English Version
This Site Is Available In English

قضاوت برخواسته از جهالت

قضاوت برخواسته از جهالت

سلام آمنه هستم یک همسفر

گاهی انسان‌ها بی‌آن‌که بدانند، در دام «جهل» و نادانی گرفتار می‌گردند و به قضاوت دیگران می‌پردازند. این قضاوت دقیقاً زمانی رخ می‌نماید که آگاهی از حقیقت امور در میان ما غایب باشد و چشم، تنها بر پوسته ظواهر خیره بماند. این رفتار، تجلی مستقیم جهالت است؛ چراکه ما بدون آن‌که در ژرفای حقیقت تأمل کنیم، با عجله و بی‌تفکر حکمی صادر می‌کنیم که ریشه در نادانی ما دارد. در جهان‌بینی «مثلث جهالت» در مقابل «مثلث دانایی» ایستاده است. وقتی ما در چرخه قضاوت گرفتار می‌شویم، در واقع در سایه این مثلث تاریک قرار گرفته‌ایم و پیامد این سقوط، چیزی جزء سلب آرامش و از دست رفتن آسایش جان نیست. من خود نیز روزگاری در این دام گرفتار بودم. هر بار که به قضاوت دیگران مشغول می‌شدم، به‌جای آن‌که احساس برتری کنم، با طوفانی از عذاب وجدان و پشیمانی روبه‌رو می‌شدم.

حال من پس از هر قضاوت، از سکون و آرامش تهی می‌شد و روحم سنگین می‌گشت. اما سپاس بی‌کران بر خداوند قادر که مسیر زندگی من‌را با ورود به «کنگره»، از تاریکی به سوی نور هدایت کرد. شنیدن «سی‌دی قضاوت»، دریچه‌ای از آگاهی را به سوی من باز کرد و دیدگاهم را نسبت به جامعه و همسفران دگرگون ساخت. در این مسیر، با حقیقتی روبه‌رو شدم که اکنون در قلبم نقش بسته است: «اگر می‌خواهی کسی را قضاوت کنی، نخست باید با کفش‌های او راه بروی.» یعنی تا زمانی‌که در جایگاه او قرار نگرفته‌ای و رنج‌ها و مسیرهایش را تجربه نکرده‌ای، قضاوتش نکن.

سلام دوستان توران هستم همسفر

موضوع مشارکت، «قضاوت و جهالت» است. قضاوت یعنی حکم کردن؛ درست مثل قاضی که حکم صادر می‌کند. اما وقتی ما از چیزی خبر نداریم و بدون آگاهی درباره‌اش حرف می‌زنیم، یعنی دچار «جهالت» یا همان نادانی شده‌ایم. پس وقتی بر اساس جهالت قضاوت می‌کنیم، یعنی داریم یک حکم اشتباه و بی‌اساس صادر می‌کنیم. یعنی حکم کردن؛ درست مثل قاضی که حکم صادر می‌کند. آقای مهندس در مورد «مثلث جهالت» فرمودند؛ که این مثلث سه ضلع دارد: ترس، منیت و جهالت. این سه تا با هم باعث می‌شوند که ما نتوانیم درست قضاوت کنیم و یا اصلاً آگاهی نداشته باشیم. من و خیلی از همسفران، قبل از این‌که آموزش ببینیم، مدام در حال قضاوت‌کردن بودیم و مسافران را مقصر وضعیت زندگی خودمان می‌دانستیم. همیشه فکر می‌کردیم مشکل از آن‌ها است، در حالی‌که خودمان آگاهی لازم را نداشتیم.

ما در زندگی روزمره، چه در جامعه و چه در خانواده، مدام در حال قضاوت بودیم. اما می‌دانید نتیجه این کار چیست؟ وقتی بدون آگاهی درباره مردم یا حتی خانواده خودمان قضاوت می‌کنیم، در واقع داریم انرژی خودمان را تلف می‌کنیم. قضاوت کردن باعث می‌شود آرامش و آسایش از دست برود و حتی باعث می‌شود وارد حریم شخصی دیگران بشویم که این خودش بسیار صدمه می‌زند. پس راه‌حل چیست؟ ما باید تلاش کنیم تا سطح دانایی و آگاهی‌مان را بالا ببریم. تا زمانی‌که آگاه نباشیم، قضاوت‌کردن مثل یک کار سخت و فرساینده است که فقط به ما آسیب می‌زند. پس باید سعی کنیم با آگاهی بیشتر، درست قضاوت کنیم و یا اصلاً از قضاوت کردن دست برداریم.

سلام دوستان نوشین هستم همسفر 

انسان موجود عجیبی است؛ انگار در میانه دو جهان ایستاده. از یک سو، با نیروی معجزه‌آسای عقل رو به آسمان‌ها دارد و از سوی دیگر، در لایه‌های عمیق و تاریک جهالت غوطه‌ور است. جهالت، فقط «ندانستن» نیست؛ جهالت آن تاریکی سنگینی است که چشم حقیقت را می‌بندد و ما را در میانه توهمات و برداشت‌های غلط اسیر می‌کند. ما گاهی بی‌آن‌که بدانیم، در دام قضاوت می‌افتیم. قضاوت اگر بر پایه دانش و تجربه باشد، می‌تواند راهگشا باشد؛ اما وقتی با تعصب، نگاه ناقص، یا بدون صبوری و بی‌طرفی سراغ دیگران می‌رویم، فقط به خودمان و جهان آسیب می‌رسانیم. من به این باور رسیده‌ام که جهالت، چهره پنهان تاریک روح انسان است؛ همان ریشه تلخی که بخل، حسادت، نفرت و کینه را در دل‌های ما می‌کارد. هر بار که قضاوت می‌کنیم، قطره‌های ارزشمند انرژی‌مان را که باید صرف رشد و آگاهی بشود، در بیابان بیهودگی هدر می‌دهیم. خداوند، تنها صاحب حکم نهایی است.

ما انسان‌ها، بدون داشتن دانش، حق صدور حکم نداریم. اگر بخواهم از زخم تجربه خودم بگویم، من هم زمانی در این مسیر راه را گم کرده بودم. پیش از آن‌که وارد این مسیر نور بشوم و آگاهی را در دستانم بگیرم، نگاهم به همسفران پر از قضاوت بود. حالا با چشمانی بازتر می‌بینم که آن قضاوت‌ها چیزی نبود جز فریاد نادانی‌ام؛ فریاد کسی که هنوز دانش و تجربه نداشت. می‌بینم که چه بسیار همسفران و مسافران، زیر بار سنگین قضاوت‌های دیگران کمر خم کرده‌اند؛ قضاوت‌هایی که از جهالت و نادانی اطرافیان سرچشمه می‌گیرد. چقدر تلخ است که نگاه ما هر روز در هیاهوی قضاوت‌ها غرق است! از کنایه‌های کلامی درباره دارایی دیگران تا نگاه‌های تیز و بی‌رحمانه به ظاهر و هیبت آدم‌ها... همه این‌ها از همان ریشه جهالت می‌روید. ما درباره ثروت، سفرها و ظاهر انسان‌ها بی‌وقفه حکم صادر می‌کنیم، در حالی‌که خود را در تاریکی نادانی رها کرده‌ایم. این فاجعه است که همین قضاوت‌های بی‌جا و اشتباه، می‌تواند روح یک انسان را در هم بشکند، او را از چرخه زندگی و رشد خارج کند و به سیاهچاله بیماری و افسردگی بکشاند. امید من این است که هر روز، ذره‌ای بیشتر، به سوی نور حرکت کنیم. امیدوارم آن‌قدر بیاموزیم و آگاهی‌مان را بالا ببریم که دیگر نیازی به قضاوت دیگران نداشته باشیم؛ تا به جای صدور حکم، تنها به دنبال درک حقیقت باشیم.

سلام دوستان منصوره هستم همسفر

قضاوت به معنی داوری کردن است و به پیش‌نیازهای فراوانی مانند ایمان، فرمان عقل، خودشناسی، علم، آگاهی، عدالت، آموزش، صبر و تقوا احتیاج دارد. قضاوتی که از روی ناآگاهی و جهالت باشد، قطعاً موجب تخریب فرد قضاوت‌کننده خواهد بود؛ اما جهالت پیش‌نیازی ندارد و به معنای عدم آگاهی و نادانی است و زمانی‌که جهالت باشد، ترس، ناامیدی و منیت به دنبالش می‌آید و صفات منفی مانند حرص، بخل، حسد و خرافات از میوه‌های جهالت هستند. قضاوت کردن از طرف انسان‌هایی رخ می‌دهد که جهالت دارند؛ زیرا انسان‌ها هرچه قدر دانایی و آگاهی داشته باشند، کمتر بر کرسی قضاوت می‌نشینند و می‌دانند که قضاوت کردن کار هر کسی نیست و نیاز به اطلاعات وسیعی دارد.

در کنگره، هنگام شروع جلسه، ۱۴ ثانیه سکوت برقرار می‌شود تا ما از جهل و نادانی خود به خداوند پناه ببریم؛ زیرا همین جهالت باعث قضاوت انسان‌ها می‌شود. هرچه انسان جهلش بیشتر باشد، دامنه قضاوتش هم بیشتر است. وادی اول این آموزش را می‌دهد که قبل از انجام هر کاری یا قبل از هر قضاوتی باید تفکر کنیم. ما در کنگره۶۰، یاد می‌گیریم دوربین‌مان را در زندگی بر روی خودمان متمرکز کنیم، فقط و فقط عیب‌های خودمان را ببینیم و روی ضلع جهان‌بینی‌مان کار کنیم، آموزش بگیریم و دانایی‌مان را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم تا از جهل و نادانی خودمان که بزرگ‌ترین دشمن خودمان است، رها شویم، مثبت‌نگر باشیم و به انسانی متعادل تبدیل شویم و بتوانیم آرامش را در کنار اطرافیان‌مان تجربه کنیم؛ چراکه آرامش درونی و بیرونی حاصل تعادل است.

سلام دوستان مرضیه هستم همسفر 

موضوع مشارکت من «قضاوت و جهالت» و بررسی ارتباط «حکم کردن» با «ندانستن» است. قضاوت به معنای حکم کردن است و جهالت به معنی عدم آگاهی و ندانستن. ارتباط این دو واژه چنین است که ما باید از قضاوت برخاسته از جهالت پرهیز کنیم. قضاوت زمانی اتفاق می‌افتد که فرد درباره موضوع یا شخصی آگاهی کامل نداشته باشد و تنها بر اساس ظواهر دست به قضاوت بزند. انسان مدام در حال قضاوت بسیاری از مسائل روزمره زندگی است، اما قضاوت ناآگاهانه درباره دیگران اشتباه است. کسانی‌که دیگران را قضاوت می‌کنند، معمولاً در زندگی خود هدف مشخصی را دنبال نمی‌کنند. هرچه انسان داناتر باشد، کمتر قضاوت می‌کند و هرچه جاهل‌تر باشد، بیشتر قضاوت می‌کند.

هنگامی که درباره دیگران قضاوت می‌کنیم، انرژی ما تحلیل می‌رود و این کار در وجود ما تخریب ایجاد می‌کند. برای آن‌که باغ وجودمان آباد شود، باید قضاوت را بشناسیم. این‌جا است که باید به ریشه این تخریب، یعنی «جهالت» نگاه کنیم. جهالت به معنای نبودن آگاهی و نادانی است و جاهل به دلیل جهلش سرزنش شده است. وقتی‌که جهالت وجود داشته باشد، ترس، منیت و ناامیدی هم همراهش می‌آید و نتیجه‌اش نبودن امنیت خواهد بود. جهالت، شخص را به سمت مصرف مواد مخدر می‌کشاند و در مقابل مثلث دانایی قرار می‌گیرد. مثلث جهالت از سه ضلع: ترس، ناامیدی و منیت تشکیل شده است.

مصرف‌کنندگان به علت جهالت به سمت مواد مخدر کشیده شدند و با آموزش دیدن و رسیدن به دانایی، نه‌تنها مواد مخدر، بلکه بسیاری از ضدارزش‌های دیگر را نیز کنار گذاشتند. زمانی‌که انسان به مرحله میانه می‌رسد، بر سر دو راهی تقوا و فجور قرار می‌گیرد و این‌جا است که اختیار و هم‌چنین قدرت قضاوت به او داده می‌شود. پس باید با افزایش دانایی و آگاهی، از جهالت فاصله بگیریم و قضاوت‌هایمان را به قضاوتی عادلانه و آگاهانه تبدیل کنیم.

رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
عکاس، ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .