گاهی زندگی آنقدر خستهات میکند که حتی امید را هم گم میکنی. روزهایی را به یاد میآورم که در تاریکی ناامیدی، راهی برای ادامه نمیدیدم و گمان میکردم آرامش برای همیشه از من دور شده است؛ اما امروز، وقتی در کنگره۶۰ قدم میزنم، قلبم پر از احساسی است که وصفش آسان نیست. اینجا فقط یک مکان نیست؛ جایی است که دوباره خودم را پیدا کردم. جایی که یاد گرفتم سقوط پایان راه نیست و هر انسانی میتواند از نو متولد شود. امروز از ته دل شکرگزارم؛ شکرگزار لبخندهایی که جای اشکها را گرفتند، شکرگزار آرامشی که جای اضطراب را پر کرد و شکرگزار دوستانی که در مسیر رشد و رهایی همراهم شدند. حال خوبم را مدیون آگاهی، عشق و آموزشی هستم که در این مسیر آموختم.
امروز با نگاهی روشنتر به آینده مینگرم و باور دارم که هر قدم کوچک در مسیر درست، میتواند زندگی را متحول کند. کنگره۶۰ به من آموخت که امید همیشه زنده است؛ فقط باید راه رسیدن به آن را پیدا کرد و حالا، با قلبی آرام و لبخندی از جنس اطمینان، خدا را شکر میکنم که در این مسیر قرار گرفتم و طعم واقعی حال خوب را چشیدم. حال خوب من، نتیجه سفری است که با امید آغاز شد و با عشق و آگاهی ادامه پیدا کرد. خدایا بابت آرامش، سلامتی و حال خوبی که امروز به من عطا کردهای سپاسگزارم. شکرگزار نعمتهای آشکار و پنهان تو هستم و امیدوارم بتوانم قدر این لحظات خوب را بدانم. شکرگزارم برای نفسهایی که میکشم، لبخندهایی که میزنم و آرامشی که در وجودم جاری است به واسطه حضورم در کنگره۶۰.
امروز میدانم که هیچ تاریکیای ماندگار نیست و پس از هر شب، روشنایی طلوع خواهد کرد. آموختهام که با صبر، تلاش و توکل به خداوند، میتوان از سختترین مسیرها نیز عبور کرد و به آرامش رسید. خوشحال هستم که در مسیری قدم برمیدارم که هر روز من را به انسانی بهتر تبدیل میکند. امیدوارم بتوانم آنچه را که آموختهام با عشق و خدمت به دیگران منتقل کنم تا آنان نیز طعم شیرین امید، طعم شیرین رهایی که روزی است انسان پس از عبور از تاریکیها، دوباره نور امید را در قلب خود پیدا میکند و طعم واقعی زندگی را بچشد و حال خوب را تجربه کنند.
نویسنده: همسفر ساحره رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون اول)
رابطخبری: همسفر ساحره رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا(لژیون اول)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
20