English Version
This Site Is Available In English

از لحظه‌ای که انتخاب می‌کنیم، نتیجه تمام اعمالمان را نیز خودمان خواهیم دید.(نمایندگی میخک مشهد)

از لحظه‌ای که انتخاب می‌کنیم، نتیجه تمام اعمالمان را نیز خودمان خواهیم دید.(نمایندگی میخک مشهد)

چهاردهمین جلسه از دوره بیستم سری کارگاه‌های آموزشی - خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی میخک مشهد با استادی  مسافر عاطفه، نگهبانی همسفر پریسا و دبیری مسافر سارا  با دستور جلسه   «وادی چهارم و تأثیر آن روی من» روز شنبه ۳۰ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، عاطفه هستم مسافر.

ابتدا از راهنمای عزیزم، خانم عفت، سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. دستور جلسه این هفته وادی چهارم است و می گوید؛ «در مسائل حیاتی به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» است.

وادی چهارم به ما می‌گوید؛ در مسائل حیاتی، نباید مسئولیت‌های خودمان را بر گردن کسی بیندازیم. مسئولیت‌پذیر باشیم؛ جمله‌ای که بارها شنیده‌ایم، اما این وادی می‌گوید؛ حتی مسئولیت رفتار، کردار، گفتار و تمام کارهایی را که انجام می‌دهیم، نباید به خداوند نسبت دهیم.شاید تصور کنیم هیچ‌وقت چنین کاری نکرده‌ایم، اما واقعیت این است که بارها مسئولیت کارهای خود را به گردن خداوند انداخته‌ایم. آقای مهندس همواره تأکید می‌کنند که مسئول انجام همه کارهای خودتان باشید.

در یکی از سی‌دی‌هایشان، آقای مهندس می‌فرمایند: خداوند پس از آفرینش انسان، او را بر سر دوراهی قرار می‌دهد؛ یک راه، راه راستی، سلامت و تقوا، و راه دیگر، راه فجور، کژی و زشتی‌ها است. اینکه کدام راه را انتخاب کنیم، به عهده خود ماست و از لحظه‌ای که انتخاب می‌کنیم، نتیجه تمام اعمالمان را نیز خودمان خواهیم دید.

وادی چهارم دلیل اصلی ورودم به کنگره بود. من تمایلی نداشتم بگویم مصرف‌کننده هستم. این موضوع برایم مانند دیواری بلند و سخت بود. هر کسی با من درباره درمان صحبت می‌کرد، گارد می‌گرفتم و می‌گفتم: «من دلیلی برای درمان و کنارگذاشتن مصرف ندارم.»

خداوند خواست و دو نفر از اعضای کنگره که به رهایی رسیده بودند، در مسیر زندگی‌ام قرار گرفتند. آن‌ها یک سال از کنگره برایم گفتند. برای اولین‌بار، اتفاقی از جلوی شعبه رد می‌شدم که با خودم گفتم؛ برو داخل و ببین چه خبر است و وارد شعبه شدم و به اتاق مرزبانی رفتم. گفتند: ثبت‌نام نداریم، هفته آینده تشریف بیاورید و برگشتم، درحالی‌که حال روحی بسیار بدی داشتم.

من دیر می‌خوابیدم، دیر بیدار می‌شدم، صبح‌ها خواب بودم و شب‌ها بیدار. هر اتفاقی که برایم می‌افتاد، فقط به خدا می‌گفتم: «چرا من؟» با خودم می‌گفتم؛ خانواده‌ام همه تحصیلات عالی دارند؛ پزشک، معلم... پس چرا فقط من این‌گونه شده‌ام؟
همیشه در ذهنم این بود که؛ خداوند باید زندگی‌ام را تغییر دهد. کافی بود یک روز مشکلی پیش بیاید، جایی دیر برسم یا کاری مطابق میلم پیش نرود؛ باز هم می‌گفتم: خدایا، چرا؟ اما هیچ‌وقت به خودم نگفتم که؛ شاید مشکل از خودت باشد؛ شاید این تو هستی که راه را اشتباه رفته‌ای.من بیشترین لطفی که در حق خودم می‌کردم، این بود که فقط می‌گفتم: خدایا درستش کن، بساز، این کار را برایم انجام بده؛  اما خودم هیچ قدمی برنمی‌داشتم.

یک روز برای نماز صبح به حرم رفته بودم. هنگام بازگشت، چشمم اتفاقی به بنر کنگره افتاد و دوباره وارد کنگره شدم. این بار دوم بود. نزد مرزبان، خانم محبوبه، رفتم. ایشان هم فرمودند: «دیر آمدی، ورودی بسته شده است. فعلاً ثبت‌نام نداریم، هفته آینده بیا.»این بار اشتیاق بیشتری در وجودم احساس می‌کردم. همان رد شدن‌ها و بازگشت‌ها باعث شد انگیزه‌ام هر روز بیشتر شود. حدود دو ماه پیگیر بودم تا بالاخره ثبت‌نام شدم، دارو گرفتم و سفرم را آغاز کردم. از همان لحظه نخست ورود به کنگره، مسیر برایم بسیار آرام و پایدار بود تا اینکه به بخش دوم وادی چهارم رسیدم. همان‌جا جرقه‌ای در ذهنم زده شد؛ فهمیدم سال‌ها کاری را انجام می‌دادم که خودم متوجه آن نبودم.

دو سال فقط می‌گفتم: خدایا درستش کن، خدایا بساز، اما خودم هیچ حرکتی نمی‌کردم. از روزی که قدم برداشتم و مسیرم را به سمت کنگره تغییر دادم، واقعاً خداوند کمکم کرد تا این راه را ادامه بدهم.از روزی که یک‌قدمم به دو قدم و سه قدم تبدیل شد، مسیر برایم آسان‌تر شد و حضور خداوند را بیش از گذشته در کنار خود احساس کردم. شاید در زندگی روزمره کمتر به این موضوع توجه کنیم.وادی چهارم برای من، وادی ورود به کنگره، وادی انتخاب راه درست، راستی، زندگی زیبا و آرزوهای بلند و نیک بوده و همچنان هست.

تایپ: مسافر ثریا لژیون هفتم نمایندگی میخک مشهد
ویرایش: راهنما مسافر زهرا. نمایندگی میخک مشهد
بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه
عکس: راهنما همسفر محدثه - نمایندگی میخک مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .