English Version
This Site Is Available In English

باید بدانیم تا زمانی که «جهان‌بینی» ما تغییر نکند، درمانِ اعتیاد ممکن نخواهد بود

باید بدانیم تا زمانی که «جهان‌بینی» ما تغییر نکند، درمانِ اعتیاد ممکن نخواهد بود

مشارکت و برداشت تعدادی از اعضای لژیون چهاردهم نمایندگی شفا

مسافر علی:
موضوع وادی دهم: صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است.

آموزش‌های جناب مهندس در وادی دهم، درسِ اختیار و امید است. مفهوم اصلی این وادی این است که انسان دارای اختیار کامل است و خودش، معمارِ زندگیِ خویش است. چون «انسان» و «هستی» جاری هستند، ما هم دائماً در حالِ تغییر، تبدیل و ترخیص هستیم و هیچ‌کس در هیچ نقطه‌ای از تاریکی، محکوم به ماندن نیست.

خداوند این اختیار را به ما داده است که مسیرمان را انتخاب کنیم:
یا می‌توانیم با کسبِ آگاهی و انجامِ کارهای ارزشی، به انسانی دوست‌داشتنی و باایمان تبدیل شویم که نورِ خداوند در وجودش متجلی است، یا اینکه با ماندن در پیله‌ی مشکلات، حسادت، بددهنی و خشم، جهنمی برای خود بسازیم که تنها قربانیِ آن، خودمان هستیم.
از آنجا که هستی بر مبنای حرکت و جاری بودن پیش می‌رود، ما نیز باید با جدیت در مسیرِ تغییر کوشا باشیم. یادمان باشد که «ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است»؛ یعنی برای بازگشت به نور و رهایی، هیچ‌گاه دیر نیست. اینکه تصور کنیم با خوردن، خوابیدن و غرق شدن در لذت‌های آنی مشکلات حل می‌شود، یک اشتباه بزرگ است؛ حتی اگر ثروتی به اندازه الماس کوه نور به دست بیاوریم، بدونِ تغییرِ درون و تلاش برای ارتقا، آن نیز روزی تمام می‌شود و چیزی از ما باقی نمی‌ماند.

نتیجه‌گیری:
آنانی که مجذوبِ قدرتِ الهی می‌شوند و در مسیرِ ارزش‌ها حرکت می‌کنند، پله‌پله ارتقا می‌یابند. اما کسانی که عمرشان را تنها به «سورچرانی»، مسخره کردنِ دیگران و غفلت می‌گذرانند، درجا می‌زنند و همچنان در همان جهنمِ تاریکِ درونِ خود باقی می‌مانند. پس بیاییم از این لحظه، صفاتِ گذشته‌ی خود را رها کنیم و با شروعی تازه، به سمتِ انسانیِ بهتر، مفیدتر و آرام‌تر حرکت کنیم.

مسافر حامد:

موضوع: مشارکت در مورد سیگار و نیکوتین.

ابتدا از استاد عزیز سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا بتوانم آموزش بیشتری بگیرم و آموخته‌هایم را با شما در میان بگذارم.
در این آموزش، متوجه یک نکته بسیار مهم شدم: اعتیاد ما به نیکوتین، فقط یک وابستگی ساده نیست؛ بلکه در واقع یک فرآیند «جایگزینی» در بدن ماست. بدن ما به‌طور طبیعی ماده‌ای به نام «نیکوتین‌آمید» دارد که پایه نیکوتینی دارد. اما با مصرف سیگار، من عملاً ترشح این ماده‌ی طبیعی و حیاتی را در بدن خودم از کار انداختم و جای آن را با نیکوتینِ خارجی پر کردم. به همین دلیل است که بدن من به این ماده‌ی بیگانه وابسته شد.

اعتیاد به سیگار دو جنبه دارد: یکی ذهنی و روانی و دیگری جسمی. اگر بخواهم از جنبه‌ی جسمی و آسیب‌های سمی آن صحبت کنم، باید بگویم که در سیگار بیش از ۴۷۰۰ نوع سم وجود دارد. در واقع، مشکل اصلی فقط خودِ نیکوتین نیست، بلکه آن هزاران ماده‌ی سمی دیگر است که به شدت به بافت‌های ما آسیب می‌زنند.
اجازه دهید چند مورد از این آسیب‌ها را برایمان روشن‌تر کنم:

۱. اختلال در تنفس و اکسیژن‌رسانی: تنها با کشیدن ۱۰ پک سیگار، مجراهای تنفسی ما تا ۵۰ درصد تنگ می‌شوند. این یعنی اکسیژن کمتری به خون می‌رسد و در نتیجه، سلول‌ها، عضلات و حتی مغز ما از اکسیژنِ لازم برای عملکرد صحیح محروم می‌شوند.
۲. تحریک سیستم عصبی: سیگار سیستم عصبی «سمپاتیک» را تحریک می‌کند؛ به این معنا که بلافاصله پس از کشیدن، ضربان قلب به‌طور ناگهانی بالا می‌رود و فشار سنگینی به قلب وارد می‌شود.
۳. تغییر در خون و فشار خون: مواد موجود در سیگار باعث لخته شدن خون و افزایش غلظت آن می‌شود. این موضوع باعث کاهش دفع ادرار، بالا رفتن فشار خون و ایجاد بوی بد در تنفس می‌گردد.
۴. آسیب‌های ظاهری و ساختاری: از زرد شدن دندان‌ها و حساسیت به سرما و گرما گرفته تا آسیب به چگالی استخوان‌ها و بروز «پوکی استخوان».
۵. خطر سرطان: و در نهایت، خطرناک‌ترین بخش، ریسک بالای ابتلا به انواع سرطان‌ها از جمله سرطان دهان، زبان، حنجره و ریه است.

