همسفران لژیون اول درباره دستورجلسه «قضاوت و جهالت» اینگونه بیان کردند:
همسفر مرضیه:
به نظر من، قضاوت کردن زمانی انجام میشود که بدون شناخت کافی و درست، درباره افراد یا اتفاقات نظر میدهیم. جهالت تنها ندانستن نیست، بلکه نخواستن دیدن حقیقت است. در کنگره ۶۰ فرا میگیریم که به جای قضاوت دیگران، بیشتر روی خودمان کار کنیم؛ زیرا هر انسانی در زندگی خود شرایط، گذشته و مسائلی دارد که ما از آنها اطلاع نداریم. من این موضوع را در ورزش تیراندازی با کمان هم بهخوبی لمس و درک کردهام. زمانی که تیر به هدف نمیخورد، شخصی از بیرون زمین به این صحنه نگاه کند، شاید سریع قضاوت کند و بگوید کماندار مهارت ندارد؛ اما کسی نمیداند دلیل آنکه تیر به هدف نخورده چه بوده است.
هر مسئلهای ممکن است؛ شاید وزش باد، درست نایستادن، نحوه گرفتن کمان و یا حتی از بین رفتن تمرکز ورزشکار در یک لحظه و هزاران دلیل دیگر باعث این اتفاق باشد. در تیراندازی با کمان، هر بار که تیر را به سوی هدف رها میکنیم تا بر صفحه یا سیبل بنشیند، نتیجه بازتاب عملکرد خودمان است، نه عملکرد دیگران. اگر به جای بررسی اشتباه خود، شرایط یا افراد را مقصر بدانیم، پیشرفتی حاصل نمیشود. در کنگره نیز اگر همیشه دیگران را قضاوت کنیم، فرصت شناخت ضعفهای خود را از دست میدهیم.
جهالت باعث میشود انسان تصور کند که همیشه حق با خود اوست و نیازی به تغییر و اصلاح ندارد؛ اما دانایی به ما میآموزد که همیشه جای یادگیری و اصلاح وجود دارد. یک کماندار موفق، قبل از هر چیز خود را ارزیابی میکند؛ نحوه ایستادن، نوع تنفس، تمرکز و رها کردن تیر، مواردی هستند که باید به آنها توجه کند. من هم اگر میخواهم فردی موفق باشم، قبل از قضاوت دیگران، باید به رفتار، گفتار و عملکرد خود نگاه کنم. «هرچه دانایی بیشتر شود، قضاوت کردن کمتر میشود.»؛ زیرا میفهمیم هر انسانی در مسیر رشد قرار دارد و ممکن است اشتباه کند.
من فرا گرفتهام که همانطور که برای اصابت تیر به مرکز هدف باید صبر، تمرین و تمرکز داشته باشم، برای رسیدن به آرامش نیز باید از قضاوت کردن دیگران فاصله بگیرم و بر روی رشد، یادگیری و تکامل خود تمرکز کنم. امیدوارم با آموزشهای کنگره، جهالت خود را با دانایی جایگزین و قضاوت را کنار بگذارم و همانند یک کماندار که فقط چشم به هدف دارد، هدف اصلی خودم که درمان، تعادل و خدمت است را فراموش نکنم.
همسفر زهرا:
خداوند از روز الست به انسان اختیار داد تا وقتی بر سر دوراهی قرار گرفت، با اختیار خود راه درست یا غلط را انتخاب کند و با داشتن دانایی، راه و مسیر درست را تشخیص داده و در جهت آن حرکت کند. انسان از همان ابتدا راه فسق و فجور یا راه تقوا را با قضاوت میتواند انتخاب کند، گویی انسان قاضی به دنیا آمده تا در مورد خود و مسیر زندگی قضاوت کند. زمانی که انسان در مورد دیگران و مسائلی که به او ارتباطی ندارد قضاوت میکند، در اینجا مسئله جهالت مطرح میشود. در کنگره ۶۰، مثلث جهالت سه ضلع دارد که شامل منیت، ترس و ناامیدی است و ممکن است افراد یک، دو یا هر سه ضلع آن را به یک اندازه در خود داشته باشند.
خودخواهی هم زاییده جهالت است و باعث میشود شخص به خود اجازه دهد در مورد دیگران و زندگیشان قضاوت کند. قضاوت بین افراد کار هر کسی نیست. بایستی علم آن را داشت و حتی اگر علم آن را داشته باشیم، باید حرف هر دو طرف را گوش کرد و آنگاه میتوانیم قضاوت کنیم. اگر بدون شناخت و آگاهی، شخصی را قضاوت کنیم، پرونده آن به جهالت ما برمیگردد و باعث میشود ابتدا گمان بد برده و تجسس کنیم که سرزنش کردن را به همراه دارد و در پایان حکم شخص را صادر کنیم.
اگر انسان فرا گیرد، هر کاری که انجام میدهد نتیجه و ثمره آن را دریافت میکند، پس قبل از قضاوت کردن، تفکر میکند و به خود میگوید: «به من ربطی ندارد؛ اگر من خیلی بلد هستم، در مورد خود و کارهایم قضاوت کنم.» انسان از دو بخش «صور آشکار و صور پنهان» تشکیل شده است. گاهی صفاتی را در دیگران میبینیم و حس بدی داریم، به خاطر این است که آن صفت در درون ما وجود دارد. وقتی فرآیند قضاوت متوقف شود و به درون خود میرویم و قسمت پنهان خود را میبینیم، با این کار ۵۰ درصد پالایش را انجام دادهایم.
همسفر اسرا:
باید بدانیم که قضاوت کردن دیگران، یک حس منفی است و اگر مدام در مورد دیگران قضاوت کنیم و دنبال نقاط ضعف و قوت دیگران باشیم، از خود غافل میشویم و احساس بد خودمان را توجیه میکنیم. وقتی شخصی را از نظر ظاهر و باطن محکوم میکنیم، مانند این است که به شهر وجودی او حمله کردهایم و با او وارد جنگ شدهایم؛ در نتیجه باید منتظر حمله او به شهر وجودی خودمان باشیم.
جنگهای درونی و بیرونی باعث میشود دو طرف انرژی زیادی از دست بدهند و احساس خیلی بدی بین آنها به وجود بیاید. وقتی همیشه در حال قضاوت کردن هستیم، عیبهای خود را نمیبینیم و هر چه دیگران به ما بگویند، نمیپذیریم و به نوعی چشم و دلمان نسبت به دیدن حقیقت بسته میشود. نفس ما را فریب میدهد و میگوید: «چقدر زرنگ و تیزبین هستید که توانستید معایب دیگران را پیدا کنید.» به این دلیل، ما فریب نفس را میخوریم و از خود غافل میشویم و انرژی و بصیرت خودمان را از دست میدهیم.
در نتیجه ریشه بسیاری از مشکلات اساسی انسانها از ذهن آنها شروع میشود؛ زیرا ذهن مدام در حال صحبت کردن است. اگر بخواهیم ذهن را به چیزی تشبیه کنیم، مانند انسانی دیوانه و مجنون است که لحظهای نمیتواند آرام بگیرد. پس منبع بسیاری از ناآرامی هر انسانی، ذهن شلوغ اوست. ذهن میخواهد انسان را کنترل کند و مدام نگران این است که نکند اتفاقی برخلاف میل او بیفتد؛ به همین دلیل انسان دچار استرس و خشم میشود و پیشاپیش در مورد هر چیزی قضاوت میکند.
همسفر دیانا:
انسانها برای تصمیمگیریهای روزمره خود ناگزیر هستند قضاوت کنند و این موضوع بخش جداییناپذیر از زندگی آنهاست؛ اما زمانی که قضاوت بر پایه اطلاعات ناقص، برداشتهای سطحی یا ناآگاهی باشد، امکان به وقوع پیوستن اشتباهات بسیاری را به دنبال دارد. جهالت فقط به معنای بیسوادی نیست؛ بلکه به معنای ناآگاهی و ندانستن حقیقت است. بسیاری از قضاوتهایی که انجام میدهیم، به دلیل شناخت ناکافی از شرایط، گذشته و واقعیت زندگی دیگران شکل میگیرد.
اگر انرژی و زمانی را که صرف قضاوت کردن دیگران میکنیم، به شناخت و اصلاح خودمان اختصاص دهیم، رشد و آرامش بیشتری را تجربه خواهیم کرد. انسانها معمولاً فقط بخش کوچکی از یک اتفاق را میبینند و بر همین اساس نتیجهگیری میکنند؛ در حالی که از گذشته افراد، سختیهایی که پشت سر گذاشتهاند، تلاشهایی که انجام دادهاند و شرایطی که در آن قرار گرفتهاند، اطلاع کاملی ندارند و این باعث میشود بیشتر قضاوت کنند.
بسیاری از قضاوتهایی که در ذهن شکل میگیرد، بر اساس ظاهر اتفاقات و اطلاعات ناقص است و نه بر پایه حقیقت. اگر آگاهی خود را افزایش دهیم و قبل از هر قضاوت، شناخت بیشتری به دست آوریم، به طور قطع کمتر دچار اشتباه خواهیم شد. هرچقدر دانایی انسان بیشتر شود، قضاوتهای عجولانه و نادرست کمتری انجام میدهد و نگاه او نسبت به دیگران منصفانهتر و عادلانهتر خواهد شد.
ویرایش و ارسال: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)، نگهبان سایت
همسفران خانم باشگاه تیروکمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
461