جلسه دوم ازدوره هجدهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی جواد گلپایگان، با استادیراهنمای مسافر ابوالفضل و نگهبانی مسافر علی رضاو دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه "فضاوت وجهالت" درروز سه شنبه ۱۶تیر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷اغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ابوالفضل هستم، یک مسافر
خداوند بزرگ را شاکرم، که به من اذن و اجازه داد تا در این جایگاه خدمت کنم. از نگهبان جلسه و تمام خدمتگزاران شعبه جواد که در اینجا خدمت میکنند و باعث میشوند ما انرژی و آموزش بگیریم سپاسگزارم.
دستور جلسه این هفته« قضاوت و جهالت» میباشد.
در کنگره ۶۰ هیچکس نمیتواند بگوید من در جایگاه بالاتر یا پایینتر خدمت میکنم؛ زیرا سیستم کنگره ۶۰ مانند یک ماشین میباشد که تمام قطعات آن لازم و ضروری میباشند و اگر یکی از قطعات آن نباشد این سیستم نمیتواند کار خود را به درستی انجام دهد. پیوندی که بین ما اعضای کنگره ۶۰ برقرار شده است پیوند محبت است و این پیوند محبت سبب شده است تا مرزبان، ایجنت، آبدارخانه و حتی یک سفر اولی به خوبی مسئولیت خود را انجام دهند. آنجا که در وادی چهاردهم میگوییم« آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است»؛ یعنی اگر عشق و محبت در بین ما وجود نداشته باشد ما به جز ظرفهای خالی چیزی نیستیم.
در فایل صوتی مسئولیت دکتر امین دژاکام میفرماید: در وادی چهاردهم میگویند عشق قامتها را راست میکند و انسان را به جهت دریافت علوم آماده میکند؛ در نتیجه همه ما روی این صندلی نشستهایم و نقش یک رهجو را داریم. رهجو؛ به معنای جوینده راه میباشد؛ یعنی کسی که خود راه را پیدا میکند.
قضاوت و جهالت همیشه در کنار یکدیگر میآیند؛ زیرا قضاوت کردن از جهل انسان میآید. قضاوت کردن جزئی از غریزه انسان است ما نمیتوانیم بگوییم که به هیچ وجه نباید قضاوت کنیم؛ زیرا خیلی اوقات به انسانها کمک کرده است، به طور مثال انسانهای اولیه بر مبنای غریزه متوجه میشدند که باید از حیوان فرار کنند و یا اینکه آن را شکار کنند؛ در نتیجه قضاوت همیشه وجود دارد و ما نمیتوانیم بگوییم که نباید قضاوت وجود داشته باشد.
ما بر اساس حواس پنجگانه اطلاعاتی را از اطراف دریافت مینماییم که این اطلاعات بسیار محدود میباشد، این در حالی است که ما نمیتوانیم به حسهای خود اعتماد کنیم، به طور مثال الان با ماشین حرکت میکنیم و تصور میکنیم درختان حرکت میکنند و خطای دید داریم؛ در نتیجه بسیاری از اطلاعاتی که ما توسط حواس دریافت میکنیم غلط میباشند؛ اما در قضاوت کردن ما بر اساس این اطلاعات غلط در ذهن خود تصمیم میگیریم و آن را به نقطه عمل میرسانیم زمانی که این کار را انجام دهیم قضاوت کردهایم.
یونگ یکی از روانشناسان بزرگ در جهان میباشد میگوید انسان اگر قضاوت میکند؛ زیرا تفکر انجام نمیدهد؛ همچنین در وادی اول جناب مهندس به ما گفتند که وجود ما مانند یک صفحه نقاشی میباشد که وقتی یک نقطه سیاه در این صفحه قرار دهیم به عنوان یک سفر اولی تنها نقطه سیاه را میبینیم و صفحهای با آن همه سفیدی را نمیبینیم.
هر چیزی که ما از جهان هستی میبینیم تنها قسمت کوچکی از آن است در واقع همان قلهای است که تنها نوک قله از آب بیرون است بقیه آن در زیر آب میباشد.
اگر به فیلمهای پلیسی دقت کنیم همیشه ابتدا تصور میکنیم که یک نفر قاتل است، اما همینطور که فیلم جلو میرود متوجه میشویم که قاتل انسان دیگری بوده است ؛ در نتیجه قضاوت کردن نتیجه تفکر ماست. اگر ما یاد بگیریم که چگونه فکر کنیم کمتر وارد وادی قضاوت میشویم؛ چون فکر کردن نقطه مقابل قضاوت کردن است.
یکی از راهکارهایی که سبب میشود ما قضاوت نکنیم تزکیه و پالایش در قسمت حس میباشد ،به خاطر داشته باشیم هر چیزی ارزش دیدن ندارد ؛همچنین هر چیزی ارزش شنیدن ندارد.
به خاطر داشته باشیم محبت ما را به هم نزدیک میکند. اگر با یکدیگر با محبت بیشتری نگاه کنیم خیلی از عیبهای یکدیگر را نمیبینیم ؛ زیرا خود ما نیز سرشار از عید میباشیم.
قضاوت در دو جا بسیار خوب است اول قضاوت معلم نسبت به شاگرد و دوم اینکه ما قاضی خودمان باشیم؛ زیرا اگر توانستم در مقابل خود کلاه خود را قاضی کنم یک رهجوی کنگره ۶۰ هستم.

تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
تنظیم و ارسال مرزبان خبری مسافر نریمان
مسافران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
1175