مشارکت راهنمای محترم و تعدادی از اعضای لژیون پانزدهم نمایندگیشفا در باب دستور جلسههفته
" وادیچهارم و تاثیر آن رویمن "
راهنمای محترم مسافر مهدی؛
وادی چهارم به ما میآموزد که در مواجهه با مسائل حیاتی، سپردن مسئولیت به خداوند، در واقع نوعی سلب مسئولیت از خویشتن است. خداوند با بخشیدن اختیار و نهادینه کردن صفات الهی در وجود ما، انسان را از سایر موجودات متمایز کرده و زمین را مهد تکامل او قرار داده است؛ تا با استفاده از این اختیار، سپاسگزار خالق باشد.
من، مهدی، در آغاز مسیر مصرف، در دام جهل و سوءبرداشت از خلقت گرفتار بودم. با این پرسش که: "اگر تریاک بد است، چرا خداوند بذر آن را آفریده؟"، در واقع میخواستم از مسئولیت انتخاب خود بگریزم. اما با گذشت زمان، دریافتم که این مواد، جایگزین سیستم شبهافیونی بدن من شده و فرماندهی تصمیمات مرا از من گرفته و به مواد بیرونی سپردهاند. من در آن دوران، تمام ناکامیهای زندگی را به گردن دیگران میانداختم و در چرخهی بیپایان خشم، غضب و کینه، تنها به دنبال مقصری میگشتم تا با او، مسئولیتِ خودم را مدیریت کنم.
سپاس و شکر خداوند که مرا با کنگره ۶۰ آشنا کرد. اکنون با پذیرش فرمانبرداری، آگاه شدهام که هم در صور آشکار و هم در صور پنهان، دچار تخریب بودهام. با برنامهریزی دقیق (روش DST) در بازه زمانی ۱۰ تا ۱۱ ماهه، متعهد به ترمیم جسم و روان خود هستم و با مطالعه نوشتارهای کنگره و نوشتن سیدیها، در پی اصلاح جهانبینی خود میباشم تا تغییر در تمام سطوح وجودم رخ دهد. امروز، من مسئول اصلی تمام وقایع زندگی خود را میدانم، نه دیگران و نه تقدیر.
در پایان، مراتب سپاسگزاری خود را از جناب آقای مهندس دژاکام، جناب آقای دکتر امین، راهنمای عزیزم آقا فرهاد، همسفرم و تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ که در این مسیر آگاهیبخش همراه من بودند، ابراز میدارم.»
مسافر مهدی؛
در وادی چهارم، به یکی از قوانین مهم جهانبینی یعنی قانون پذیرش مسئولیت میرسیم. من سالها به دلیل اطلاعات نادرستی که از قوانین و نیروهای مافوق، یعنی خداوند، داشتم، به سمت مواد مخدر و اعتیاد روی آوردم و روحیهای طلبکارانه پیدا کرده بودم؛ بهگونهای که انتظار داشتم خداوند، دیگران، زمین و زمان، تمام تخریبهای من را به دوش بکشند تا من فردی سالم و سلامت باقی بمانم. اما این قانون به من آموخت که چنین چیزی امکانپذیر نیست و بدون حرکت، قبول مسئولیت و جبران اشتباهات، راهی برای رهایی وجود ندارد.
باید بدانیم که خداوند این مشکلات را برای ما بهوجود نیاورده است. در این وادی، با مهمترین مسئله یعنی شناخت انسان و نفس آشنا میشویم؛ زیرا نفس، یکی از صور پنهان انسان است و شناخت آن به ما کمک میکند تا از قدرت اختیاری که از طرف قدرت مطلق به ما داده شده، بهترین استفاده را ببریم، بهترین تصمیمها را بگیریم، بار مسئولیت خود را بر دوش بکشیم و در مسیر جبران قدم برداریم.
در این مسیر، باید به ایمان خود تکیه کنیم؛ زیرا ایمان، تجلی نور خداست. اگر من به خودم متکی باشم و با تمام وجود روی توان خودم حساب کنم و منتظر کمک هیچکس نباشم، آنگاه کمکهای الهی، الهام و القا نیز شامل حال من میشود.
پس نتیجه میگیریم که وادی چهارم میخواهد وظایف ما را به ما بشناساند تا منِ مهدی، وظیفهای را که بر دوشم هست، به بهترین نحو انجام دهم و به مکانی برسم که از آنجا انشعاب یافتهام.
مسافر محمدرضا؛
«وادی چهارم برای من نقطه عطفی در مسیر زندگیام بود. پیش از آشنایی با این آموزشها، در رویارویی با مشکلات، گویی در خلأیی از ناتوانی گرفتار شده بودم و تصور میکردم که نقشی در تغییر شرایط ندارم؛ شاید حتی بهطور ناخودآگاه انتظار داشتم که نیروهای دیگر یا خداوند، یکتنه بارِ مشکلات مرا به دوش بکشند. اما این وادی به من آموخت که خداوند با دادنِ اختیار و قدرتِ انتخاب به انسان، مسئولیتِ مسیر زندگی را به خودِ او سپرده است.
تجربه تلخ فقدان دختر عزیزم در ۱۸ سالگی، آزمونی عظیم بود. در آن دوران، مرز میان "تسلیم در برابر حکمت الهی" و "شانه خالی کردن از مسئولیتِ بازسازیِ روان خودم" برایم بسیار ظریف بود. آموزشهای وادی چهارم به من یادآوری کرد که اگرچه بازگشتِ امانت به سوی صاحبش (خداوند) امری است که باید در برابرش تسلیم بود، اما مسئولیتِ چگونگیِ عبور از این اندوه و انتخابِ مسیرِ زندگی پس از این حادثه، بر عهده خودِ من است. من آموختم که نباید با غرق شدن در خشم یا شکایت، اجازه دهم این تجربه، مرا از پای درآورد.
این وادی به من آموخت که بهجای سرزنشِ روزگار یا دیگران، مسئولیتِ تمامِ احساسات و کیفیتِ زندگیام را بپذیرم و با تکیه بر آموزشها، برای رسیدن به تعادل، قدم بردارم. امروز با درکِ بهترِ جایگاه خودم و خداوند، میدانم که حلِ مسائل حیاتی، بیش از آنکه نیازمند معجزه باشد، نیازمندِ حرکت، تفکر و مسئولیتپذیریِ خودم در چارچوبِ قوانین الهی است.
این تغییر نگاه، آرامشی را به من هدیه داده که پیش از این هرگز تجربه نکرده بودم. از جناب مهندس دژاکام و تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ سپاسگزارم که با این آموزشهای ناب، به من قدرتِ ایستادن و مسئول بودن را بخشیدند.»
مسافر هاشم؛
وادی چهارم به ما میآموزد که در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند به معنای سلب مسئولیت از خویشتن است. یکی از خطاهای رایج انسان این است که بهجای پذیرفتن مسئولیت کارها و انتخابهای خود، تمام بار مشکلات را به گردن خداوند میاندازد و این برداشت را به نام توکل مطرح میکند. در حالیکه توکل، با تنبلی و کاهلی تفاوت دارد و آداب و شرایط خودش را دارد.
ما باید ابتدا وظایف و مسئولیتهای خود را بهدرستی انجام دهیم، سپس در مسیر حرکت و تلاش، منتظر یاری خداوند باشیم. نباید توقع داشته باشیم که خداوند بدون تلاش و حرکت ما، مانند غول چراغجادو، تمام مشکلات را برطرف کند. خداوند پس از آفرینش انسان، او را میان خوبیها و بدیها مختار قرار داد، مسیرها را مشخص کرد و مسئولیت انتخاب و حرکت در آن مسیرها را بر عهده خود انسان گذاشت.
دعا زمانی میتواند مؤثر واقع شود که انسان در مسیر ارزشها حرکت کند و وظیفه خود را انجام دهد. اگر شناخت درستی از خداوند داشته باشیم، به آرامش میرسیم و از چیزی نمیترسیم. در این صورت، انسانها را بهتر میشناسیم و از رفتار آنها کمتر رنج میبریم، چون به جهل و ناآگاهی آنها آگاهیم.
انسان از دو بخش تشکیل شده است:
یکی صور آشکار مثل جسم، و دیگری صور پنهان مثل روح، نفس، عقل و ... اداره جسم بهطور کامل در اختیار ما نیست و درباره روح و نفس نیز آگاهی دقیقی نداریم؛ به همین دلیل، لازم است با آموزش، تفکر و حرکت در مسیر درست، شناخت خود را کاملتر کنیم.
مسافر باقر؛
به عنوان یک مسافر در این مسیر، برداشت خود را از وادیها با "تفکر در ساختارها" آغاز میکنم؛ چرا که بدون تفکر، آنچه هست به زوال میرود.
دوم اینکه، هیچ موجودی قدمی در حیات، بیهوده نمینهد. سوم، باید دانست که هیچ موجودی به اندازهی انسان، به خویشتن خویش نمیاندیشد. و چهارم، در مسائل حیاتی، سپردن امور به خداوند (توکل) نباید به معنای سلب مسئولیت از خود باشد.
از نظر من، اساس و بنیان تمامی این چهار وادی، بر تفکر، تعقل، اندیشه و حتی مشورت و حسابرسی استوار است. وادی چهارم نیز از دیدگاه من، نوعی تسلیم محض در برابر راهنما و حرمتهای کنگره است؛ گویی هر کس در سفر نخست است، بایستی تسلیم باشد.
با این امید که پس از گذشت ۱۰ تا ۱۱ ماه، به مرحلهی رهایی و آرامش برسیم. امیدوارم با این مسیر، حسهای مثبت و نیکو بیدار شوند و فرصتی برای تزکیه و پالایش جسم و روح و حرکت در مسیر صراط مستقیم فراهم گردد.»
مرزبان خبری؛ مسافر احمد
ارسال؛ مسافر محمدرضا ل۷
- تعداد بازدید از این مطلب :
55