English Version
This Site Is Available In English

هیچ‌کس را نمی‌توانیم تغییر دهیم

هیچ‌کس را نمی‌توانیم تغییر دهیم

اگر عشق خالق نداری، عشق مخلوق مهیّا کن تا قدر این کلمات، تو را حاصل آید و عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب دارد. به مناسبت تجلیل راهنما همسفر مریم با ایشان گفت‌و‌گویی صمیمانه انجام دادیم و شما را به خواندن این مطلب دعوت می‌نماییم.

راهنما همسفر مریم همراه با مسافرشان راهنما تازه‌واردین مسافر رضا وارد کنگره شدند، آنتی‌ایکس مصرفی مسافر شیره و تریاک و به مدت ده ماه و بیست روز به روش DST و داروی OT به راهنمایی مسافر علی و همسفر فرح سفر کردند و الان به شکر خدا به مدت پنج سال و ده ماه است که به دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش همسفر بسکتبال و مسافر بدمینتون است. راهنما همسفر مریم در ابتدا جایگاه دبیر جلسه و بعد از آن نگهبان جلسه، راهنمایی و خزانه‌داری لژیون سردار را در کنگره انجام دادند.

حس‌وحال قبل از راهنمایی و الان که تجلیل شدید چه تفاوتی دارد؟

اگر من بخواهم حقیقت را بگویم، قبل از اینکه راهنما شوم، وقتی راهنماها را می‌دیدم حس‌وحال آن‌ها را می‌گرفتم و خودم را در جایگاه آن‌ها تصور می‌کردم، خیلی دوست داشتم یک روزی مثل آن‌ها بتوانم خدمت بلاعوض انجام بدهم و بتوانم خدمتی به کنگره انجام دهم؛ اما الان که تجلیل شدم خیلی متفاوت است، یعنی آن موقع دوست داشتم معلم و مربی شوم؛ اما الان که چهار سال است در جایگاه راهنمایی هستم، حس شاگرد بودن را خیلی بیشتر دوست دارم و این هم از این‌جا برمی‌آید که آقای مهندس می‌فرمایند: رهجویانمان در واقع آینه درون ما هستند و هر رهجو که وارد لژیون می‌شود یک خصلتی از من را از درون من بیرون می‌کشد و وقتی من بعد از همه آموزش‌ها به پذیرش برسم که این رهجو آینه درون من است؛ در واقع آمده که من را با خودم آشنا کند؛ وقتی پذیرش کردم که عیب‌ها و ناخالصی درون من هست، برای همین به این نتیجه رسیدم که من به آموزش بیشتری برای اصلاح کردن این ناخالصی‌ها احتیاج دارم و باید تلاش بیشتری انجام دهم‌.

چه توصیه‌ای به افرادی که برای آزمون راهنمایی تلاش می‌کنند، دارید؟

اول اینکه بدانند هدفشان از اینکه بخواهند راهنما شوند چی هست، این نکته مهم است که ما رنگ و لعاب شال‌ها را مجذوب شدیم یا اینکه فقط جایگاه کسب کنیم و یا اینکه می‌خواهیم دست‌گیر کسی شویم و در واقع بخواهیم خدمت کنیم که حال یک نفر خوب شود و بخواهیم برای این سیستم مفید باشیم و اینکه کسانی که می‌خواهند راهنما شوند به این نکته توجه کنند که مسئولیت خیلی سنگینی دارد، در واقع مثل سفری هست که می‌فرمایند: هم سهل و هم سخت است، هم شیرینی و هم تلخی دارد و ما در طول این چهار سال باید مواظب حس‌های خود باشیم و حواسمان باشد که عملکرد ما تأثیر مستقیم در سیستم دارد، مبادا عملکرد منِ راهنما باعث زیر سوال بردن کنگره شود و نکته دیگر برای کسانی که می‌ترسند پا در این راه قرار دهند و ترس باعث نیروهای بازدارنده می‌شود و فکر می‌کنند هنوز به آن دانایی نرسیدند، من می‌خواهم بگویم که اصلاً نترسید و در دل ترس بروید، فکر نکنید همه چیز باید عالی باشد که شروع کنید، شما شروع کنید، در مسیر تجربیات کسب می‌کنید و در انتها انشالله عالی می‌شوید.

به نظر شما تدبیر آقای مهندس از تجلیل راهنماها چه چیزی هست؟

همه ما می‌دانیم که آقای مهندس تمام خدمت‌ها را به صورت چرخشی قرار داده‌اند؛ به دليل اینکه همه اعضا بتوانند استفاده کنند و خدمت بگیرند و جهت خودشناسی خود قدمی بردارند. آقای مهندس می‌خواهند به ما یاد بدهند که خودخواه نباشیم و اگر جایگاهی داریم برای مدتی هست و باید روزی تحویل دهیم و موقعی که تحویل می‌دهیم؛ باید ببینیم اثر مثبتی به جای گذاشته‌ایم یا نه؟ و در واقع می‌خواهند تمرین دل‌کندن را به ما بیاموزند، اینکه به جایی و به قدرتی وابسته نشویم و بدانیم که فرصت خدمت است و اگر وابسته شویم دچار گره قدرت می‌شویم، برای همین تجلیل را قرار دادند تا بتوانیم بهترین اثر را از خودمان به جا بگذاریم و برداشتی که من از این موضوع گرفتم، این است که می‌خواهند به ما بیاموزند که زندگی را هم باید یک روزی تحویل دهیم، یعنی در زندگی به من فرصت داده که رسالت خودم در جهان هستی را انجام دهم و موقع مرگ باید همه چیزها را تحویل دهم و بروم‌، من از تجلیل این درس را گرفتم.

مهم‌ترین تجربه‌ای که در این چهار سال به‌دست آوردید چه چیزی هست؟

یکی از تجربیات که من باهاش زندگی کردم، این است که هیچ‌کس را نمی‌توانیم تغییر دهیم؛ فقط می‌توانیم راه و روش را یاد بدهیم. تا کسی خودش نخواهد، تغییر پیدا کند، ما نمی‌توانیم او را تغییر دهیم؛ چون خداوند به انسان‌ها اختیار داده است، ما فقط راه را نشان می‌دهیم و باید خودش راه را انتخاب کند و به‌ جای اینکه انرژی خود را صرف تغییر دیگران کنیم، انرژی را در تغییر خودمان مصرف کنیم. هر موقع ما تغییر پیدا کردیم‌، دیگران هم مجبور می‌شوند که تغییر کنند.

از اینکه توانستید چهار سال وقت و انرژی خودتان را در اختیار دیگران بگذارید، چه حسی دارید؟

صددرصد خیلی خیلی خوشحال هستم و این را از الطاف خداوند می‌دانم که شامل حال من شد و همین‌جا از خداوند ممنونم، از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم و از همه راهنماها مخصوصاً خانم فرح عزیز سپاسگزارم که به من کمک کردند که به دانایی برسم که در این راه خدمت کنم و آموزش بگیرم. من الان نزدیک چهل سالگی هستم، به نظر خودم مفیدترین سال‌های زندگی‌ام همین چهار سال بود، امیدوارم که بتوانم شکرگزار باشم.

کلام آخر

اگر ما به دنبال حال خوش و خوب هستیم و می‌خواهیم آرامش درونی را تجربه کنیم، سه فاکتور آقای مهندس در سی‌دی‌ها به ما یاد دادند؛ اول، اینکه شکرگزار باشیم، دوم، خدمت بی‌طلب انجام دهیم و سوم، عشق ورزیدن به تمام هستی. موفق و پایدار باشید.

مصاحبه کننده: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون یازدهم)
طراحان سوال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون یازدهم)، همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هجدهم) و همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیست‌ویکم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فریبا (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی امام‌قلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .