جلسه دوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره60، نمایندگی وحید به استادی همسفر رؤیا، رهجوی راهنما همسفر لیلا، نگهبانی راهنما همسفر اعظم و دبیری راهنمای تازهواردین همسفر فرشته با دستور جلسه: «وادی چهارم (در مسائل حیاتی؛به خداوند سپردن،یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه 02 خردادماه 1405 ساعت 14:45 برگزار شد.

سخنان استاد:
دستور جلسه این هفته، وادی چهارم است؛ در مسائل حیاتی، به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن؛ چراکه این وادی به نظر من، در واقع نوعی مرزبندی دقیق است؛ یعنی برای من مشخص میکند که جایگاه خودم کجاست و جایگاه خداوند کدام است و نیز به من یادآوری میکند که بهعنوان یک انسان، بهعنوان تنها موجودی که اختیار به او داده شده، باید مسئولیت تمام کارها را خودم قبول کنم و به هیچوجه نمیتوانم مشکلات و مسائل زندگیام را گردن کسی بیندازم، حتی گردن خداوند.
به عبارت دیگر، گاهی آنچنان درگیر توهمات ذهنی میشویم که خداوند را به جایگاه غول چراغ جادو تنزل میدهیم. به محض اینکه مشکلی برایمان پیش میآید، سریع بدون هیچ تفکری و بدون هیچ حرکتی مینشینیم و خداوند را مقصر میگیریم و شروع به شکایت میکنیم که: «چرا مرا در این شرایط گذاشتی که دچار مشکل شوم؟» بعد هم به دعا و نیایش میپردازیم؛ ولی این طرز تفکر واقعاً صحیح نیست. در حقیقت، ما باید بدانیم که دعا و نیایش زمانی کارساز است که من از پیش، یک تفکر خوب داشته باشم و یک حرکت متناسب با آن انجام دهم. وقتی مشکلی در زندگی من پیش میآید، دقیقاً همان موقع است که اگر در جهت صحیح و در راستای ارزشها حرکت کنم، قطعاً و حتماً آن نیروهای آسمانی و دستهای غیبی به کمک من خواهند آمد.
اکنون این پرسش مطرح میشود که چرا گاهی اوقات ما مسئولیتپذیر نیستیم؟ چه اتفاقی در درون من میافتد که مسئولیت کارهای خودم را قبول نمیکنم، شانه خالی میکنم و به گردن دیگران میاندازم؟ این دو علت عمده دارد: یکی جهالت و نادانی من است و دیگری تنبلی و سستی من. بنابراین، اگر بخواهم واقعاً مسئولیتپذیر باشم، باید هم درون وجودم و هم بیرون آنرا اصلاح کنم. باز اینجا سؤال میشود که چگونه میتوانیم این نواقص را برطرف کنیم؟ پاسخ، آموزش و الگو گرفتن از انسانهای قوی است؛ کسانی که در گذرگاههای سختشان توانستند مقاوم بایستند، از آنها عبور کنند و به موفقیت برسند. من باید تنبلی و سستی را کنار بگذارم و به حرکت درآیم. وقتی آموزش میبینم و میفهمم که چه کاری باید انجام دهم، نباید ترس را به خودم راه بدهم؛ بلکه در مشکلات، خودم را میپذیرم، حرکت میکنم و در برابر سختیها مقاومت میکنم تا تنبلی را از خودم دور سازم.
پس درمییابیم که مسئولیت پذیری رابطه مستقیمی با آگاهی و میزان آن دارد. هر چه قدر از جهالت دورتر شویم و به سمت دانایی پیش برویم، در واقع مسئولیتپذیرتر خواهیم شد. دلیلش این است که با آموزشهایی که راهنماهای عزیز به من دادند، توانستم مراتب نفس را در خودم بالاتر ببرم؛ یعنی نفساماره که پایینترین مرتبه است و آقای مهندس آنرا همان نفس حیوانی مینامند، با آگاهی و آموزش به مرتبهای بالاتر میرسد تا جایی که خواستههای غیرمعقول من، جای خود را به خواستههای معقول بدهند؛ چراکه نفس من وقتی بالا میرود، طبیعتاً خواستههایش نیز عقلانیتر و معقولتر میشوند. وقتی خواستههای من معقول شد، من بهخوبی وظایف خودم را میشناسم، با آنها آشنا میشوم، مشکلاتم را بهدرستی میبینم، متناسب با آنها حرکت میکنم و هیچوقت طلبکار نخواهم بود؛ هیچ توقعی از دیگران ندارم؛ چون آگاهی من بالا رفته است و درک میکنم که خودم در ایجاد مشکلات، مسبب و بانی اصلی هستم. اصلاً قضیه به تقدیر یا شانس مربوط نیست.
از این منظر، جملهٔ بسیار قشنگی از آقای مهندس در یکی از سیدیهای جبر و اختیار به خاطر میآورم که آن را نوشتهام وآنقدر برایم ارزشمند است در آشپزخانه گذاشتهام میفرمایند: «تقدیر و جبری که برای من اتفاق میافتد، میوه و ثمرهٔ اختیار خود من است.» یعنی چیزی که من الان دارم برداشت میکنم، در واقع همان چیزی است که در گذشته به اختیار خودم گذاشتهام. بنابراین هیچ جای گلایه و شکایتی باقی نمیماند.
حالا این مسئولیتپذیری در لژیون سردار، نقشی فوقالعاده مهم و کلیدی دارد. من فکر میکنم کنگره۶۰ را میتوانم به یک مهمانی بسیار بزرگ و زیبا تشبیه کنم؛ سفره پرشکوهی که مهندس پهن کردهاند و در آن، آموزشهای ناب و تجربههای ارزشمند راهنماها، لژیونها و جلسات، همه بهعنوان نعمتها و برکات این سفره حضور دارند. وقتی یک تازهوارد به کنگره۶۰ پا میگذارد، در واقع مهمان این سفره میشود و بهطور مجانی و رایگان بر سر آن مینشیند. هر کسی به اندازه ظرف وجودش و به اندازه تلاش و کوششی که میکند، میتواند از این سفره بهرهمند شود.
حالا پس از گذشت ۱۰ الی ۱۲ ماه، آن سفر اولی به درجه سفر دومی نائل میآید. آنجا دیگر رسم ادب و انصاف حکم میکند که من با مسئولیتپذیری خود، بخش مهمانیام را به میزبانی تبدیل کنم. هرچند که آقای مهندس و خانواده ایشان، تهیهکننده و برگزارکننده اصلی این سفره زیبا هستند، ولی اعضاء لژیون سردار، دنوران عزیز و پهلوانان گرامی، همگی در کنار آقای مهندس، میزبانان این کنگره بهشمار میروند. میزبانان، این سفره پر از نعمت را تدارک دیدهاند؛ بنابراین من در این جایگاه باید احساس مسئولیت کنم و سهم خودم و دنگ خودم را به این سفره بدهم. در پایان، همینجا از تمامی شما اعضاء لژیون سردار صمیمانه تشکر میکنم که این مسئولیت را بهخوبی انجام دادید.
تایپیست: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم) و همسفر ندا
عکاس، ویراستار و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
146