English Version
This Site Is Available In English

حرمت کنگره ۶۰؛ حفظ حریم امن، خدمت بی‌چشمداشت و رشد در مسیر

حرمت کنگره ۶۰؛ حفظ حریم امن، خدمت بی‌چشمداشت و رشد در مسیر

هفتمین جلسه از دوره پنجم جلسات لژیون سردار کنگره ۶۰ نمایندگی اردبیل، به استادی راهنما مسافر طیب و نگهبانی راهنما مسافر حجت و دبیری مسافر فیروز با دستور جلسه "حرمت کنگره ۶۰،چرا روابط مالی و کاری در کنگره ممنوع است؟" پنجشنبه 11 تیرماه 1405 ساعت 16 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

امروز، وقتی در راه آمدن به جلسه بودم، با خودم حساب می‌کردم که هر جلسه لژیون سردار تقریباً نیم ساعت طول می‌کشد. اگر ماهی یک جلسه داشته باشیم، در طول یک سال فقط دوازده جلسه، یعنی حدود شش ساعت کنار هم هستیم. اما سؤال مهم این است که آیا من در این شش ساعت، واقعاً حضور دارم؟ از این حضور چه برداشتی می‌کنم؟ با چه هدفی به جلسه می‌آیم؟ آیا سر وقت می‌آیم و سر وقت می‌روم و از لحظه‌لحظه آن بهره می‌برم؟

