سلام دوستان نرگس هستم یک همسفر
در جهان نیرو معادل حس است و وظیفه حس در هر موجودی ایجاد حرکت است. مثلاً اگر چوبی را کنار آهن ربا قرار دهیم، هیچ واکنشی نشان نمیدهد؛ اما اگر آهن جایگزین چوب شود، بلافاصله جذب میشود؛ اگر من نسبت به فرد یا رفتاری، حس بدی داشته باشم، آن حس یا رفتار بد در من وجود دارد. برای مثال، اگر نسبت به یک انسان دروغگو احساس بدی دارم، صفت دروغگویی حتماً در وجود خود من نهفته است که باعث بروز همچنین حسی شده، در غیر این صورت اگر حس در من به وجود نیامد؛ یعنی این صفت در درون من نیست؛ وقتی کسی را به دروغگویی متهم کنم، این ویژگی ممکن است به صورت آشکار یا پنهان در من باشد. ویژگیهای پنهان، همچون بذری هستند که هنوز سر از خاک بیرون نیاورده و در شرایط مناسب، جوانه زده و رشد میکنند. نکته حائز اهمیت اینجا است که با قضاوت و حکم صادر کردن حتی با وجود فاصله زیاد، حس منفی که در من به وجود آمده به طرف مقابل هم منتقل میشود؛ حتی اگر فرسنگها فاصله هم داشته باشیم. تا زمانی که قضاوت میکنم در تاریکی به سر میبرم و اگر هزاران نفر بگویند تو چنین مشکلی داری قبول نمیکنم؛ چون نمیبینم، یعنی کور میشوم؛ وقتی قضاوت را کنار بگذارم، نور نمایان میشود و انسان قادر به دیدن میگردد؛ پس مشکل اصلی تاریکی نیست ندیدن آن است؛ اگر انسان قادر به فهمیدن و دیدن تاریکی باشد، نصف مسائل حل میگردد و تا هنگامی که این صفات ناخوشایند را نبیند نمیتواند خود را اصلاح کند.
سلام دوستان سمیرا هستم یک همسفر
قضاوت به معنای اظهار نظر کردن درباره دیگران و جهالت؛ یعنی نداشتن دانایی است. جملاتی مانند: فلانی چرا این کار را انجام میدهد؟ فلانی چهقدر دروغگو است، فلانی از راه نادرست کسب درآمد میکند، از جمله قضاوتهای مرسوم هستند. من این حسهای منفی را ناخودآگاه به دیگری منتقل میکنم. در حالی که شاید خود نیز از طرف مقابل ضدارزشهای بیشتر و حتی قویتری داشته باشم. گاهی از وجود آنها آگاه هستم و گاهی هم ممکن است اطلاعی نداشته باشم؛ اگر جهالت و ضدارزش در وجود من نباشد، هیچ وقت قادر به قضاوت نیستم؛ پس هر زمان در وجود کسی ضدارزشی پیدا کردم، باید به درون خود برگردم و به دنبال علت آن باشم که چرا من متوجه این ضدارزش در درون دیگران شدهام. این یکی از بزرگترین اصول کنگره است و به من یادآوری میکند، روی خود کار کنم و قادر به تغییر دیگران نیستم. در کنگره آموختهام اگر از داستان زندگی شخصی و ماجراهایی که برای او اتفاق افتاده آگاه باشم، اجازه قضاوت درباره او را ندارم؛ چون انسان هیچ وقت توانایی دانستن تمام زوایای یک ماجرا را ندارد؛ پس قضاوت تحت هر شرایطی نشان از جهالت و داشتن همان ضدارزش در انسان است که کامل نیست و به سوی کمال قدم برمیدارد. صفت قضاوت، برازنده خداوند دانا و قادر مطلق است.
سلام دوستان نجمه هستم یک همسفر
خداوند را شاکرم که کنگره را روزی من قرار داد تا بتوانم خود را بازسازی کنم و در پیشگاه قدرت مطلق سربلند و سرافراز باشم. خداوند به انسان اختیار را عطا کردند. انسان به دنیا آمده تا راه خود را پیدا کند، نه مسیر دیگران را و دادههای الهی همچون شمشیری دو لبه هستند، میتوانند کمک دهنده و یا بسیار خطرناک باشند. هر درس در کنگره، کلیدی است که دری به سوی باغی پر از نور بر من میگشاید. داستان قضاوت و جهالت، یکی از آن کلیدهای حیاتی هستند؛ زیرا مرا به درون خود هدایت میکند و یادآور میشود که حتی اگر عیبی غیر قابل دیدن باشد، باید آن را بیابم. درون من پر از تاریکی بود و غول ضدِارزشها در آن جولان میداد؛ پس از گذراندن چندین درس، اندکی دانایی به من افزوده شد؛ اما به قول آقای مهندس: این دانایی، همچون کبریتی است که به سرعت خاموش میشود؛ اما درسِ قضاوت برای من مانند: فانوسی شد که مدتها فضای درونم را روشن نگه میدارد. با این فانوس، فضای جولانِ آن غولِ بی شاخ و دم کمتر شده است. این فانوس به من میآموزد که هر آن چه در دیگران میبینی، در درون خود تو است. به قول حضرت مولانا که در کتاب فیه ما فیه میفرماید: اگر در برادر خود عیبی میبینی، آن عیب در خود تو هست که در او میبینی؛ عالم همچون آینه است و تو نقش خود را در آن میبینی. (اَلْمُؤْمِنُ مِرآةُ الْمُؤْمِنِ). پس آن عیب را از خود جدا کن، زیرا آن چه از او میرنجی، در واقع از خودت میرنجی.
سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر
وقتی در وجود ما مثلثِ جهالت رشد کند که شامل ترس، ناامیدی و منیت است. در این حالت، بدون داشتن دانایی به خود اجازه تجسس کردن میدهیم. قضاوتِ بدون دانایی سر منشأ غیبت محسوب میگردد؛ زمانی که بر کسی گمان بد میبریم وارد مرحله تجسس میشویم، غیبت میکنیم و در نهایت با سرزنش، ملامت و قضاوت ناآگاهانه حکم صادر میکنیم. تجسس پایهگذار قضاوت با جهالت کامل و جهالت از فقدان دانایی است. کسی که در جایگاه قضاوت قرار میگیرد، باید فردی دانا با علم کامل باشد؛ زیرا علم و تخصص باعث میشود قوانین به درستی اجرا شده و حق کسی ضایع نگردد. قضاوت همچون ترازو باید دارای مقدار، سنجش و اندازهگیری باشد. خداوند قضاوت را همراه با اختیار در وجود انسان قرار داده تا قدرت تجزیه و تحلیل و سپس تصمیمگیری شکل بگیرد. هر فرد بارها در مسیر زندگی با دو راهیهای بسیاری روبهرو میشود؛ بنابراین بر اساس عقل و تفکر قضاوت کرده و تصمیم بر درست و نادرست بودن را بگیرد؛ پس به قدرت تجزیه تحلیل و قضاوت احتیاج دارد. هر فرد از قدرتی که خداوند در اختیار او قرار داده، میتواند استفاده درست یا نادرست را انجام دهد. تجسس و قضاوت، گم کردن و گمراهی را به همراه دارد. نکته بسیار مهم، انرژیِ حاصل از این اعمال است. ما با خرج این انرژی برای دیگران، آرامش را از دست میدهیم.
مشارکت کنندگان: همسفر نرگس، همسفر سمیرا، همسفر نجمه و همسفر معصومه رهجویان راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم )
رابط خبری: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم )
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران شعبه فردوسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
176