چقدر ساده قضاوت میکنیم؛ انگار حق مطلق با ما است، انگار از فراز برج یقین، بیآنکه پلههای رنج دیگران را طی کرده باشیم، به زندگی آنها نگاه میکنیم. فراموش میکنیم که هر انسانی، جهان ناشناختهای از ترسهای پنهان، اشکهای ریخته و رؤیاهای شکسته است.
قضاوت، زاییده جهالت است؛ جهالتی به وسعت دردهای انسانها و به ناتوانی خودمان در دیدن تمام حقیقت. ما گاهی در شناخت خودمان هم عاجز هستیم؛ پس چگونه این جسارت را داریم که دیگری را در چارچوب اندک دانستههایمان زندانی کنیم؟
شاید اگر روزی پایمان در کفش دیگری بلغزد، تازه متوجه شویم که قضاوتهایمان چه بار سنگینی بر دوش کسی گذاشته است که خودش هم زیر بار زندگی خم شده است. شاید آنوقت ببینیم که به جای حکمدادن، میتوانستیم با مهربانی دستی دراز کنیم یا حداقل سکوتی پر از درک داشته باشیم.
زندگی کوتاهتر از آن است که بخواهیم داور دیگران باشیم و جهان پهناورتر از آن است که بخواهیم با جهل خود، آدمها را در کلیشههای تنگ ذهنیمان بفشاریم.
بیایید پیش از آنکه درباره کسی سخنی بگوییم، لحظهای درنگ کنیم. قضاوت، آینهای کج است که هم تصویر واقعی دیگران را نشان نمیدهد و هم تصویر خودمان را تار میکند. نگذاریم در ترازوی قضاوت، خود را کوچک و دیگران را بزرگتر از آنچه هستند ببینیم، یا برعکس. هر که هستی باش و بدان که مسیر هر انسانی با تمام پیچوخمهایش، منحصر به خود او است.
نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر نادیا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
82