اگر بخواهم از نگاه خودم بگم ؛ اوایل که وارد کنگره شدم این حرمت برایم کاملاً جا نیفتاده بود. با خودم میگفتم اگر دو نفر با هم کار کنند یا به هم کمک مالی کنند چه اشکالی دارد؟ اما هرچه بیشتر در کنگره ماندم، بیشتر فهمیدم که این قوانین از روی سلیقه نوشته نشدهاند؛ پشت هر کدامشان سالها تجربه وجود دارد.کنگره برای درمان است. ما اینجا آمدهایم که حالمان بهتر شود، آموزش ببینیم و روی خودمان کار کنیم. اگر رابطه کاری یا مالی بین اعضا شکل بگیرد، ممکن است اول همه چیز خوب باشد، اما اگر بعدها مشکلی پیش بیاید، آن اختلاف دیگر فقط بین دو نفر نمیماند. کمکم روی حال خودشان، لژیون و حتی فضای شعبه هم اثر میگذارد.
در مورد روابط خانوادگی هم همینطور است. شاید در ابتدا همه چیز خوب به نظر برسد، اما اگر خدای نکرده مشکلی پیش بیاید، ممکن است آرامش محیطی که باید محل آموزش و درمان باشد، از بین برود. به نظرم کنگره با این حرمتها میخواهد از همه ما محافظت کند؛ هم از تازهوارد، هم از کسی که سالهاست در این مسیر است امروز دیگر این قانون را محدودیت نمیبینم. بیشتر احساس میکنم یک سپر است؛ سپری که اجازه نمیدهد مسائل شخصی وارد محیط کنگره شود.
وقتی وارد شعبه میشویم، خوب است خیالمان راحت باشد که اینجا فقط جای آموزش، درمان، خدمت و یاد گرفتن است، نه جای معامله، شراکت یا ایجاد وابستگی.
به نظرم رعایت حرمتها فقط اطاعت از یک قانون نیست؛ نوعی احترام گذاشتن به خودمان و به همه کسانی است که برای آرامش و درمان به کنگره میآیند. اگر هر کدام از ما سهم خودمان را در رعایت این اصول انجام دهیم، این فضای امن برای نفرات بعدی هم حفظ میشود.
من یاد گرفتهام که شاید همه دلیل بعضی از قوانین را همان روز اول نفهمم، اما به تجربه کنگره اعتماد کنم؛ چون این قوانین حاصل سالها آزمون و تجربه هستند. هرچه بیشتر در این مسیر ماندهام، بیشتر به این نتیجه رسیدهام که حرمتها برای سخت کردن راه نیستند؛ برای هموارتر کردن مسیر درمان هستند.
نویسنده:همسفر عاطفه(لژیون دوم)
ویرایش، ویراستاری و ارسال: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر یگانه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی قشم
- تعداد بازدید از این مطلب :
29