English Version
This Site Is Available In English

شناخت ضدارزش‌ها

شناخت ضدارزش‌ها

همسفر معصومه و مسافرشان ابراهیم با بیش از سی سال تخریب وارد کنگره۶۰، شدند، آخرین آنتی‌ایکس مصرفی، شیره کشیدنی، مدت سفر اول ده ماه، به راهنمایی مسافر حسن آزادواری و همسفر فاطمه‌، ورزش مسافر در کنگره۶۰، شنا، ورزش همسفر شطرنج، اکنون هم به یاری خداوند و دستان پر مهر جناب مهندس، یک‌سال و هفت ماه آزاد و رها هستند.

برای شروع صحبت، لطفاً بفرمایید چرا یک انسان مسئولیت کار‌های خود را بر عهده نمی‌گیرد و آن‌ها را به خداوند محول می‌کند؟
در وادی چهارم من آموخته‌ام که مسئول تمام کارها و رفتارها و اتفاقات زندگی خود هستم؛ حال چه خوب و یا چه بد و اگر بر اثر جهل و نادانی مشکلاتی برای من پیش آمد، خودم باید آنها را حل کنم. البته می‌توانم از تجربه دیگران هم استفاده کنم، مشورت بگیرم ولی نباید به خداوند واگذار کنم. یعنی در اصل نباید از آن مشکل فرار کنم. من قبل از ورود به کنگره۶۰، به دلیل نداشتن آگاهی و آموزش کافی هر اتفاقی که ناخوشایند بود همیشه دست به دعا برمی‌داشتم که خدایا خودت مشکل من را حل کن و اگر مطابق میل پیش نمی‌رفت شکایت داشتم که چرا من را نمی‌بینی! ولی با آموزش‌های که در کنگره۶۰‌‌، گرفتم اول از همه باید امید و توکل به خداوند را داشته باشم و دوم، دست از تلاش و کوشش و آموزش برندارم و مسئولیت کار خودم را قبول کنم.

با توجه به موضوع جبر و اختیار چگونه می‌توان مسئله دعا و راز و نیاز را با قدرت مطلق مطرح کرد؟
تمام اتفاقات زندگی ما بر ۳ اصل خواست، تقدیر، فرمان الهی‌ بنا شده است.خواسته بر عهده خود ماست؛ یعنی اگر هر خواسته‌ای داشته باشم، نتیجه آن خواسته را هم می‌بینم مثل کاشتن بذری که هر چه بکارم همان را درو می‌کنم. چيزهايی در تقدیر وجود دارد که هر وقت خداوند صلاح بداند زمان آن می‌رسد. فرمان الهی، وقتی در صراط مستقیم باشم، تلاش و کوشش خود را نیز به جهت خواسته معقول داشته باشم؛ خداوند هم به یاری خواهد آمد و با دعا کردن نتیجه را به خداوند می‌سپارم. اگر فرمان الهی باشد، به خواسته خود می‌رسم و اگر هم به خواسته خود نرسیدم نباید ناامید باشم یعنی نباید ایمان خود را به خدا از دست بدهم.

آیا صراط مستقیم یک مسیر صرفاً راحت و بی دردسر قلمداد می‌شود؟
صراط مستقیم مسیر پیچیده و دشواری است. چرا که باید با پالایش و تزکیه، خودم را از ضدارزش‌ها دور نگه دارم و برای این منظور باید بها پرداخت کنم و دوری کردن  از ضدارزش‌ها هم نياز به شناخت معرفت و آگاهی دارد. باید در این مسیر دانایی خود را بالا ببرم و به شناخت خود برسم تا بتوانم در مسیر مستقیم آرام آرام قرار بگیرم چون‌ به سرعت از ضد ارزش ها نمی‌توان فاصله‌ گرفت‌.

«از ما حرکت از خداوند برکت» با شنیدن این جمله  چه چیزی در ذهن شما تدایی می‌شود؟
به نظر من باید علاوه بر برکت در رزق و روزی، برکت برای حال خوش و آرامش را  همیشه از خداوند خواستار باشیم و بدانیم بدون تلاش و کوشش به این برکات دست پیدا نخواهیم کرد. حال این حرکت‌ها  چه مادی، چه معنوی هردو باعث آرامش روح و روان انسان می‌شود. برای مثال حرکتی که می‌توانیم در کنگره ۶۰ انجام بدهیم تا برکات خداوند چه در رزق و مال و چه در آرامش روح و روان شامل حال ما شود، شرکت در جشن گلریزان که هر سال برگزار می‌شود. با کمک‌های نقدی خود باعث شویم، شعبات بیشتری تاسیس شود تا انسان هایی که نیازمند این مکان امن و مقدس هستند نیز به این حال خوش برسند این کار و حرکت والا چه قدر با ارزش است.

سلامت جسم به سلامت روح و روان می‌انجامد، به نظر شما چرا آقای مهندس بعد از حل صورت مسئله اعتیاد؛ اینقدر به سلامت جسم برای افراد کنگره۶۰ تاکید دارند؟
چون وقتی انسان جسم سالم داشته باشد و سیستم ایکس در تعادل باشد در صلح و آرامش قرار می‌گیرد. افکار مخرب و اضافه وزن، عدم تحرک، بی‌خوابی، این‌ها همگی باعث از دست رفتن تعادل در بدن می‌شود. وقتی افراد در کنگره۶۰ درمان می‌شوند مانند یک نهال هستند که تازه کاشته شدند، این نهال باید روز به روز قوی‌تر شود. برای این منظور نیاز است که آموزش‌های های لازم را ببینند، تا زمانی که روان و افکار انسان درست باشد، جسم نیز از سلامت کافی برخوردار می‌شود.

وادی چهارم با مضمون این‌ که «ما نباید مسئولیت‌هایمان را به خداوند واگذار کنیم» چه تأثیری، در زندگی شما داشته است؟اگر تجربه خاصی در مورد وادی چهارم، مد نظر شماست که تمایل دارید؛ آن را عنوان کنید برایمان مطرح بفرمایید.
از تجربه خودم بخواهم بگویم، من یک مدتی به خاطر مشکلی که پیش آمده بود، استرس شدیدی گرفته بودم و حال خوبی نداشتم، چون آرتروز گردن دارم به خاطر این مشکلات انگشتان دستم هم درگیر شده بود و قدرت نوشتن و خودکار به دست گرفتن را نداشتم؛ چند ماه از سی‌دی نوشتن غافل شده بودم و همین جا از راهنمای خودم همسفر فاطمه تشکر می‌کنم که من را تحمل کرد و با صبوری می‌گفت: زیاد به دستت فشار نیاور تا جایی که به دست و گردن آسیب نمی‌رسد، کم‌کم سی‌دی‌ها را بنویس تا عقب نمانی. خوب باز من سهل انگاری می‌کردم، چون ذهنم درگیر بود؛ ولی حالم روز به روز بدتر می شد، عصبی‌تر می‌شدم و هرروز موقع دعا و نماز از خدا می‌خواستم حال دلم را خوب کند، تا اینکه در یکی از جلسات سردار وقتی به مشارکت دوستان گوش می‌دادم انگار تازه حواسم سرجای خود آمد به خودم گوشزد کردم، که روز اول برای چه هدفی پا به کنگره۶۰ گذاشتی؟ چرا هدف خودت را گم کردی؟ تا باز به حال خراب رسیدی! یک تلنگری برایم بود که دوباره فرمانبردار باشم. سی‌دی‌هایم را به موقع بنویسم. مسئولیتی که در اینجا دارم به نحو احسن انجام بدهم. خدا را شکر که باز به روزهای خوش و خوب به راهنمایی همسفر فاطمه برگشتم؛ چون محافظت کردن از آرامش مهم‌ترین بخش زندگیمان است.

طراحان سوال: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم) همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم) 
ویرایش و مصاحبه کننده: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .