جلسه ششم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی خیام نیشابوری به استادی همسفر عاطفه، نگهبانی همسفر فرزانه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه 1 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم که این جایگاه را تجربه کردم، از آقای مهندس سپاسگزارم که بستر آموزش را برایمان فراهم کرد. از همسفر فاطمه راهنمایم کمال تشکر را دارم که در این مسیر همیشه همراهم بودند. دستور جلسه میگوید: «در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن ». این جمله برایمان سنگین است؛ چون در زندگی ما عادت کردهایم اگر ترس، اضطراب، سردرگمی داشتیم دستمان را پیش خدا بالا ببریم و بگوییم خدایا کمکمان کن و هیچ عملی هم انجام ندهیم؛ ولی توکل واقعی با بیمسئولیتی کاملاًَ متفاوت است.
همانطور که خداوند فرموده است: «لَیسَ لِلاِنسانَ اِلّا ما سَعی» انسان چیزی نیست جز سعی و تلاش خودش، خداوند به ما قدرت تفکر، قدرت انتخاب، حرکت و تغییر هم داده است. ما میدانیم وقتی که مسافرمان در مسیر رشدش، خود ما در مسیر رشد شخصیتمان یا خانواده مشکلی داریم؛ هیچ معجزهای از بیرون مشکل ما را حل نخواهد کرد و ما باید خودمان مشکل را بپذیریم و برای حل کردن آن اقدام کنیم.
من خودم قبل از اینکه وارد کنگره شوم وقتی با مشکلی برخورد میکردم دیگران را مقصر میدانستم یا فکر میکردم سرنوشت من همین است؛ پس دست به دامن خدا میشدم و مسئولیت خود را به خدا واگذار میکردم و هیچ عملی انجام نمیدادم؛ اما حالا فهمیدهام من مسئول انتخابهای خودم و مسئول حال و آینده خودم هستم. من مسئول این میباشم که برای مشکل خودم تلاش کنم حرکت کنم و هیچکس بهتر از خودم به فکر آینده من نیست.
چرا هیچکس بهتر از خودم به فکر آینده من نیست؟ چون هیچکس از نیروی درون من بهتر از خودم خبر ندارد؛ حتی یک مادر برای فرزندش مگر میداند درون او چه نیرویی نهفته است؟ من در کنگره مسئولیتپذیر شدم و دانستم؛ باید چهکار کنم؛ باید اول اشتباهات خودم را قبول کنم اگر نقصی دارم نقصم را بپذیرم و بعد آن را برطرف کنم یا اگر راهی را اشتباه رفتم شهامت داشته باشم آن راه را برگردم. خداوند به ما در مسیر زندگی مسئولیتهای فراوان میدهد؛ چون ما باید آنقدر مسئولیت قبول کنیم تا بتوانیم به رشد کامل برسیم.
خداوند گفته که اول دعا کنید توکل کنید و بعد عمل کنید. این وادی دو حس را برای من داشت حس بیداری و حس آرامش. حس بیداری بهخاطر اینکه فهمیدم؛ باید پاسخگوی تمام رفتارهایم باشم هر عمل و رفتاری دارم؛ باید پاسخگو باشم و حس آرامش، چون اینجا متوجه شدم خدا هیچ چیزی بیشتر از توانم از من نخواسته است. من قبل از ورود به کنگره فقط کارهای روزمرهام را میتوانستم انجام بدهم؛ حتی کار بیرونم را مقداری کنار گذاشته بودم؛ اما زمانی که وارد کنگره شدم و در کنگره مسئولیت گرفتم دوباره فهمیدم میتوانم در کارم پیشرفت کنم .
قبلاً وقتی که میخواستم ساعت ۵ به شعبه برسم همیشه برایم سخت بود؛ یعنی یا ۵ و ۵ دقیقه میرسیدم یا ۵ و ۱۰ دقیقه، ولی از زمانی که مسئولیت حضوروغیاب را قبول کردهام ۱ ساعت زودتر به شعبه میآیم و میبینم که واقعاً شدنی است؛ فقط کافی بود مسئولیتم را به عهده بگیرم. اینجا فهمیدم لازم نیست کامل باشم؛ ولی لازم است که مسئول باشم، لازم نیست من زمین نخورم و هیچوقت اشتباه نکنم؛ ولی لازم است وقتی که زمین خوردم با نیروی بیشتری بلند بشوم. به نظر من مسئولیتپذیری چیزی نیست جز رهایی انسان که اسیر بهانهها است؛ یعنی ما همیشه اسیر بهانهها بودیم که از بار مسئولیت شانه خالی کنیم.

مرزبانان کشیک: همسفر مرضیه و مسافر امید
تایپیست: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون اول)
عکاس: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
40