همیشه دیده‌ام لژیون‌هایی که رشد و ارتقای بیشتری دارند، اعضایی دارند که با هم همکاری مثبت و سازنده دارند. هرچه بیشتر فکر می‌کنم، بیشتر به این نتیجه می‌رسم که من بدهکار کنگره ۶۰ هستم؛ بدهکار آموزش‌ها، آرامش و فرصت‌هایی که در اختیارم قرار گرفته است و این برای من فقط یک شعار نیست.
آقای مهندس فرمودند دستور جلسه «حرمت کنگره ۶۰» است. من واقعاً باید حرمت را رعایت کنم، چون اگر رعایت نکنم، پیش از هر کسی خودم آسیب می‌بینم.
حرمت از «حریم» می‌آید. امروز ما حریم امنی به نام کنگره ۶۰ داریم؛ جایی که در آن آموزش می‌بینیم، رشد می‌کنیم و مسیر زندگی‌مان تغییر می‌کند. جالب است که بعد از هشت یا ده سال آموزش، هنوز هم در بیرون از کنگره با چالش‌هایی روبه‌رو می‌شوم. گاهی از کسانی که اصلاً آموزش کنگره را ندیده‌اند، انتظار رفتارهای خاصی دارم و از خودم می‌پرسم: چرا این رفتار را کرد؟ چرا آن برخورد را داشت؟ اما مگر او آموزشی دیده است؟
سؤال مهم‌تر این است که آیا من، با این همه آموزشی که دیده‌ام، واقعاً به آن‌ها عمل می‌کنم؟ این سؤال باعث می‌شود بیشتر فکر کنم و بیشتر روی خودم کار کنم؛ چه در جهان‌بینی، چه در جسم و چه در رفتار.
در کنگره ۶۰ به نعمت‌های بزرگی رسیده‌ام و در لژیون سردار چندین برابر آن را به دست آورده‌ام. اگر بخواهم همه آن‌ها را بیان کنم، شاید کتابی از دل آن بیرون بیاید.
در آخرین سی‌دی، آقای مهندس از «قسم» صحبت می‌کنند و بحث را به «نفس» می‌رسانند. ما در کنگره یاد گرفته‌ایم که نفس خود را آموزش دهیم. در بخشش هم همین موضوع صدق می‌کند؛ باید به نفس خود آموزش بدهیم که ببخشد، به‌ویژه بخشش مالی.
بخشش مالی دل بزرگی می‌خواهد. شاید روزی آرزو داشتم فقط شش میلیون تومان ببخشم و امروز توانسته‌ام. روزی آرزو داشتم دنور شوم و شدم. امروز هم می‌توانم آرزوی پهلوان شدن داشته باشم؛ اما آیا آینده این فرصت را به من خواهد داد؟ هیچ‌کس نمی‌داند.
شاید فردا دیگر امکان خدمت در کنگره را نداشته باشم؛ منظورم فقط مرگ نیست، شاید به هر دلیلی اجازه خدمت از من گرفته شود. پس اگر امروز این فرصت را دارم، باید با تمام وجود آن را حفظ کنم و قدرش را بدانم.
حداقلِ استفاده از این فرصت، حضور مؤثر در جلسات، احترام به جلسه، مشارکت کردن و همکاری با مجموعه است. استاد نباید به دنبال مشارکت‌کننده بگردد.
خوشا به حال ما که آقای مهندس استاد و معلم ما هستند و از آموزش‌های ارزشمند ایشان بهره‌مند می‌شویم. ایشان در سی‌دی «جاذبه» درباره نفس، «ما سواها» و مساوات صحبت می‌کنند. وقتی درباره واژه «سواها» تحقیق کردم، دیدم در آیین بودا و هندو نیز مفهومی نزدیک به خدمت بی‌چشمداشت دارد.
برداشت من این است که نفسی که به تعادل می‌رسد، نفسی است که خدمت می‌کند، بدون اینکه انتظار تشکر، احترام یا پاداشی داشته باشد؛ چه رهجو به من پاکت بدهد یا ندهد، سلام کند یا نکند، احترام بگذارد یا نگذارد.
قبلاً در کنگره فقط پیام بخشش را می‌شنیدم، اما امروز آن را در زندگی لمس می‌کنم. وقتی انسان می‌تواند از مال خود ببخشد، کم‌کم یاد می‌گیرد از غذایش هم ببخشد، اشتباهات دیگران را هم ببخشد و در همه ابعاد زندگی اهل گذشت باشد. بخشش ادامه پیدا می‌کند و در تمام زندگی جریان پیدا می‌کند.
کنگره بخشی از هستی است و در هستی هیچ‌چیز بی‌حساب و کتاب نیست. بسیاری از خدمتگزاران مشکلات شخصی دارند، اما آموزش دیده‌اند که چگونه با آن‌ها روبه‌رو شوند و آن‌ها را حل کنند.
ممکن است فردی در جایگاه ساده‌ای مثل نگهبان نظم خدمت کند و خدمتش نزد خداوند پذیرفته باشد، اما منِ راهنما با جایگاه بالاتر، خدمت مقبولی نداشته باشم. موضوع، بزرگ یا کوچک بودن جایگاه نیست؛ موضوع کیفیت خدمت و خلوص نیت است.
به همین دلیل، مدتی است در دعاهایم دیگر نمی‌گویم: «خدایا خدمت مرا قبول کن.» تلاش می‌کنم فقط وظیفه‌ام را درست انجام دهم.
همه ما باید دست به دست هم بدهیم تا از این حریم امن محافظت کنیم و آن را گسترش دهیم. اگر امروز مستأجر هستیم، فردا صاحب مکان شویم. اگر امروز پنج لژیون داریم، روزی پانزده لژیون داشته باشیم.


واقعیت این است که بسیاری از اعضای قدیمی پنج یا شش سال است که آموزش دیده‌اند و طبیعی است که حرف‌های ما برایشان تکراری شود. باید راهنمایان جدید تربیت شوند، انرژی تازه وارد مجموعه شود و مسیر رشد ادامه پیدا کند.
امروز وظیفه تک‌تک اعضای کنگره این است که برای دریافت شال راهنمایی تلاش کنند؛ نه برای افتخار، بلکه چون شال نشانه مرحله‌ای بالاتر از آموزش، مسئولیت و خدمت است.
بیایید همه با هم رشد کنیم تا روزبه‌روز شعبه‌ای قوی‌تر، پربارتر و اثرگذارتر داشته باشیم.

تهیه و ارسال گزارش: مسافر یاشار مرزبان خبری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .