English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده - حس خوب دلتنگی

گروه خانواده - حس خوب دلتنگی

حدود یک سال در نمایندگی وکیلی بودم و به‌عنوان همسفر، سفر اول خود را آغاز کردم. در این مدت، همسفر ریحانه راهنمایم بودند و با آموزش‌ها، تجربه‌ها و راهنمایی‌های ناب خود به من کمک کردند تا خیلی چیزها را یاد بگیرم و دید بهتری نسبت به‌زندگی و مسیرم پیدا کنم.

برای من رهایی فقط رسیدن به یک هدف نبود؛ بلکه شروع یک فصل جدید از زندگی‌ام بود. در این مسیر یاد گرفتم که هیچ تغییری یک‌دفعه اتفاق نمی‌افتد و برای رسیدن به حال خوب و تعادل باید با صبوری و قدم به‌قدم جلو رفت. خیلی وقت‌ها ممکن است انسان در تاریکی‌ها و ناامیدی‌ها فرو رود؛ اما وقتی یک راهنمای خوب در کنارش باشد، مسیر برایش روشن‌ و واضح می‌شود. همسفر ریحانه برای من دقیقاً همین نقش را داشتند و با آموزش‌هایشان کمک کردند تا بتوانم مسیرم را بهتر پیدا کنم.

یکی از روزهایی که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم، روزی بود که خبر انتقالی‌ام به نمایندگی یزد را به ایشان گفتم. نگاهشان، نگاه مادری بود که فرزندش را راهی سفری دور می‌کند؛ دل‌تنگ و لبریز از امید بود. او به من آموخت که جابه‌جایی، نقطه پایان نیست؛ بلکه فرصتی برای جوانه‌زدن در زمینی دیگر است. این حس برای من خیلی قشنگ و دلگرم‌کننده بود. از یک طرف خوشحال بودم که قرار است وارد مرحله جدیدی از سفرم شوم و از سوی دیگر، جدا‌شدن از نمایندگی وکیلی و راهنمایی که یک سال در کنارم بود، برایم راحت نبود.

الان حدود ۳ماه است که به نمایندگی یزد آمده‌ام و با راهنمایی‌های همسفر صدیقه مسیرم را ادامه می‌دهم. اوایل، حضور در نمایندگی جدید برایم کمی سخت بود؛ اما در‌ میان چهره‌های ناآشنا، باز هم همان حس امنیت و آموزش‌های کنگره را با خود داشتم و کم‌کم لمس کردم که هدف در همه‌جا یکی است: یادگرفتن، رشدکردن و حرکت به‌سمت ارزش‌ها و آگاهی بیشتر.

امروز که به‌گذشته نگاه می‌کنم، از تمام لحظه‌هایی که در این مسیر مقدس گذراندم و از تمام خدمتگزارانی که به من کمک کردند، حس سپاسگزاری عمیقی دارم. حالا در دلم دو جایگاه ویژه دارم؛ یکی برای همسفر ریحانه که در سفر اول آغاز‌گر بال‌‌وپردادن به من بودند و دیگر‌ی برای همسفر صدیقه که در این نمایندگی‌ جدید، یار و یاور من شدند تا استوارتر و محکم‌تر قدم بردارم.

من همچنان همان همسفری هستم که با کوله‌باری از آموزش‌های همسفر ریحانه و اکنون در پناه راهنمایی‌های دلسوزانه همسفر صدیقه با عشقی مضاعف به مسیرم ادامه می‌دهم.

خداوند را شکر می‌کنم که در هر‌‌ دو ایستگاه زندگی‌ام، چراغ راهم را به دست انسان‌هایی سپرد که جز عشق، محبت و آگاهی، چیزی به‌‌‌ من نیاموختند. امیدوارم بتوانم از این آموزش‌ها به بهترین شکل بهره ببرم و با فرمانبرداری، هر روز یک قدم به‌سمت حال خوش، تعادل و آگاهی بیشتر بردارم.

نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون سوم)
ویرایش: رابط خبری راهنما همسفر صدیقه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم) دبیر سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .