English Version
This Site Is Available In English

توکل به خداوند را هم داشته باشم

توکل به خداوند را هم داشته باشم

جلسه سوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملاصدرا به استادی راهنما همسفر اکرم و نگهبانی راهنما همسفر مهین و دبیری راهنما همسفر زهرا با دستور‌جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در رابطه با دستورجلسه، تفألی به کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» زدم که بی‌ارتباط با دستورجلسه هم نبود. ما بایستی برای خویش، آنچه را که در توان عقلی‌مان می‌گنجد، انجام دهیم؛ به عبارتی، مسئول اول کار خود باشیم و سپس به خدا بسپاریم.

مسئولیت کارهای خود را قبول کنیم و در ادامه، توکل به خداوند را هم داشته باشیم. به همین علت، انتخاب‌گر خود در عالم آگاهی و ناآگاهی باشیم و بر ماست که برای وظایف خود تابع انضباط باشیم تا در انتها با خودمان مسئله‌ای نداشته باشیم.

تیتر وادی چهارم به این‌گونه است که: «در مسائل حیاتی، به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» اگر به مکان‌های دیگر نگاه کنیم، NA یا الکلی‌های گمنام، دوازده قدم دارند که در شش قدم آن، مسئولیت را به خداوند سپرده‌اند.

درست است که خداوند می‌فرماید: «بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را»، اما آن هم حد و حسابی دارد. اینکه من در کارهایم عقلانیت را به کار نگیرم، مشکلاتی را برای خودم به وجود آورم و در ادامه بیان کنم که خداوند مقصر است، صحیح نیست.

در وادی پنجم، بحث توکل کردن به خداوند مطرح است. من توکل می‌کنم، اما داستانی که مهندس حسین دژاکام در یکی از فایل‌های صوتی بیان کردند این بود که حضرت رسول مبحث توکل را مطرح می‌کردند. یکی از افراد، شترش را در بیابان رها می‌کند، شترش گم می‌شود و سپس نزد رسول خدا شکایت می‌کند که چرا شتر من گم شد؟ شما گفتید توکل کن و من این کار را انجام دادم؛ شتر را رها کردم و شترم گم شد.

در ادامه، رسول خدا می‌فرمایند: توکل این نیست که من دزدگیر ماشین را فعال نکنم، قفل فرمان نزنم و ماشین را به همین شکل گوشه‌ای بگذارم و بگویم «توکل به خدا»؛ بعد اگر دزدی آمد یا مشکلی پیش آمد، ماشین به سرقت رفت یا ثروتم از دست رفت، بخواهم خدا را مقصر بدانم.

تفکر لازم، راز و نیاز و دعا، همگی جواب می‌دهند؛ منتها زمانی جواب می‌دهند که ما در صراط مستقیم باشیم، از ضدارزش‌ها دوری کنیم، تلاش خودمان را انجام دهیم و مسئولیت کارهای خودمان را بپذیریم.

اینکه می‌گویند: «همسایه‌ها یاری کنید تا من خانه‌داری کنم»، یک ضرب‌المثل اشتباه است. گاهی اوقات ما خدا را با غول چراغ جادو اشتباه می‌گیریم؛ فکر می‌کنیم بالا نشسته و فقط باید خراب‌کاری کنیم و خدا همه چیز را درست کند. برای مثال شخصی پنج گرم شیره مصرف می‌کند، شاید پنج هزار بار نماز می‌خواند و می‌گوید: «خدایا کمک کن من بتوانم اعتیادم را درمان کنم.»

به این شکل نمی‌شود که ما در ضدارزش‌ها باشیم و از نیروهای الهی دست یاری بخواهیم. درست است که دست‌های آسمانی القای فکر را انجام می‌دهند، ولی زمانی که ما خواسته‌های غیرمعقول را کنار بگذاریم. گاهی اوقات ما خواسته‌های غیرمعقولی از خداوند داریم و اینجاست که خداوند را نشناخته‌ایم. اگر بخواهیم خداوند را بشناسیم، باید از دروازه خودمان عبور کنیم و ابتدا خودمان را بشناسیم.

پس ما روی تفکر، تلاش و اندیشه خودمان تمرکز می‌کنیم. من دعا و راز و نیاز انجام دهم و بگویم مثلاً یک گوسفند قربانی کنم تا دانشگاه قبول شوم. نذرت قبول باشد، گوسفندی هم که قربانی دادی؛ اما شب تا صبح هم باید بیداری بکشی و تلاش کنی تا به این نتیجه برسی. در سی‌دی‌های جدید، سه پارامتر اصلی مطرح می‌شود: خواست، تقدیر الهی و فرمان الهی.

خواست من اکنون چیست؟ چه بذری را می‌کارم؟ همان بذر، تقدیر آینده مرا رقم می‌زند و همان را در آینده برداشت خواهم کرد. اگر امروز چکی بنویسم و هنگام سررسید آن، گله و شکایت کنم، داد و بیداد راه بیندازم و بگویم: «خدایا ندارم، همه بدبختی‌ها و چالش‌ها برای من است»، این همان چیزی است که خودم کاشته‌ام. بذری است که خودم می‌کارم و در نهایت باید همان را برداشت کنم. نمی‌شود حنظل بکاری و انتظار برداشت خرما داشته باشی. پس بیشتر مشکلات را خودمان با دستان خودمان به وجود می‌آوریم و بعد دنبال مقصر می‌گردیم.

این وادی در مورد نفس صحبت می‌کند. نفس، چیزی است که تعیین موجودیت می‌کند؛ هم در ظاهر و هم در باطن. نفس خواسته دارد و خواسته‌هایش معقول و غیرمعقول است.

در ادامه، نفس اماره، لوامه و مطمئنه را داریم. نفس اماره به این‌گونه است که من هر کار ضدارزشی انجام دهم، هیچ عذاب وجدانی هم نداشته باشم؛ ولی هنگامی که آگاهی و دانایی من بالاتر رفت، اگر یک کار ضدارزشی انجام دهم، ذره‌ای عذاب وجدان سراغم می‌آید و این نفس لوامه است. نفس مطمئنه نیز همین‌گونه است و با فرمان عقل می‌توان آن را اجرا کرد.

اگر به لژیون سردار ربط دهیم، مغز هم خواسته‌های معقول دارد و هم خواسته‌های نامعقول. ما به اینجا آمده‌ایم تا با نیمه تاریک خودمان آشنا شویم، خواسته‌های نامعقول را شناسایی کنیم و به مرور زمان آن‌ها را کنار بگذاریم.

خواسته معقول هم داریم؛ برای مثال خواسته معقول این است که یک روسری تهیه کنی. ایرادی ندارد؛ مقداری از پول را صرف خرید روسری کن و مابقی را برای رسیدن به خواسته‌ای ارزشمند، مانند عضویت در لژیون سردار، پس‌انداز نماییم.

اکثر کسانی که به جایگاه پهلوانی یا نشان بی‌نشانی رسیده‌اند، افرادی هستند که به نفس مطمئنه نزدیک شده‌اند؛ بنابراین توانسته‌اند ببخشند و از بسیاری مسائل بگذرند. برخی از مشکلاتی که امروز با آن‌ها روبه‌رو هستیم، نتیجه ندانم‌کاری‌های گذشته خودمان است و باید تاوان آن را بپردازیم؛ اما گاهی نیز مشکلاتی در مسیر رشد و حرکت به‌سوی روشنایی قرار می‌گیرند تا ضمن حرکت به‌سوی نور، دست دیگران را نیز بگیریم و همراه خود پیش ببریم.

لژیون سردار همان نوری است که مسیر سفر از ظلمت به نور را برای ما روشن می‌کند. در سفر اول تصور می‌کنیم که با کنار گذاشتن مواد، همه‌چیز به پایان می‌رسد؛ درحالی‌که سفر دوم تازه آغاز راه است. همان‌گونه که گفته می‌شود: «همسفر، دستانت را به‌سوی آسمان نگه دار و تا آنچه را دریافت ننموده‌ای، از ادامه راه باز نایست.»

در سفر دوم باید خصلت‌های منفی را به‌تدریج کنار بگذاریم؛ خساست را رها کنیم و با بخشندگی آشنا شویم. صفات منفی را کم‌رنگ کنیم تا هرچه بیشتر از ضدارزش‌ها فاصله بگیریم و شایستگی بهره‌مندی از نعمت‌های الهی را پیدا کنیم.

در لژیون سردار عضو شویم و مسیر دنور، پهلوانی و سرداری را طی کنیم. آقای امین می‌فرمایند: «خواسته‌های منفی و صفات منفی را بشناسیم؛ زیرا زمانی که آن‌ها را بشناسیم، نیمی از راه را طی کرده‌ایم و هنگامی که آن‌ها را کنار بگذاریم، نیم دیگر راه نیز پیموده شده است.»

عضویت در لژیون سردار تنها به پرداخت مبلغی و داشتن عنوان عضو لژیون سردار نیست. باید آموزش‌های این لژیون را دریافت کنیم، روی صفات منفی و نفس اماره خود کار کنیم تا بتوانیم جایگاه‌های بالاتری را تجربه و لمس نماییم.

لژیون سردار شاید در ظاهر، بخشش مالی باشد؛ اما در حقیقت، محلی برای شناسایی حس‌های آلوده و پالایش آن‌هاست تا با آموزش‌هایی که دریافت می‌کنیم، مسئولیت اعمال خود و بذرهایی را که در زندگی می‌کاریم، بپذیریم و آگاهانه در مسیر ارزش‌ها گام برداریم.

تایپیست: راهنما ویلیام همسفر فاطمه
عکاس: همسفر الهه
ارسال: همسفر زهره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیک‌آباد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .