مشارکت رهجویان راهنمای لژیون تغذیه سالم همسفر سمانه از نمایندگی نائین اصفهان پارک غدیر در مورد دستور جلسه وادی چهارم و تأثیر آن روی من

مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر محبوبه:
وادی چهارم میگوید در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن، در این وادی در واقع انسان با خودش روبرو میشود و بعد از پشت سر گذاشتن سه وادی و تفکر آیا باید خودش مسئولیت کارهایش را به عهده بگیرد یا گردن خداوند بیندازد؟ این وادی به ما یاد میدهد که انسان با قدرت اختیار میتواند تصمیم بگیرد، نه اینکه اگر مشکلی پیش آمد مسئولیت کار و رفتار خود را نپذیرد. وادی چهارم هسته درونی و بیرونی انسان را میشکافد که صور آشکار آن همان شهر وجودی یا جسم ما است که از هزاران سلول تشکیل شده که ما از شناخت بسیاری از اجزای جسم عاجز هستیم و صور پنهان آن که همان نفس و حسهای خارج از جسم و عقل و... میباشد.
این وادی به مراحل نفس میپردازد که من میتوانم در مرحله نفس اماره باشم و قدرت اختیار نداشته باشم و بگویم نه من نمیتوانم و تلاش نکنم یا وارد مرحله نفس سرزنشکننده شوم و وقتی کاری اشتباه انجام میدهم دچار عذاب وجدان شوم؛ مانند این که با تغذیه غلط به جسم خود آسیب بزنم و یا اینکه بدن خود را بشناسم؛ در واقع این وادی به من میگوید تا جسم خودم را نشناسم نمیتوانم در مسیر کاهش وزن و تغذیه سالم قدم بردارم. من که سالها جسم خود را از این که گرسنه بماند ترساندم اکنون بایستی شروع به تلاش و حرکت کنم، آن موقع است که خداوند هم به من کمک می کند. در لژیون تغذیه آموختم که میتوانم با آموزش صحیح، تلاش و مسئولیت اینکه سالها به جسم یا شهر وجودی خود آسیب رساندهام را بپذیرم تا به راحتی به جسمی سالم و متعادل دست پیدا کنم. از آقای مهندس تشکر میکنم که با خلق روش دژاکام و کاهشوزن به ما آموختند که بدن خودمان را بشناسیم و زندگی سالم را تجربه کنیم.

مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر طاهره:
خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که به واسطه اعتیاد مسافرم عضو کوچکی از دریای بيکران کنگره ۶۰ هستم و به من فرصتی دیگر داده شد که بتوانم از آموزشهای ناب آن استفاده کنم و خود را در هر زمینهای از تاریکی محض وارد نور و روشنایی کنم. امیدوارم که قدردان باشم و بهترین بهره را ببرم. در تیتر وادی چهارم چنین نوشته شده که در مسائل حیاتی؛ به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن، یعنی در این وادی جایگاه و مسئولیت قدرت مطلق و یا خداوند و جایگاه و مسئولیت خودمان را تا حد امکان مشخص و مرزبندی کنیم. حال اگر بخواهیم این وادی را به لژیون تغذیه سالم ربط دهم، میتوانم بگویم که خداوند جسمی کامل و هوشمند را در اختیار من قرار داده است و اين بستگی به خود من دارد که سلامتی جسم خود را چگونه تضمین کنم. در ادامه، میتوانم بگویم که جسم من برای سلامتی و زنده ماندن به مواد اولیه نیاز دارد تا بتواند خودش، خودش را بازسازی و ترمیم کند؛ چون جسم انسان در طول حیات خود، یک لحظه هم دست از بازسازی خود بر نمیدارد و به قول آقای مهندس مرگ برای انسان زمانی اتفاق میافتد که جسم از بازسازی خود دست بکشد.
در ادامه وادی به این نکته اشاره شده است که هر انسانی بر مبنای خواسته و دانایی خودش وارد مرحلهای از نفس میشود که به نظر من دلیل کاهش و افزایش وزن، خودش نوعی وارد شدن به نفس اماره است. در مورد افزایش و کاهش وزن، انسان با بیتوجهی و نگاه نکردن به غذا و نرساندن مواد اولیه به جسم محکوم به نابودی و بیماری جسم خود میشود؛ زمانی که انسان، جسم خود را تا حدی شناخت و غذا خوردن را یاد گرفت، کمکم وارد مرحله نفس لوامه میشود؛ یعنی در حدی که متوجه میشود که چه کارها و چه مواد غذایی برای جسم مفید و چه کارها و چه موادغذایی برای جسم مضر هستند و سعی میکند غذای مناسب را به میزان مناسب و در زمان مناسب به جسم خود برساند تا از قدرت، سلامتی و وزن ایدهآل برخوردار باشد و رعایت این قوانین وارد شدن به مرحله نفس مطمئنه است؛ پس انسان با داشتن اختیار و پذیرش مسئولیت حیات خودش، خودش را به بالاترین نقطه تکامل از نظر سلامتی نیز میتواند برساند.

مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر معصومه:
وادی چهارم میگوید مسئولیت دادن به خداوند؛ یعنی سلب مسئولیت از خود و این وادیها مانند ستونهایی هستند که زیر بنای جهانبینی را میسازند که راه و روش درست زندگی کردن را به ما میآموزند؛ وقتی از مسائل حیاتی صحبت میکنیم یعنی هر مسئلهای که به حیات ما مربوط میشود چه جسمی و چه فکری، اگر من به دلیل جهل و نادانی خودم از صراط مستقیم خارج شدهام و مشکلاتی برای من به وجود آمده است، خود من مسئول اصلاح آن هستم نه خداوند، خداوند تمام امکانات و قدرت عقل را در اختیار من گذاشته است و باقی کار برعهده خودم است؛ ولی تنها چیزی که می تواند انسان را به درجه انسانیت و شناخت از خود برساند آموزش صحیح و تزکیه و پالایش است. من در لژیون تغذیه سالم آموختم خواب یک نوع زندگی کردن در کنار زندگی در بیداری ما است؛ یعنی خواب یک نوع مرگ موقت و رفتن به حیات دیگر است که ما برای داشتن جسم سالم به خواب به موقع و اندازه نیاز داریم.
انسان یک روح و یک نفس دارد که روح همهی ما یکی است؛ زیرا روح از خداوند در درون ما دمیده شده است. نفس من تعیینکننده موجودیت من است، چه در ظاهر و چه در باطن که مرتبط به خواستههای من است. من در کنار وادیها و دیگر آموزشها نیازهای جسم خودم را شناختم تا بتوانم از غذای مناسب در زمان مناسب و به اندازه مناسب استفاده کنم و از خواستههای نامعقول نفس خود در برابر موادغذایی تا حدودی پرهیز کنم. کوچکترین جز جسم، سلول نام دارد که خودش به تنهایی مانند یک شهر عظمت دارد که این شهر عظیم حدود سی و هفت هزار و دویست میلیارد سلول دارد که آنقدر دقیق و منظم و حساب شده کار میکنند که از حد تصور انسان خارج است و ما تاکنون نتوانستهایم زبان این شهر عظیم را درک کنیم و برای بازسازی یا درمان آن از روشهای غلط و نادرست استفاده میکنیم و این موضوع عدم شناخت ما را نسبت به جسم خودمان و یا این شهر عظیم میرساند. امیدوارم بتوانم این وادیها را در زنگی خود کاربردی کنم و مسئولیت کارهای خود را بپذیرم و برای حل مسئلههای زندگیم و داشتن جسمی سالم کوشا باشم.
ویرایش و ارسال: همسفر الهام از نمایندگی کوروش آذرپور
صفحهی کاهش و افزایش وزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
74