این سیدی، یکی دیگر از ماجراهای اشعث است، که جناب مهندس در این سیدی به موضوعات خاصی اشاره میکنند. مهمترین مسئله، برداشت ما از این قضایا میباشد. اکثر انسانها از دانش بهره بردهاند، اما در تکامل دچار چندگانگی شدهاند و فقط در یک شاخه علمی به درجه بالایی رسیدهاند. این افراد در بیشتر مواقع قادر نیستند روابط سالمی با اعضاء خانواده، همسایگان و دوستان خود داشته باشند. آقای مهندس میفرمایند: «تمام بههمریختگیهای روحی و روانی انسانها به علت عدم آگاهی و دانایی انسانها میباشد. این موضوع را با سواد نباید یکی گرفت». در مسئله اطلاعات و آگاهی موضوعات متعددی مانند عشق، محبت، مردمداری، شهامت، فیزیک، شیمی، ریاضیات، جبر، نجوم، جغرافیا، تاریخ، موسیقی و هنر مطرح میشود. وقتی موضوع انسان مطرح میشود باید به معلومات درست و ریشهای برسیم؛ زیرا تعدادی از اطلاعات مربوط به صورپنهان انسان میباشند که در هیچ موجود دیگری وجود ندارد و فقط در درون و برون انسان وجود دارد.
ما انسان را فقط در کالبد فیزیکی میبینیم و میشناسیم که با تولد به دنیا میآیند و با مرگ از دنیا میروند. بزرگانی همچون سقراط و انبیاء، انسان را در دو بخش صورآشکار و صورپنهان میبینند. کالبد فیزیکی مانند ماشین است و نفس یا روح، گرداننده این سیستم میباشند و تمام خصوصیات رفتاری و کرداری انسان در نفس و در این قالب جایگزین شده است. موقع مرگ، همانطور که در کتب آسمانی آمده است، فرشتگان الهی نفس انسان را تحویل میگیرند. همانطور که میدانید زندگی و حیات هر موجود از روز الست است یعنی همان روزی که با خداوند پیمان بستهایم اما نمیتوانیم آن را به یاد بیاوریم. ما حلقهها و جهانهای متعددی را سپری کردیم و پا به این جهان گذاشتیم؛ زیرا ذهن انسان دو قسمت دارد، یک قسمت آگاه انسان که از تولد تاکنون میباشد و دیگری قسمت پنهان یا ناخودآگاه که همان قسمت خاموش انسان است.
برای درمان مسئله اعتیاد، سه مؤلفه مطرح میگردد که شامل جسم، روان و مسئله جهانبینی میباشد. تا وقتی این سه پارامتر در فرد مصرفکننده به رشد مناسبی نرسد و تنها فیزیولوژی فرد ترمیم گردد همچنین تفکر و اندیشه او درمان نگردد، امکان خروج از اعتیاد برای این فرد وجود نخواهد داشت. فرمانده اشعث مرد جنگ بود و همیشه فرمانبردار خداوند که طبق فرمان جنگهای خاصی را انجام میداد و مدام با خدا راز و نیاز میکرد که خدایا من تا کی باید لباس سیاه بپوشم، چهرهام را پنهان کنم و جان انسانهایی که مثل ما عواطف و احساسات دارند و یا پدر، مادر، همسر و فرزندانی دارند را بگیرم و تا کی باید ادامه بدهم؟ این سوال شاید در ذهن همه انسانها مطرح شود که این خدا چگونه خدایی است؟ گاهی جوان هجده سالهای با ماشین تصادف میکند و میمیرد، فرد دیگری بیماری سختی میگیرد و یا دیگر اتفاقهای تلخ که در جهان رخ میدهد. این اتفاقات چه دلیلی دارند؟ جناب مهندس میفرمایند: «تمام اتفاقات حساب، کتاب و حکمتی دارند که از روز الست در آرشیو یا صور پنهان ما بوده است و یکییکی آنها را تسویه میکنیم. اگر ما آنها را درک نمیکنیم به این معنی است که هنوز به حکمت آنها پی نبردهایم.»
منبع: سیدی «اشعث ۳»
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
نویسنده: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
ویرایش و ارسال: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
105