در زندگی پر فراز و نشیبی که داشتم، ورود به کنگره۶۰ مهمترین اتفاق و یک نقطه عطف بود. زمانیکه از همهجا رانده و بلاتکلیف بودم، ناگهان دست خدا را در دستم احساس کردم؛ چون تا قبل از آن زندگی را نوعی جبر میدیدم؛ همیشه درگیر بودم که چرا همه اتفاقات بد، سر راه من قرار میگیرد و اعتیاد برای من تیر خلاص بود.
آن زمان اعتیاد آنقدر برای من غول بزرگی بود که پایان زندگی خود را دیدم؛ اما در ناامیدی بسی امید است و راه کنگره۶۰ مثل نور به روی من ناامید باز شد.
ابتدا برای درمان مسافرم پا به این مکان نهادم؛ اما در ادامه علاوه بر درمان مسافر، شخصیت آسیبدیده و متزلزل من هم درمان شد. اینجا اعتیاد را شناختم، توانستم جایگاه خود را بپذیرم و برای تغییر خود و زندگی تلاش کنم. راهنما به من آموخت؛ در هرجایگاهی قرار دارم، ۹۵درصد خواسته و ۵ درصد شرایط نقش داشته است پس من اگر خواستهها و اعمال خود را در صراط مستقیم قرار دهم، جایگاه من نیز تغییر خواهد کرد.
بخشش را آموختم و دریافتم گاهی این من نیستم که باید ببخشم؛ بلکه باید بخشیده شوم. دانستم زندگی جبر نیست؛ بلکه من با اعمالم تقدیر خود را رقم میزنم؛ پس وقتی تقدیر به دستم میرسد، نباید شاکی باشم و خداوند را مسئول آن بدانم.
در کنگره۶۰ به کمک راهنما، ارزش زندگی و حیات را دریافتم و فهمیدم دنیا جای قشنگیاست؛ اگر هنر زندگی کردن را بلد باشم.
در پایان، همیشه دعاگوی مهندس حسین دژاکام هستم؛ مردی که از آبروی خود گذشت، راه چاره را به همه انسانها نشان داد و برای نجات انسانیت تلاش میکند.
همچنین از راهنما همسفر پریسا سپاسگزارم که با جان و دل آموزشهای کنگره۶۰ را به من منتقل نمودند. امیدوارم در ادامه من نیز بتوانم چراغدار این راه باشم تا زکات این حال خوش را پرداخت کنم.
نویسنده: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیستوششم)
رابط خبری: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیستوششم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیستوششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
89