English Version
This Site Is Available In English

هر چیز ارزشمندی حریمی دارد

هر چیز ارزشمندی حریمی دارد

امروز جلسه ششم از دوره اول کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی حسن‌آباد با استادی راهنمای تازه‌واردین مسافر هادی، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر حجت با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟» در تاریخ چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان هادی هستم یک مسافر. خدا را شکر می‌کنم که امروز در نمایندگی حسن‌آباد حضور دارم و این فرصت را پیدا کرده‌ام که در کنار شما آموزش بگیرم و خدمت کنم. از نگهبان جلسه، دبیر، مرزبانان و به‌ ویژه آقا مهدی عزیز تشکر می‌کنم که بنده را شایسته دانستند تا در این جایگاه قرار بگیرم. دعوت شدن به این شعبه برای من ارزش ویژه‌ای دارد. گاهی در زندگی بندهای زیادی از ضد ارزش‌ها را قطع می‌کنیم؛ اما مهم‌تر از آن، وصل کردن انسانی است که از مسیر درست فاصله گرفته است. دور شدن از کنگره۶۰ بسیار آسان است؛ اما بازگرداندن یک نفر به این مسیر، محبت و دلسوزی می‌خواهد. شاید در ذهنم تصور می‌کردم روزی از شعبه‌ای دیگر برای استادی دعوت شوم؛ اما امروز خوشحالم که این اتفاق در شعبه تازه‌تأسیس حسن‌آباد رقم خورد. خوش به حال مردم این شهر که چنین مکانی برای احیای انسان‌ها در اختیارشان قرار گرفته است. اینجا هیچ‌کس از تو نمی‌پرسد اهل کدام شهر یا مذهب هستی، چه جایگاهی داری یا گذشته‌ات چگونه بوده است؛ تنها ملاک، خواستن، رعایت قوانین و حرکت در مسیر درمان است و هرچه حال انسان خراب‌تر باشد، آغوش کنگره برای پذیرش او بازتر است.

امروز بیش از سه سال از اولین روز ورودم به کنگره می‌گذرد. آن روز آخرین امیدم بود. کلینیکی که برای درمان مراجعه می‌کردم، دیگر امیدی به من نداشت و تنها راه باقی‌مانده را کنگره ۶۰ معرفی کرد. حتی به من گفتند شاید نتوانی از پس قوانین و آموزش‌های آن برآیی، اما به خاطر مادرت برو و امتحان کن. من هم فقط برای اینکه حرف مادرم را زمین نگذاشته باشم، وارد کنگره شدم؛ حتی قبل از ورود، مواد مصرف کرده بودم و عجله داشتم هرچه زودتر جلسه تمام شود و برگردم. همان روز آقا حجت مهماندار بودند. از ایشان پرسیدم جلسه چقدر طول می‌کشد و گفتند حدود ده دقیقه؛ اما یک ساعت و نیم همان‌جا ماندم، بدون اینکه متوجه گذر زمان شوم. امروز هرچه دارم، مدیون همان محبت‌های ساده؛ اما عمیقی هستم که در همان روزهای نخست دریافت کردم. در کنگره جایگاه‌ها تنها عنوان نیستند؛ هر خدمت، جلوه‌ای از محبت است. گاهی یک استکان چای که با عشق به تازه‌وارد داده می‌شود، می‌تواند سرنوشت انسانی را تغییر دهد. هنوز هم وقتی آقا حجت با محبت با من صحبت می‌کنند یا خاطرات آن روزها را به یادم می‌آورند، همان حس خوب در وجودم زنده می‌شود. آنچه انسان را در کنگره ماندگار می‌کند، قبل از هر چیز محبت است.

یکی از مهم‌ترین آموزش‌هایی که از راهنمایم گرفتم این بود که هر تازه‌وارد می‌تواند روزی به جایگاهی برسد که مسئولیت خدمت به دیگران را بر عهده بگیرد. اما برای رسیدن به آن جایگاه، باید حرمت‌ها و قوانین را پذیرفت. هر چیز ارزشمندی حریمی دارد؛ همان‌طور که برای محافظت از یک باغ یا مزرعه، حصاری محکم ساخته می‌شود تا میوه آن آسیب نبیند، کنگره ۶۰ برای حفظ مسیر درمان، قوانینی دارد که رعایت آن‌ها ضروری است. در حرمت‌ها آمده است که هر شخص با ورود به این مکان باید حرمت آن را حفظ کند. شاید در نگاه اول واژه «باید» سخت به نظر برسد، اما هدف آن محدود کردن انسان نیست؛ بلکه حفاظت از مسیر درمان است. انسان اختیار دارد این قوانین را رعایت کند یا نکند، اما کیفیت درمان و حال خوش او، نتیجه همین انتخاب‌هاست. تمام بندهای حرمت، از رعایت روابط گرفته تا نظم جلسات و احترام به قوانین، تنها برای آن است که انسان با کمترین آسیب به مقصد درمان برسد و از مسیر خارج نشود.

اگر امروز در کنگره امنیت، آرامش و حال خوش را تجربه می‌کنم، به خاطر خدمت‌های بی‌چشم‌داشت افرادی است که بدون هیچ توقعی، وقت، انرژی و حتی زندگی خود را صرف روشن نگه داشتن چراغ این مجموعه کرده‌اند. راهنماها، مرزبانان، ایجنت‌ها و خدمتگزاران، بدون دریافت هیچ پاداشی، تنها برای احیای انسان‌ها در اینجا حضور دارند. شاید راحت‌ترین کار این باشد که هرکس کنار خانواده خود بماند و فقط به زندگی شخصی‌اش برسد، اما این عزیزان بخشی از زندگی خود را وقف خدمت به دیگران کرده‌اند تا انسان‌هایی مانند من فرصت دوباره‌ای برای زندگی پیدا کنند. امروز که بیش از دو سال از رهایی‌ام می‌گذرد، می‌بینم ارزش این حال خوش، بسیار فراتر از هر چیز دیگری است. دیگر مسئله فقط قطع مصرف مواد نیست؛ بلکه کیفیت زندگی، آرامش، امنیت و لذت بردن از مسیر است.

امیدوارم بتوانم قدردان زحمات تمام کسانی باشم که برای من وقت گذاشتند و این فرصت را فراهم کردند تا امروز در این جایگاه باشم. آرزو دارم همان‌گونه که از محبت دیگران بهره‌مند شدم، من هم بتوانم با خدمت، مشارکت و قدردانی، سهم کوچکی در ادامه این مسیر داشته باشم و چراغ کنگره ۶۰ را برای آیندگان روشن نگه دارم. در پایان، بار دیگر از آقا مهدی، آقا جعفر و همه خدمتگزاران کنگره صمیمانه تشکر می‌کنم. هرچه بیشتر در کنار این عزیزان حضور پیدا می‌کنم، بیشتر متوجه می‌شوم که عمق خدمت و ازخودگذشتگی آنان فراتر از چیزی است که در نگاه اول دیده می‌شود. امیدوارم خداوند به زندگی، خانواده و کار همه این عزیزان برکت دهد و به من نیز توفیق دهد تا قدردان این نعمت بزرگ باشم.

تایپ و ویرایش: راهنمای تازه واردین مسافر مجید
عکاس: راهنمای تازه واردین مسافر مجید
ارسال: مرزبان خبری مسافر محمد
مسافران نمایندگی حسن‌آباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .