان بودم و مرا با گرمی در آغوش گرفتند، تا امروز به این آرامش برسم. از صمیم قلب آرزو دارم که مسافرمن و تمامی مسافران به رهایی برسند.

نویسنده: همسفر عصمت رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیرجند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .