English Version
This Site Is Available In English

در مسائل حیاتی مسئولیت بر عهده خود ما است

در مسائل حیاتی مسئولیت بر عهده خود ما است

جلسه یازدهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بیستون کرمانشاه به استادی مرزبان همسفر ثریا، نگهبانی راهنما همسفر سهیلا و دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱ تیر‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

اول از خدای خودم بسیار ممنون و سپاسگزارم که امروز سعادت را نصیب بنده کرد که در میان شما قرار بگیرم. از نگهبان لژیون سردار کمال تشکر و قدردانی را دارم که این فرصت را به من دادند تا در این جایگاه بنشینم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. به دبیر و خزانه‌دار هم خسته نباشید و خدا قوت می‌گویم. دستور جلسه امروز در مورد وادی چهارم است. وادی اول تا چهارم، مبانی فکری ما را با اصلی‌ترین قوانین بازی زندگی وقف می‌دهد و هماهنگ می‌کند و ما را برای انجام یک حرکت اصلی و اصولی برای درمان اعتیاد یا برای ادامه زندگی آماده می‌کند. وادی اول، جایگاه تفکر و درست فکر کردن را به ما می‌آموزد. وادی دوم، پوچی و ناامیدی که یکی از وحشتناک‌ترین عوامل بازدارنده محسوب می‌شود را از بین می‌برد؛ دقیقاً زمانی که ما مقدمات حرکتمان را مهیا می‌کنیم و منتظر کمک دیگران هستیم.

وادی سوم می‌آید و خیال ما را راحت می‌کند که هیچ‌کس به اندازه خود تو به فکر تو نیست؛ منتظر کمک دیگران نباش. این باری که داری، در‌نهایت باید خودت به تنهایی به زمین بگذاری. زمانی‌که ما به این نقطه می‌رسیم، ناخودآگاه به فکر خدا و به یاد خدا می‌افتیم؛ حالا که دیگر کسی نیست به ما کمک کند و مشکلات ما را حل کند و به داد ما برسد، جز خدا کسی نمی‌ماند که به داد ما برسد و مشکلات ما را حل کند. در اینجا وادی چهارم می‌آید و مطرح می‌شود: در مسائل حیاتی، هیچ‌کس به اندازه خود تو مسئول نیست. دادن مسئولیت به خداوند، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. این وادی این قانون را به ما می‌فهماند که در مسائل حیاتی، مسئولیت به عهده خود ما است. خداوند هیچ مسئولیتی به عهده ندارد. خداوند کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام داده است؛ اختیار تام، ابزار و توانایی لازم را هم داده است. حالا این ما هستیم که باید از پس مشکلاتمان بر بیاییم و آن‌ها را حل کنیم.

حالا من دستور جلسه را به لژیون سردار ربط می‌دهم. اولین باری که من در گل‌ریزان شرکت کردم، به من گفتند که گل‌ریزان در چه تاریخی برگزار می‌شود و خدا می‌داند که من چه‌قدر هیجان و اضطراب داشتم. هیجانم از این بود که زودتر بروم و سرداری‌ام را پرداخت کنم و اضطرابم هم این بود که نکند اتفاقی بیفتد و یک جوری شود که من نتوانم به گل‌ریزان برسم و سرداری‌ام را پرداخت کنم. خدا را شکر می‌کنم و خدا این لطف را به من کرد که در گل‌ریزان حضور داشتم. سفره‌ای که پهن شده بود، من هم به اندازه خودم برداشت کردم. خیلی خوشحال بودم و آن روز حس خیلی عجیبی داشتم؛ این‌که توانستم کاری را انجام بدهم و به دردی بخورم و سهمی داشته باشم.

گل‌ریزانی را که داشتیم، گفتند برای شعبه جدید است. این حس و حال را به من داد که زمانی که پا در شعبه بگذارم، من هم به اندازه یک آجر، سهمی در شعبه دارم. این به من حال خوبی می‌داد که یک نفر هم مثل من بیاید و به درمان برسد و به حال خوب برسد و من هم در آن سهیم باشم. حال خیلی خوبی به من می‌دهد. خدا را شکر، مسافرم چند سال است که در لژیون سردار شرکت کرده و حالش خوب است، به راه است و خدمتگزار است. این را مدیون لژیون سردار، کنگره و آقای مهندس می‌دانم. این‌که ما نگذاریم چراغ اینجا خاموش شود، من خودم را می‌گویم؛ کمک کنم که چراغ اینجا روشن بماند. کسانی بودند قبل از ما آمده‌اند و الآن نیستند و وظیفه خودشان را به‌درستی انجام داده‌اند و از فرصتی که در اختیارشان بوده به درستی استفاده کرده‌اند. ان‌شاءالله من هم بتوانم در اینجا، در فرصتی که در اختیارم است، به بهترین شکل ممکن استفاده کنم و بتوانم برای کنگره مفید باشم.

تایپیست: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول)
ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .