هفتمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی مسافر بهرام، نگهبانی مسافر صادق و دبیری مسافر ایرج، با دستور جلسه «حرمت کنگره ۶۰، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع است؟» در تاریخ ۷ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، بهرام هستم یک مسافر.
خداوند را شاکرم که به من اجازه داد تا در جمع شما عزیزان باشم و آموزش بگیرم. حضور امروز من در این مکان، خواست پروردگار است و قطعاً حکمتی در آن نهفته است. در همین مدت کوتاه، عزیزی را از دست دادم که در تاریکی اعتیاد از دنیا رفت؛ کسی که خانهاش درست روبهروی کنگره ۶۰ بود و هر روز که از خانه بیرون میآمد، ساختمان کنگره را میدید. این موضوع برای من یک هشدار بود؛ اینکه حضور در کنگره، فرصتی است که خداوند در اختیار ما قرار داده و باید قدردان آن باشیم و نسبت به آن بیتفاوت نباشیم.
دستور جلسه امروز «حرمت کنگره ۶۰» است؛ موضوعی که ضامن بقای ما در کنار یکدیگر و آرامش در مسیر سفر است. حرمت به معنای حریم و مرز است. هر مجموعهای، از خانواده گرفته تا جامعه، حریمی دارد و افرادی مسئول حفظ آن هستند. آقای مهندس میفرمایند: «در کنگره هیچکس با اسلحه نگهبانی نمیدهد تا حرمتها رعایت شود؛ بلکه خودِ ما هستیم که باید نگهبان حرمتهای خود باشیم.» آرامشی که امروز در این مکان داریم، حاصل رعایت همین حرمتهاست.
یکی از این اصول، «راستگویی» است. دروغ گفتن به تنهایی کافی است تا زندگی انسان را به نابودی بکشاند و انرژی مضاعفی از او بگیرد؛ درست مانند نگهداشتنِ جسمی سبک زیر آب که سرانجام روزی دست انسان خسته میشود و آن را رها میکند. در ابتدای سفر، اگر در مورد مقدار مصرف با راهنما صداقت نداشته باشیم، در سفرمان دچار مشکل خواهیم شد.
مسئله دیگر، پرهیز از روابط مالی و کاری در کنگره است. هر رابطه مالی و کاری، هرچقدر هم که با صداقت شروع شود، در نهایت «نقطهی کور» دارد و تفاوت در نگرشها باعث بروز اختلاف میشود. بنابراین ما در کنگره فقط برای درمان و سفرمان در کنار هم هستیم. من در اوایل سفر تجربهای داشتم که نشان داد ارتباطِ خارج از قاعده، چقدر میتواند آسیبزا باشد؛ فردی از من درخواست کرد او را برسانم و در میانه راه، خواست مسیر را تغییر دهیم. اگر خواستِ درونی من برای درمان نبود، ممکن بود دوباره به سمت تاریکی اعتیاد کشیده شوم. هیچکدام از قوانین کنگره بیدلیل نیست و همگی بر اساس تجربه به دست آمدهاند.
پوشش اعضا نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. ما در جامعه «ویترین» کنگره ۶۰ هستیم و تغییرات ماست که نشاندهنده موفقیت این مسیر است. آشنایی من با کنگره در پارک اتفاق افتاد و همان نظم و انضباط اعضا بود که مرا جذب کرد. خانوادهام به واسطه اعتیاد، حتی به من اعتماد نداشتند؛ اما امروز به لطف آموزشهای کنگره و تغییرات من، نهتنها اعتمادشان جلب شده، بلکه با اجازه پیشکسوتان، خودشان نیز سفر درمانیشان را آغاز کردهاند.
در نهایت، رعایت سکوت در جلسات که نشاندهنده احترام به خود و استاد است، پرهیز از دخالت در مشارکت دیگران، دوری از غیبت که در کنگره بسیار مذموم است، حفظ حریم خصوصی افراد و مراقبت از وسایل شخصی، همگی ستونهای این آرامش هستند. آقای مهندس میگویند: «کسی که نتواند از وسایلش مراقبت کند، نمیتواند از زندگیاش مراقبت کند.»
اگر امروز از سرمایههایی که در دوران اعتیاد از دست دادهام یاد میکنم، به این دلیل است که بدانم اکنون در حال بازسازی دوبارهی زندگیام هستم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: مسافر محمد لژیون ۵
عکاس: مسافر افشین لژیون ۳
تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
140