English Version
This Site Is Available In English

حدومرز مسئولیت‌ها

حدومرز مسئولیت‌ها

جلسه دوم از دوره سی‌‌وهشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی وحید به استادی همسفر شکوفه، رهجوی راهنما همسفر زینب، نگهبانی همسفر خدیجه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه: «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۰۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه در مورد وادی چهارم است. در وادی‌های گذشته آموختیم که در وادی اول با تفکر، ساختارها آغاز می‌شوند. در وادی دوم، جهت بیهودگی قدم به حیاط نگذاشته‌ایم. در وادی سوم آموختیم که باید تفکر کنیم که هیچ‌کسی در مورد مسائل خودمان تفکر نمی‌کند و در وادی چهارم مسئله سپردن مسائل حیاتی به خدا است، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. در جهان هستی هیچ‌چیزی وجود ندارد که مسئولیت‌اش یک‌طرفه باشد. یک پدر نسبت به فرزندان خود و به همسرش مسئولیت دارد و متقابلاً همسر و فرزندان نیز نسبت به پدر خانواده مسئولیت دارند. دو دوست نسبت به هم‌دیگر مسئولیت دارند. من نسبت به خداوند یک‌سری مسئولیت‌ها دارم و خداوند هم نسبت به من مسئولیت‌هایی دارد. همه‌چیز مثل یک قانون است؛ مسئولیت‌ها از پیش مشخص شده‌اند.

نکته‌ای که این‌جا برای من مهم است این است که می‌خواهیم خط‌وخطوط و حدومرز مسئولیت‌های خودمان را بشناسیم و تا حدودی جایگاه خودمان و جایگاه مسئولیت خودمان و خداوند را بشناسیم. خداوند وقتی انسان را خلق کرد به او قدرت اختیار داد. یکی از آن نعمت‌ها، همین قدرت اختیار است. انسان را در سر دوراهی قرار داد: یک راه، راه کردارنیک، گفتارنیک و پندارنیک و صلح‌آمیز است؛ راه دیگر هم، راه فسق‌وفجور، کجی و کاستی است. او عواقب هر کاری را برایمان مشخص کرده که هر انسانی هر کاری انجام دهد، عاقبتش چیست و مسئولیتش در قبال کار خودش چیست. اگر گندم بکاریم، همان را برداشت می‌کنیم؛ اگر جو یا هنزل بکاریم، دقیقاً همان را برداشت می‌کنیم. یعنی الان در هر جایگاهی که هستیم، خودمان قبلاً بذر آن را کاشته‌ایم.

این مسئولیت‌ها در سطح اجتماعی، ریشه در همان قانون انتخاب و قدرت مطلق دارند. نگرش انسان‌ها با هم متفاوت است. بعضی از ما مسئولیت‌پذیر هستیم و می‌دانیم مسئولیتمان در چه حدی است؛ ولی متأسفانه برخی دیگر به دنبال پناهگاهی در خداوند هستند تا از مسئولیت انسانی خود بگریزند و از روی ناآگاهی و حتی حالت حق‌به‌جانب که «من خدا را دوست دارم و خداپرستم»، مسئولیت کارهای خودشان را به خداوند محول می‌کنند و منتظرند که خداوند مشکلات و نواقص آن‌ها را برطرف کند. مثلاً این‌که من یک لباس پاره دارم و از خداوند بخواهم که آن را برایم وصله کند، کاری غیرمنطقی و غیرمسئولانه است. یا این‌که من قرض بالا بیاورم و از خداوند بخواهم که قرضم را ادا کند. یا مشکلی را به وجود بیاورم و توقع داشته باشم که خداوند آن مشکل را برایم حل‌وفصل کند؛ به‌گونه‌ای که انگار خداوند و نیروهای مافوق، فرمانبردار ما هستند و منتظرند که ما به آن‌ها فرمان دهیم که از شب تا صبح این کار را انجام بدهند یا انجام ندهند.

ما یک‌وقت‌هایی متأسفانه خداوند را با غول چراغ‌جادو اشتباه می‌گیریم و توقع داریم که تمام مشکلات و نواقص ما را برطرف کند. خداوند آن‌قدر عظیم و قدرتمند است که ما نمی‌توانیم او را درک کنیم. مثل این است که ما روی کره زمین قرار داریم و این‌قدر کره زمین وسیع و بزرگ است که برای ما قابل دیدن و رؤیت نیست. اگر بخواهیم خدا را بشناسیم، باید اول خودمان را بشناسیم؛ از دروازه خودمان عبور کنیم؛ یعنی همان صورت آشکار و صورت پنهان خودمان را بشناسیم و اطلاعاتی کسب کنیم و بعد به دروازه خداشناسی وارد شویم. پس از عبور از آن دروازه، هسته شکافته می‌شود و به دو بخش تقسیم می‌گردد: هسته جسم که کاملاً برای ما قابل‌رؤیت است، همین جهان فیزیکی ما و هسته خارجی که همان بقایایی است که بعد از مرگ یا بعد از خواب از جسم ما جدا می‌شود. در نهایت، اگر بتوانیم از دروازه‌های خودشناسی عبور کنیم و خودمان را بشناسیم، آن‌گاه می‌توانیم به درک عمیقی از خداوند و جهان هستی پی ببریم و در روابط انسانی‌مان کمتر رنج بکشیم و آن را به پای نظم و بی‌نظمی انسانی خودمان بگذاریم.

مرزبان کشیک: همسفر شهزاد و مسافر مرتضی
تایپیست: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم) و همسفر ندا
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه ( لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر شهزاد مرزبان خبری
همسفران نمایندگی وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .