English Version
This Site Is Available In English

باید صفات ناخوشایند را ببینم و برای تغییر قدم بردارم

باید صفات ناخوشایند را ببینم و برای تغییر قدم بردارم

همسفر طیبه:
در جهان هیچ‌چیز اتفاقی و برحسب تصادف رخ نمی‌دهد و در پشت تمام رویدادها حکمتی نهفته است که شاید انسان بعدها متوجه آن شود، همین جمله کافی است تا به یاد بیاوریم آب همیشه گودال را پیدا می‌کند.

خودم هم نمی‌دانم در چه زمان و مکانی چه عملی انجام داده بودم که خداوند این مسیر روشنایی و خروج از تاریکی را سر راه من‌ قرار داد، چند ماه پس از شروع زندگی مشترکمان، متوجه اعتیاد همسرم شدم، تلاش‌های بسیار کردیم و راه‌های متعددی رفتیم؛ اما نه‌تنها اعتیاد او درمان نشد؛ بلکه مواد جدیدی هم اضافه شد و زندگی برای ما چون زهر تلخ شد، دیگر از آرامش و آسایش خبری نبود، تااینکه با کنگره۶۰ آشنا شدیم، چند ماهی رفتیم؛ اما مسافرم با تعدادی از افراد دیگر که از شهرستان می‌آمدند دوست شد و ارتباط برقرار کرد که متأسفانه سفرشان خراب و از کنگره طرد شدند.

خود من هم مدتی بود که بدون مسافرم به کرمان می‌رفتم، چون مسافت زیاد بود و وسیله نقلیه شخصی نداشتم با یکی از هم‌لژیونی‌هایم که او هم از شهرستان می‌آمد، هم مسیر بودم، مدام در ذهنم او را قضاوت می‌کردم و با خود می‌گفتم؛ چرا این خانم که شرایط من را می‌داند، به من تعارف نمی‌کند که با هم برویم؟ من از شرایط و دلایل او آگاهی نداشتم و فقط بر اساس ظاهر قضاوت می‌کردم. اکنون که چندین سال است به کنگره می‌آیم، آموزش می‌گیرم و به دستور جلسات گوش می‌دهم، متوجه شده‌ام که آن توقعات فقط ناشی از جهالت و ناآگاهی خودم بوده است.

انسان همیشه بر سر دوراهی‌ها قرار می‌گیرد و از آنجا که خداوند به او اختیار داده، خود او راهش را انتخاب می‌کند. سال‌هاست که کنگره را می‌شناسم و در هر جلسه، مرزبان کشیک اعلام می‌کرد، همسفرانی که مصرف‌کننده قلیان یا سیگار هستند به مرزبانی مراجعه کنند تا سفر خود را آغاز کنند، همیشه دلم می‌خواست اقدام کنم؛ اما ترس، منیت، خودخواهی، نیروهای منفی و قضاوت‌های درونی به من اجازه نمی‌داد.

تا اینکه به دستور جلسه سیگار، قلیان، ویپ و پیپ رسیدیم و استاد جلسه چالشی را مطرح کردند و گفتند کسانی که قلیان یا سیگار مصرف می‌کنند، دستشان را بالا بگیرند، من هم دستم را بالا بردم، ترس از قضاوت شدن هنوز هم با من بود؛ اما تصمیم گرفتم بر آن غلبه کنم، پا روی ترس‌هایم گذاشتم و دل به دریا زدم با مسافرم صحبت کردم و اجازه گرفتم که من هم می‌خواهم سفر کنم و به حال خوش برسم، مسافرم با اینکه هنوز رها نشده‌اند و در جلسات شرکت نمی‌کنند به من اجازه دادند؛ چرا که خودش مصرف‌کننده بود و می‌دانست که تنها راه درمان اعتیاد، فقط روش DST است.

دکتر امین فرمودند: «قضاوت یکی از اساسی‌ترین مسائلی است که در آموزش و درمان با آن برخورد می‌کنیم، اگر انسان یاد نگیرد که چطور و کجا قضاوت کند در تکامل خودش متوقف می‌شود و قضاوت، مانند سد در مسیر او عمل می‌کند».

بله، من هم به دلیل قضاوت و توجه به اینکه دیگران چه فکری می‌کنند در جهل و نادانی همان سد گیر کرده بودم تا اینکه با راهنمایی‌های ارزشمند راهنمایم این سد را شکستم و مسیر برایم هموار شد، حرکت کردم و سفر ویلیام را آغاز کردم تا به درمان و رهایی برسم.

خداوند را شاکرم که این مسیر زیبا را سر راهم قرار داد، از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که به من همسفر اجازه دادند در این مسیر سفر کنم؛ همچنین از راهنمایانم، همسفر وجیهه و همسفر مینا بابت تمام زحماتی که برای من می‌کشند تشکر می‌کنم، حال خوب امروزم را مدیون زحمات آن‌ها هستم.

همسفر حمیده:
چند روز پیش، وقتی دفتر وادی‌ها را ورق می‌زدم تا مروری بر فایل صوتی «قضاوت» دکتر امین داشته باشم، متوجه شدم که در گذشته چقدر نسبت به قضاوت‌های نابجا درباره دیگران آزادانه عمل می‌کردم، اطرافیانم را بابت صفات ناپسندشان سرزنش می‌کردم و خودم را از آن صفات مبرا می‌دانستم؛ برای مثال وقتی متوجه اعتیاد یکی از بستگان شدم، بلافاصله همسرش را قضاوت کردم و با خود گفتم چه زن بی‌عرضه‌ای است که اجازه می‌دهد همسرش در حضور او مواد مصرف کند! اگر من جای او بودم، همان منقل را بر سرش می‌کوبیدم یا از خانه او را بیرون می‌کردم. 

اکنون آموخته‌ام که اگر صفت یا ویژگی ناپسندی را در کسی دیدم و او را سرزنش کردم یا حس تنفر نسبت به او در من ایجاد شد، مطمئن باشم که مشابه آن صفت در درون خود من نیز وجود دارد؛ چراکه اگر آن حس در من نبود، هرگز نمی‌توانستم آن را در دیگری تشخیص بدهم یا نسبت به آن واکنش نشان دهم.

آموخته‌ام که مشکل اصلی در مسیر پالایش و تزکیه من، ندیدن تاریکی‌هاست، نه خود تاریکی؛ زیرا تا زمانی که صفات ناخوشایند را در خود نبینم، هرگز برای تغییر و اصلاح آن‌ها قدم پیش نخواهم گذاشت.

اکنون که به‌واسطه آموزش‌های کنگره با این صفت ضدارزشی، یعنی قضاوت نابجا در وجودم آشنا شده‌ام، روش درمان را نیز یافته‌ام، آموخته‌ام که باید قضاوت نکردن را از مسائل کوچک و ساده آغاز کنم تا به‌تدریج این توانایی در من نهادینه شود؛ چراکه اگر بخواهم از همین فردا به طور کامل قضاوت نکنم، دوبرابر قبل قضاوت خواهم کرد؛ بنابراین باید با تمرین مداوم بر روی موضوعات کوچک، این عادت را ادامه دهم تا جایی که قضاوت کردن در من به حد صفر برسد و بتوانم انرژی‌ام را صرف تمرکز بر رفتار خودم و رفع نقایص اخلاقی‌ام کنم.

سپاسگزار خداوند یکتا هستم که کنگره۶۰ را چراغ راه و روشنی‌ بخش مسیر هدایت من قرار داد تا با آموزش‌های مهندس دژاکام، خانواده محترمشان و راهنمایم، بتوانم از دنیای تاریکی و جهل خارج شوم و در جاده روشنایی و دانایی قدم بردارم.

رابط خبری: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر آرزو نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سیرجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .