من خواستار تغییر بودم؛ شاید هم در حال فرار از جهل و نادانی خویش بودم؛ اما امروز میخواهم دلنوشتهای در مورد خودم بنویسم. گاهی اوقات نوشتن در مورد خود باعث تفکر پردازش و پرداختن به خویش است به نوعی خودشناسی که بالاترین هدف آفرینش شناخت خویش پرداختن به خویش و سپس پرداختن به خالق خویش است.
وقتی در مورد خودم، عملکردم برداشتی که از زندگی داشتم که چگونه بوده فکر میکنم به این نتیجه میرسم که در اثر نادانی، ناآگاهی خود آسیبهایی را به خودم و اطرافیانم وارد کردهام؛ حتماً لازم نیست یک شخص معتاد یا مصرف کننده مواد مخدر باشد تا باعث آسیب و تخریب شود؛ من معصومه با افکار، رفتار نابخردانه، جاهلانه صدها بار آسیبهایی را به خودم وارد نمودم زندگی انعکاس رفتار من، انعکاس اندیشه من است.
من آموختهام که هر کسی از جمله من مسئول همه اتفاقات خوب و بد زندگی خودم هستم به عقیده من خداوند انسان را طوری خلق کرده که آموزش ببیند و تغییر کند که آموزش حقیقت خلقت است؛ من هستم که تصمیم میگیرم تغییر کنم یا در سیاهی افکار جویده شده خویش نشخوار کنم و راکد و منزوی باشم؛ ولی من خواستار تغییر بودم؛ اما چرا نمیشد!
به هر جایی به هر آموزشی چنگ میزدم جوابی نمیگرفتم روح جستجوگر حساس من تشنه فرا گرفتن تغییر و آموزش بود؛ خودم به دنبال خودم میگشتم. حیران و سرگردان مضطرب تا بلکه آرام بگیرم این اتفاق در کنگره۶۰ برای من افتاد امروز من خوشحالم برای آموزشهای کنگره سیدیهای آقای مهندس حسین دژاکام درسهای جهانبینی استاد امین که مرحمی بر روان من و آرامشی بر بیقراریهای من است.
در کنگره۶۰ دانشی را میجویم که در هیچ دانشگاهی قابل آموزش نیست. در کنگره آرامشی را میگیرم که در هیچ جای دنیا چنین آرامشی نیست. زیرا من همیشه نیازمندم و این نیاز به ارتقاء و تغییر در دیگر حلقههای آفرینش نیز ادامه دارد و من تکرار این حلقهها را در بُعدهای بعد دوست دارم.
نویسندها: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
عکاس و ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
40