میخواهم از بدو ورودم به کنگره۶۰ بگویم. کنگره، برای من نوری بود که با فرمان قدرت مطلق، سفرم را آغاز کردم. روز اولی که وارد کنگره شدم، روز جشن رهایی بود. حالوهوای بسیار خاصی داشت و حس عجیبی را تجربه میکردم. با گریههایشان گریه کردم و با خندههایشان خندیدم. قبل از ورودم به کنگره، درونم پر از ترس، استرس و ناامیدی بود. صفتهای منفی تمام وجودم را فرا گرفته بود و از داشتن زندگی پر از کشمکش، دعوا، سروصدا و گریههای شبانه خسته شده بودم. با اینکه هیچ کموکاستی در زندگی نداشتم؛ اما امیدی به زندگی نداشتم؛ یعنی زندگی نمیکردم. دائم دوست داشتم تنها باشم، نه جایی بروم و نه کسی به دیدنم بیاید. همیشه با خودم میگفتم: «چرا زندگی من باید اینگونه میشد؟» و مدام از خداوند شاکی بودم و ناسپاسی میکردم. با خودم میگفتم: «چرا من؟ مگر من چه کاری کردهام که باید تقاص پس بدهم؟»
اوایل ماه محرم بود. زمانی که ناامیدی تمام روزنههای قلبم را پوشانده بود، روزنهای از امید به رویم باز شد. درست بعد از تاسوعا و عاشورا، مسافرم به من گفت: «میخواهم به کنگره۶۰ بروم.»؛ چون برادر همسرم و چند نفر از آشنایان عضو کنگره بودند، چیزهایی درباره کنگره شنیده بودم و خیلی خوشحال شدم. معجزهای که سالها انتظارش را میکشیدم، شب شام غریبان برایم اتفاق افتاد و مسافرم وارد کنگره شد. اوایل ورودش، من همراهش نبودم؛ چون زیاد موضوع را جدی نمیگرفتم. با خودم میگفتم: «او مصرفکننده است و باید درمان شود؛ من برای چه باید بروم؟»؛ اما هر وقت از کارگاه برمیگشت، میگفت همسفرها هم هستند و اگر در کنار من باشی، بهتر است. تا اینکه خداوند قسمت کرد و من هم وارد کنگره شدم و آموزش گرفتم. قبل از آن، همیشه فکر میکردم چه کنم تا سایه شوم اعتیاد دست از سر ما بردارد؛ اما خداوند کنگره را بر سر راه ما قرار داد و راه نمایان شد. وارد شدیم و خداوند را شکر میکنم که راه برایم باز شد و لیاقت همسفر بودن را به من عطا کرد تا انسان بودن و انسانیت را با تمام وجودم درک کنم.
از خداوند شاکر هستم که مسافرم، پس از ۲۰ سال نبرد با اهریمن اعتیاد، اکنون دو سال است که گل رهایی را از دستان پرمهر آقای مهندس دریافت کرده است. امیدوارم روزی برسد که تمام مصرفکنندگان از این آتش ویرانگر رها شوند. در پایان، از راهنمای خودم سپاسگزارم که با آموزشهای ارزشمندشان ما را به آرامش میرسانند. همچنین از بنیانگذار کنگره۶۰، آقای مهندس و خانواده محترم ایشان، کمال تشکر و قدردانی را دارم و از خداوند برای ایشان عمری پربرکت، همراه با سلامتی و توفیق روزافزون خواستارم.
نویسنده: همسفر عزت رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمهزهرا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بیرجند
- تعداد بازدید از این مطلب :
71