در کنگره همهی فصلها بهار است همهی اشکها اشک شوق همهی پیوندها از روی عشق و محبت است. ترس به دلت راه نمیدهی از مسیر سخت میگذری؛ اما میدانی به سلامت خواهی رسید. کسی در اوج بیداری خود به سراغت میآید آرام آرام در گوشت زمزمه میکند وقتی خوب آماده شدی تو را از خواب بیدار میکند آرام آرام هوشیارت میکند فقط کافی است خودت را به خواب نزنی کافیست بیدار شوی اگر بیدار شوی روزهای خوب در انتظار تو هستند روزهایی که دو لیوان چای میریزی و با مسافرت هم کلام میشوی روزهایی میرسد که هر دوی شما به هم امیدواری میدهید خودتان را از هم جدا نمیدانید و با هم یکی میشوید. اگر از خواب بیدار شوی روزهای خوبی را میبینی این را قول میدهم روزهایی که شجاعت و جسارت تمام تو را در بر میگیرد و قدرت عمل پیدا میکنی، روزی که عشق تو را بغل خواهد کرد و محبت در نگاهت برق میزند روزی که پسرت با تو دوستانه درد و دل میکند و دخترت محرمانههایش را با تو در میان میگذارد؛ زیرا در وجود تو صبر و استقامت را دیده، میداند که تو همیشه در لحظه لحظه زندگی با رنجها کنار آمدهای و از دل آن دردها قد علم کردهای پس به تو اطمینان میکند و روی شانههایت حساب میکشد.
اگر بیدار شوی پرندهها را در آسمان خواهی دید که چگونه با افتخار پرواز میکنند، صدای دریا را میشنوی و با دیدن موجهای عظیمش پی خواهی برد زندگی بالا و پایین زیاد دارد، اگر بیدار شوی خانه و خانوادهات را بهتر میبینی، مادرت را میبینی که شاید پیرتر شده و تو در کشاکش رویارویی با مشکلات او را کمتر دیدهای؛ اما حالا که بیدار شدهای او را بهتر و عمیقتر دوست خواهی داشت.
بیدار شو که اگر بیدار شوی آوازها شنیدنیتر مناظر دیدنیتر، آسمانها آبیتر، دوستیها عمیقتر و قلب ها مهربانتر خواهند شد.
بیدار شو بیداری تو خیلی از انسانهای خفته را بیدار خواهدکرد چه خفتههایی که با بیداری تو بیدار میشوند پس تمام کن این خواب غفلت را بیدار شو!!
آن روز کسی که در گوش من زمزمه کرد و من را از خواب غفلت با آرامش بیدار کرد با کلامش در قلبم نشست و چشمهای بسته من را باز کرد و سیاهیها را از قلبم زدود آن کسی که پرواز پرندهها را برایم تماشایی کرد فصلها را بهاری کرد و یاد انسانهای پر مهر را در ذهنم تداعی کرد آن کسی که آدرس بی نام و نشان خودم را به خودم نشانی کرد راهنمای عزیزم خانم مرضیه بود که توانست با آموزشهای کنگره جوری من را بیدار کند که هرگز دوباره نخواهم خفت. این بیداری را مدیون کنگره، آقای مهندس و راهنمایم هستم. سایهشان مستدام.
نویسنده: راهنما همسفر نازنین (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر الهام رهجو راهنما همسفر مرضیه (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی شوشتر
- تعداد بازدید از این مطلب :
91