ما در مسیر سفر هستیم و برای اینکه بتوانیم با قدرت و سلامت در این مسیر گام برداریم، باید بدانیم که این سم‌ها چگونه بدن ما را از کار می‌اندازند.

مسافر ایمان:
موضوع: ساختنِ خویش

برای رسیدن به هر هدفی، همواره دو راه وجود دارد: راهِ کجی و راهِ راستی. انتخابِ راهِ کجی شاید ما را زودتر به خواسته‌مان برساند، اما آن نتیجه هرگز ارزشمند و ماندگار نیست. در مقابل، راهِ درست شاید زمان‌بر باشد و نیاز به صبر داشته باشد، اما قطعاً ما را به مقصدی شایسته می‌رساند.
زندگی، شبیه به یک نمایشنامه‌ی حقیقی است که کارگردان و تصویرگرِ آن، خودِ ما هستیم. ما نمی‌توانیم از این چرخه‌ی حیات خارج شویم؛ پس چه بهتر که راهِ درستِ زندگی کردن را انتخاب کنیم. باید یاد بگیریم در لحظه زندگی کنیم تا به آرامش و آسایشِ حقیقی برسیم. هیچ‌کس ذاتاً بدی و ضد‌ارزش‌ها را دوست ندارد. اگر کسی به سمت مواد یا قرص می‌رود، به این دلیل است که «چشمه‌های جوشانِ درونش» خشکیده و به بیراهه رفته است؛ مسیری که می‌دانیم پایانش تاریکی است. برای تغییر این وضعیت، ما باید رمز و رازِ قوانینِ زندگی و حرمت‌ها را بیاموزیم.

در کلام‌الله شریف، دستوراتِ گران‌بهایی برایِ ساختنِ خویش آمده است:
*   دیگران را با القابِ زشت خطاب نکنیم.
*   کسی را مسخره نکنیم.
*   گمانِ بد نبریم و تجسس نکنیم، چرا که با فضولی، آرامش را از خودمان سلب می‌کنیم.
*   به حریمِ خصوصی دیگران احترام بگذاریم.
*   آنچه برای خود می‌پسندیم، برای دیگران نیز بپسندیم.
*   قضاوت نکنیم تا قضاوت نشویم.

باید بدانیم که تا زمانی که «جهان‌بینی» ما تغییر نکند، درمانِ اعتیاد و کاهشِ مواد ممکن نخواهد بود. برخی تصور می‌کنند مواد به آن‌ها انرژی می‌دهد، اما این یک توهم است! اعتیاد مثل بالا کشیدنِ فتیله‌ی چراغ‌نفتی است؛ نفتِ چراغ زود تمام می‌شود و چیزی جز سوختن و از تعادل خارج شدن باقی نمی‌ماند. اما وقتی سفر می‌کنیم و در مسیرِ درمان قرار می‌گیریم، آن نیروهای از دست رفته بازمی‌گردند و انسان به معنای واقعی «جوان» می‌شود.
جسمِ ما، تا زمانی که زنده است، توانِ بازسازیِ خود را دارد. همان‌طور که در قرآن تأکید شده است که به خوراکمان توجه کنیم تا به بیماری دچار نشویم، ما نیز در کنگره می‌آموزیم که با تغذیه‌ی سالم، ورزش کردن و آموزش گرفتن، به سلامتی و تعادل برسیم.

مسافر مهدی:
موضوع: حرمت کنگره ۶۰

همیشه برایم سوال بود که چرا می‌گوییم «کنگره مکان امن و مقدسی است»؟ برداشت من این است که هر مکان و هر جمعی، حریم، حرمت و احترام خاص خودش را دارد. مثلاً وقتی به یک مکان مقدس مثل مسجد می‌رویم، برای ورود باید آداب، قوانین و احترام آنجا را رعایت کنیم؛ مثل رعایت نظم در صف نماز جماعت یا سکوت در حین عبادت.
کنگره ۶۰ هم دقیقاً همین‌طور است. حرمت کنگره، از لحظه ورود تا خروج ما را در بر می‌گیرد. اما چرا می‌گوییم مکان مقدس؟ چون کنگره ما را از تاریکی و جهالتی که در آن غرق شده بودیم، با راهنمایی عزیزانِ راهنما و همه خدمتگزاران، به سمت نور، روشنایی و نیکی‌ها هدایت می‌کند.
من در این مکان یاد می‌گیرم که دروغ نگویم، کسی را سرزنش نکنم، سرم در لاکِ خودم باشد و از قضاوت کردنِ دیگران پرهیز کنم. یاد می‌گیرم که بیرون از این مکان، روابط مالی و کاری با اعضا برقرار نکنم؛ چرا که تجربه نشان داده این‌گونه روابط، باعثِ ایجاد مشاجره یا از دست رفتنِ حسِ خوب می‌شود و نه تنها حالِ آدم را بهتر نمی‌کند، بلکه آن آرامشی را که با زحمت به دست آورده‌ایم، از بین می‌برد.
در نهایت، «مکان مقدس» یعنی اینکه بدانیم این امنیت، علاوه بر تلاش و زحمات مرزبانان و خدمتگزاران عزیز، به این دلیل است که سایه خداوند متعال در این مکان ساری و جاری است و او بر اعمال و رفتار ما نظاره‌گر است.

مرزبان خبری: مسافر احمد
ارسال: مسافر محمدرضا ل7

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .