دستور جلسه این هفته «قضاوت و جهالت» است.
وقتی برای اولین بار وارد کنگره ۶۰ شدم، فکر میکردم خیلی از مسائل را میدانم و درک درستی از اعتیاد و درمان آن دارم. اما به مرور متوجه شدم بخش بزرگی از مشکلات و رنجهایی که در زندگی تجربه کرده بودم، از قضاوتهای اشتباه و جهالت خودم سرچشمه میگرفت.
قبل از آشنایی با کنگره، همیشه در حال قضاوت کردن بودم؛ قضاوت مصرفکننده، خانواده، اطرافیان و حتی خودم. فکر میکردم اگر کسی مصرفکننده شده، فقط به خاطر ضعف اراده اوست. نمیدانستم اعتیاد یک بیماری پیچیده است و درمان آن نیازمند آموزش، زمان و حرکت در مسیر درست است.
یکی از نشانههای جهالت این است که انسان بدون آگاهی و شناخت، درباره دیگران نظر میدهد. من بارها این اشتباه را انجام داده بودم. حتی وقتی وارد کنگره شدم، افراد را از روی ظاهر، نحوه صحبت کردن یا جایگاهشان قضاوت میکردم. اما به مرور یاد گرفتم که هر انسانی داستانی دارد که من از آن بیخبرم.
در کنگره آموختم که قضاوت کردن باعث میشود از آموزش گرفتن باز بمانم. زمانی که تصور میکنم همه چیز را میدانم، در حقیقت در تاریکی جهالت قرار گرفتهام. انسان دانا بیشتر شنونده است تا قاضی.
به عنوان یک همسفر، یکی از بزرگترین قضاوتهای من درباره مسافرم بود. بارها او را متهم میکردم که نمیخواهد درمان شود و قصد تغییر ندارد. امروز میدانم که آن قضاوتها ناشی از ناآگاهی من بود. من صورت مسئله اعتیاد را نمیشناختم و از تخریبهای جسم، روان و جهانبینی اطلاع کافی نداشتم.
وقتی آموزشهای کنگره را دریافت کردم، نگاهم تغییر کرد. فهمیدم برای قضاوت کردن باید علم و آگاهی کافی داشت و حتی در آن صورت هم بهتر است به جای قضاوت، به دنبال شناخت باشیم. چون قضاوت اغلب ما را از حقیقت دور میکند.
من تجربه کردهام هر زمان که دیگران را قضاوت کردهام، آرامش خودم را از دست دادهام. ذهنم درگیر شده و انرژی زیادی از من گرفته شده است. اما زمانی که سعی کردهام دیگران را همانگونه که هستند بپذیرم، آرامش بیشتری داشتهام.
جهالت فقط ندانستن نیست؛ گاهی نخواستنِ دانستن است. زمانی که انسان حاضر نباشد آموزش بگیرد، حتی اگر در میان بهترین آموزشها قرار داشته باشد، باز هم در جهالت باقی میماند. کنگره به من یاد داد که برای خروج از جهالت باید آموزش بگیرم، تفکر کنم و تجربه کسب کنم.
در وادیها میآموزیم که هیچکس به میزان کافی دانا نیست و هیچکس آنقدر نادان نیست که نتواند چیزی بیاموزد. این نگاه به من کمک کرد تا با فروتنی بیشتری به زندگی نگاه کنم.
امروز اگر رفتار یا عملکرد کسی را نمیفهمم، سعی میکنم قبل از قضاوت، شرایط او را درک کنم. از خودم میپرسم آیا من جای او بودهام؟ آیا تمام واقعیت را میدانم؟ اغلب پاسخ منفی است.
در کنگره یاد گرفتم که هر انسانی مسئول سفر خودش است. وظیفه من قضاوت کردن نیست، بلکه آموزش گرفتن و حرکت در مسیر رشد خودم است. هر زمان که از این مسیر خارج شدهام، دچار حاشیه و آشفتگی شدهام.
یکی دیگر از مصادیق جهالت در زندگی من، قضاوت خودم بود. گاهی به خاطر اشتباهات گذشته خودم را سرزنش میکردم و ارزشهای خودم را نادیده میگرفتم. اما آموزشهای کنگره به من آموخت که انسان همواره فرصت تغییر و رشد دارد.
امروز میدانم که دانایی با جمعآوری اطلاعات به دست نمیآید، بلکه باید آن را به عمل سالم تبدیل کرد. هر چه دانایی مؤثر بیشتر شود، قضاوت کمتر و درک و پذیرش بیشتر میشود.
به نظر من نقطه مقابل جهالت، فقط دانش نیست؛ بلکه آگاهی همراه با عمل سالم است. وقتی انسان آموزش میگیرد و به آن عمل میکند، نگاهش به خود، خانواده و جامعه تغییر میکند.
خدا را شکر میکنم که کنگره ۶۰ به من فرصت داد تا بسیاری از قضاوتهای اشتباه خود را بشناسم و برای رفع آنها تلاش کنم. هنوز در ابتدای راه هستم و میدانم باید آموزشهای بیشتری بگیرم، اما امروز نسبت به گذشته آگاهتر شدهام.
امیدوارم بتوانم هر روز کمتر قضاوت کنم، بیشتر بیاموزم و با خروج از تاریکی جهالت، به سمت دانایی و آرامش حرکت کنم.
نویسنده:همسفر راهنما ریحانه (لژیون اول)
ویرایش، ویراستاری و ارسال: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر یگانه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی قشم
- تعداد بازدید از این مطلب :
35