سیدی ابلیس مرا به خاطراتی برد. یاد دوستی که زمانی با او آشنا شدم و از آن لحظات خوش و لذتهایی که در کنار هم داشتیم. در این مسیر فهمیدم که روابط ما در تمام شرایط زندگی، یک مثلث را تشکیل میدهند. در این مثلث یک ضلع من هستم، یک ضلع دیگری و ضلع سوم همان رابطه میان ما است. فضای میان این سه ضلع تعیین میکند، کیفیت زندگی ما چگونه باشد. گاهی اوقات فضای داخل این مثلث به چنان فاجعهای تبدیل میشود که از دیدن یکدیگر منزجر میشویم و دیگر هیچ لذتی در رابطه نمیبریم. فضایی مسموم و آلوده که میتواند تمام آرامش ما را بگیرد؛ اگر بخواهیم فضای این مثلث را عطرآگین کنیم، باید به ریشه مسئله نگاه کنیم.
آقای مهندس میفرمایند: ما با آدمهای بد روبهرو نیستیم؛ بلکه با آدمهایی روبهرو هستیم که دچار دانشِ بد و کمبود اطلاعات هستند. از دیدگاه من آن چه بدی را به وجود میآورد، در واقع همان جهل و ناآگاهی است؛ اگر انسان به درستی درک کند که بدی ماهیت خود را از دست میدهد، هرگز نمیتواند بدی کند. فطرت انسان به ذات خود، خوب و کمالگرا است؛ اما وقتی کسی از ارزشِ خوب بودن و فداکاری برای بقاء دیگران غافل میشود، در واقع در دریای جهل غرق شده است. یکی از بزرگترین آسیبها به فضای مثلث از طریق غیبت وارد میشود؛ وقتی شروع به غیبت میکنیم، داریم در فضای مقدسِ رابطه، گِل میپاشیم. در قرآن نیز به ما هشدار داده شده که از گمان بد، ظن و تجسس در امور دیگران دوری کنیم. مسیر، اغلب از جایی شروع میشود که ما ابتدا گمان بدی میبریم و سپس با تجسس آن گمان را به تحقیق و تأیید میرسانیم. ما نباید به رفتارهای دیگران تفسیرهای غلط بدهیم. هر کس مسئول کار و زندگی خودش است. در جمعها نباید به دنبال گله و شکایت، انتقاد یا بازجویی از یکدیگر باشیم.
احترام متقابل و مراعات در کلام، بنای یک رابطه سالم است. ما باید یاد بگیریم که اگر کسی دوست ندارد درباره موضوع خاصی صحبت شود، در آن مورد سکوت کنیم و به جای بحث بر نقاط ضعف، بر نقاط مشترک تمرکز کنیم. در این فضا باید با جَلببازی، قهر کردن و سخنچینی خداحافظی کنیم. در ادامه براساس آن چه شنیدیم میتوان چهار اصل را برای زندگی در این مثلث در نظر گرفت. ابتدا، اصل بیثباتی است. هیچ چیز در این جهان ثابت نیست و همه چیز در حال تغییر است؛ اگر بخواهیم چیزی را به اجبار ثابت نگه داریم تنها رنج و عذاب خواهیم کشید؛ حتی در کنگره نیز همه چیز در حرکت است. نقشهای راهنما، ایجنتی و مرزبانی تغییر میکند. ما باید شرایط را بپذیریم و از همان لحظهای که هستیم، از فرصتها استفاده کنیم. دوم، پرهیز از مقایسه کردن خود با دیگران که بلای جان انسانها است. زندگی یک مسابقه نیست که در آن حتماً باید جلوتر از بقیه باشیم. ما نباید مدام در قیاس زندگی کنیم. گاهی در جلو و گاهی در پشت سر هستیم. تلاش و پیشرفت کنید؛ اما دچار حرص و طمع نشوید. پسانداز کردن چه مادی و چه معنوی خوب است؛ اما نه برای رقابت، بلکه برای استفاده در زمان نیاز بسیار مناسب است. سوم، عدم وابستگی به تعریف و توصیف دیگران که اگر خوشحالی یا ناراحتی خود را وابسته به تعریف دیگران بدانید، اختیار زندگی خود را از دست دادهاید. اجازه ندهید کلمات دیگران، آرامش درونی شما را بر هم بزند. چهارم، پذیرشِ عدم کمال، در جریان زندگی است. زندگی این گونه نیست که همه چیز را هم زمان به ما بدهند. ما در این مسیر چیزهایی را به دست میآوریم و از دست میدهیم. همانطور که گفته شد، مثلث شامل: ما، دیگری و رابطه است و اگر ما بخواهیم رابطه را خوب کنیم؛ اما طرف مقابل نخواهد، با چالشی روبهرو هستیم؛ پس با خِرد و آگاهی با نادانها سخن مگو و قضیه را ساده و کوتاه کن.
در نهایت باید بدانیم که هیچ کس نمیتواند به تنهایی زندگی کند. یکی از بزرگترین لذتهای کنگره در جمع بودن است؛ وقتی از تنهایی و افسردگی صحبت میکنیم باید بدانیم که بخشی از این حالات ریشه در بیوشیمی بدن ما دارد. رفتارها و واکنشهای ما هورمونهایی را ترشح میکنند که مستقیماً بر احساسات ما اثر میگذارند. پس با اصلاح رفتارها و توجه به فرآیندهای درونی میتوانیم حالِ خود و فضای مثلث زندگیمان را بهبود ببخشیم.
منبع: سی دی ابلیس
نويسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هفدهم)
رابط خبری: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هفدهم)
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران شعبه فردوسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
127