English Version
This Site Is Available In English

جهان براساس قانون عمل می‌کند

جهان براساس قانون عمل می‌کند

گاهی انسان در زندگی فقط یک قاب از تصویر را می‌بیند، اما خداوند کل تابلو را. مشکل ما این است که می‌خواهیم بر اساس همان قاب کوچک، درباره همه چیز قضاوت کنیم. وقتی اتفاقی برخلاف میل ما رخ می‌دهد، سریع آن را بد می‌دانیم و وقتی به خواسته‌ای می‌رسیم، آن را خیر مطلق می‌دانیم؛ در حالی که حقیقت بسیار فراتر از نگاه محدود ما است.

داستان حضرت یوسف یکی از زیباترین نمونه‌های حکمت الهی است. اگر زندگی ایشان را بخش‌بخش نگاه کنیم، پر از تلخی، ظلم، جدایی و سختی است؛ کودکی که از محبت پدر برخوردار بود، به خاطر حسادت برادران به چاه انداخته شد، از چاه به بازار برده‌فروشان رسید، از آن‌جا وارد خانه عزیز مصر شد، سپس با تهمتی که هیچ نقشی در آن نداشت، سال‌ها به زندان رفت؛ اگر در همان لحظه از حضرت یوسف می‌پرسیدند آیا زندگی‌ات عادلانه است، شاید هر انسانی پاسخ می‌داد نه؛ اما پایان داستان نشان داد که تمام این مسیر، مقدمه رسیدن او به جایگاهی بود که بتواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد.

این موضوع به من یاد داد که حکمت با خواسته‌های من فرق دارد. من معمولاً چیزی را می‌خواهم که برای لحظه اکنون خوب به نظر می‌رسد، اما حکمت چیزی را انتخاب می‌کند که برای آینده من بهتر است. گاهی بین خواسته و مصلحت فاصله زیادی وجود دارد و انسان تا زمانی که این فاصله را نپذیرد، همیشه با زندگی در جنگ خواهد بود.

در کنگره ۶۰ نیز بارها یاد گرفته‌ایم که جهان بر اساس قانون عمل می‌کند. هیچ تغییری یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. همان‌طور که طبیعت برای روییدن یک درخت عجله نمی‌کند، انسان هم برای رسیدن به تعادل باید مسیر آموزش، تفکر، تجربه و زمان را طی کند. اگر بخواهیم نتیجه را زودتر از موعد به دست آوریم، در واقع با قوانین هستی مخالفت کرده‌ایم.

یکی از برداشت‌های مهم من این است که سختی‌ها همیشه دشمن انسان نیستند. بسیاری از توانایی‌هایی که امروز در وجود ما شکل گرفته‌اند، حاصل روزهای سخت هستند. صبر در آسایش ساخته نمی‌شود؛ امید در ناامیدی معنا پیدا می‌کند و ایمان زمانی ارزش دارد که همه راه‌های ظاهری بسته به نظر برسد.

حضرت یوسف در تمام سختی‌ها شخصیت خود را حفظ کرد. نه زندان او را ناامید کرد، نه قدرت او را مغرور ساخت. این یعنی شرایط نباید تعیین‌کننده شخصیت انسان باشد؛ بلکه شخصیت انسان باید نحوه برخورد او با شرایط را مشخص کند. اگر قرار باشد با هر اتفاقی اخلاق، ایمان یا آرامش خود را از دست بدهیم، هنوز به تعادل نرسیده‌ایم.

گاهی خداوند دری را می‌بندد تا انسان وارد مسیر دیگری شود؛ مسیری که شاید در ابتدا تلخ باشد، اما پایان آن شیرین‌تر از چیزی است که تصور می‌کرده است. ما معمولاً فقط بسته شدن در را می‌بینیم، نه دری را که قرار است بعداً باز شود. این همان جایی است که حکمت از نگاه انسان جلوتر حرکت می‌کند.

در زندگی خودم نیز وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم بعضی اتفاق‌هایی که روزی از آن‌ها ناراحت بودم، بعدها به بزرگ‌ترین نعمت‌ها تبدیل شدند. اگر آن اتفاق‌ها رخ نمی‌داد، شاید مسیر رشد، آگاهی و تغییر برایم باز نمی‌شد. این یعنی فهم حکمت، بیشتر از آن‌که با فکر کردن به دست بیاید، با گذشت زمان و تجربه حاصل می‌شود.

سی‌دی «حکمت یوسف» به من یادآوری کرد که به جای پرسیدن «چرا این اتفاق افتاد؟» بهتر است بپرسم «قرار است این اتفاق چه چیزی به من یاد بدهد؟» زیرا هر مسئله‌ای که وارد زندگی ما می‌شود، اگر درست با آن برخورد کنیم، می‌تواند تبدیل به یک معلم شود.

در پایان به این نتیجه رسیدم که آرامش واقعی زمانی به دست می‌آید که انسان وظیفه خود را انجام دهد، آموزش بگیرد، حرکت کند، صبر داشته باشد و نتیجه را به حکمت الهی بسپارد. شاید امروز دلیل بعضی از اتفاق‌ها را متوجه نشوم، اما اگر در مسیر درست باقی بمانم، روزی مانند حضرت یوسف به عقب نگاه خواهم کرد و خواهم دید که هیچ اتفاقی بی‌حکمت نبوده است.

نویسنده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر ساناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نرگس راهنمای تازه‌واردین نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر مسعود

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .