باید بتوانیم به انسانها و رویدادهای زندگی به دید درست نگاه کنیم و حرمت اشخاص را نگه داریم و به چشم احترام به دیگران نگاه کنیم. به تفاوتهای فردی احترام بگذاریم و بدانیم که امکان خطا برای همه هست؛ ولی باید هم دلی کنیم و قضاوت نکنیم تا مورد قضاوت قرار نگیریم.
خودمان، افکارمان و احساساتمان راچیزی جدا و متمایز از دیگران تلقی نکنیم که این خیال باطل برایمان در حکم یک زندان خواهد شد. ما در کنگره 60 آموزش میبینیم و یاد میگیریم که فقط دوربین را در زندگی بر روی خودمان زوم و متمرکز کنیم و فقط عیبهای خودمان را ببینیم و آنها را رفع کنیم.
برای این کار مهم باید روی ضلع جهانبینی خود کار کنیم تا آموزش ببینیم و داناییمان را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم تا از جهل و نادانی خودمان که بزرگترین دشمن خودمان است رها شویم. بیشتر قضاوتها در ظاهر است؛ زیرا هر چه چشممان ببیند سریع مورد قضاوت قرار میدهیم و برای لحظهای فکر نمیکنیم که شاید اینگونه نباشد که ما میبینیم.
هر کدام از انسانها برای خود یک دایره یا چهار چوپ دارد و باید ما در دایره و حریم خودمان حرکت کنیم اگر از آن دایره تجاوز کنیم خودمان دچار مشکل می شویم. هر چه جاهلتر و نادانتر باشیم قضاوت ما در مورد دیگران بیشتر و در مورد خودمان کمتر است؛ هرچه ما داناتر و آگاهتر باشیم قضاوتمان در مورد خودمان بیشتر و در مورد دیگران کمتر خواهد بود.
انسانها اشتباه میکنند، همه انسانها در حال آموزش و فراگیری هستند چرا بایستی ما توانمان را برای کشف اشتباهات دیگران و قضاوت در مورد آنها بگذاریم. قضاوت در سادهترین تعریف، تمایل ذهن انسان برای دسته بندی و برچسب زنی به پدیدهها و آدمها است تا جهان برایش قابل فهم و پیشبینی شود.
ما نمیتوانیم جهان درون دیگران را به تمامی بشناسیم، باید از حکمرانی نادانسته اجتناب کنیم چرا که فاصله ما تا حقیقت، دقیقاً به اندازه قضاوتی است که میان خود و دیگری میگذاریم.
نویسنده و ارسال:همسفر فاطمه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارومیه
- تعداد بازدید از این مطلب :
55