جلسه هفتم از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی چرمهین، با استادی مسافر روح الله، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر احسان با دستور جلسه «قضاوت و جهالت » ۱۶ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، روحالله هستم یک مسافر. دستور جلسه این هفته «قضاوت و جهالت» است. موضوعی که اگر بهدرستی آن را درک کنیم، میتواند تأثیر بسیار زیادی در مسیر رهایی و کیفیت زندگی ما داشته باشد. وقتی به قضاوت نگاه میکنیم، متوجه میشویم که این موضوع بهتنهایی به وجود نمیآید، بلکه ریشه در مثلث جهالت یعنی ترس، ناامیدی و منیت دارد. منیت یکی از مهمترین عواملی است که باعث میشود من وارد وادی قضاوت شوم. زمانی که منیت در من فعال میشود، خودم را بالاتر از جایگاه واقعیام میبینم و همین نگاه باعث میشود دیگران را بررسی و قضاوت کنم. در حالی که در کنگره یاد میگیریم هر جا منیت باشد، آموزشپذیری از بین میرود؛ یعنی من دیگر ظرفیت یادگیری ندارم، چون فکر میکنم همهچیز را میدانم. از طرفی ترس نیز نقش مهمی در قضاوتهای من دارد. ترس از آینده، ترس از رفتار دیگران یا ترس از اتفاقاتی که هنوز رخ ندادهاند، ذهن مرا درگیر میکند. در این شرایط، ذهن شروع به ساختن تصاویری میکند که واقعیت ندارند، اما من آنها را باور میکنم و بر اساس همین باورهای اشتباه، دیگران را قضاوت میکنم. این نوع قضاوتها نهتنها کمکی به من نمیکند، بلکه باعث میشود از مسیر خودم دور شوم. ناامیدی هم ضلع دیگر این مثلث است که بهمرور من را از حرکت بازمیدارد. زمانی که ناامیدی وارد میشود، با جملاتی مثل «فایده ندارد»، «نمیشود» یا «ادامه نده» سعی میکند مرا متوقف کند. در این حالت، من شروع به قضاوت کردن راهنما، کنگره و حتی مسیر درمان میکنم و این موضوع باعث میشود از آموزش فاصله بگیرم و در نتیجه حال خوبی هم نداشته باشم. در واقع، قضاوت یعنی من هنوز کامل ندیدهام، اما فکر میکنم دیدهام. هر جا قضاوت میکنم، یعنی هنوز در آن بخش آموزش و آگاهی لازم را به دست نیاوردهام. به همین دلیل، قضاوت کردن باعث میشود که تمرکز من از روی خودم برداشته شود و به سمت دیگران برود. تجربهای که خودم داشتم این است که هر زمان کارهایم را به تعویق انداختم، یا از آموزش فاصله گرفتم، ذهنم بیشتر درگیر قضاوت شد. اما زمانی که روی وظایف خودم مثل نوشتن سیدی، حضور در جلسات و گوش دادن به آموزشها تمرکز کردم، قضاوتها کمتر شد و آرامش بیشتری داشتم. پس اگر به دنبال رهایی و رسیدن به حال خوش هستم، باید یاد بگیرم که تمرکز خودم را فقط روی خودم بگذارم. هرچقدر از مثلث جهالت فاصله بگیرم و آموزشها را در زندگیام عملی کنم، نگاهم تغییر میکند. در این حالت، بهجای قضاوت دیگران، شروع میکنم به دیدن و اصلاح خودم؛ و این همان مسیری است که مرا به تعادل، آرامش و حال خوش واقعی نزدیک میکند.

تایپ : مسافر حسین
ارسال :مسافر پوریا
- تعداد بازدید از این مطلب :
95