ششمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر مرتضی، نگهبانی موقت مسافر ایرج و دبیری موقت مسافر مرتضی، با دستور جلسه «وادی چهارم: در مسائل حیاتی؛ به خداوند سپردن، یعنی صلب مسئولیت از خویشتن» در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، مرتضی هستم یک مسافر.
خدا را شاکرم که بار دیگر توفیق پیدا کردم در این جایگاه قرار بگیرم. بابت این فرصت، از ایجنت محترم و گروه مرزبانی بسیار سپاسگزارم.
دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من» میباشد. درمان اعتیاد به شکلی که آقای مهندس مدنظر دارند، اینگونه است که وقتی مسافر سفر اولش به پایان میرسد و وارد سفر دوم میشود، اگر در انباری از هروئین هم بخوابد، باید خوابی راحت و بدون دغدغه داشته باشد و حتی کمترین وسوسهای به مصرف نداشته باشد. این اتفاق، نیازمند رسیدن به تعادل در ضلع «جهانبینی»، در کنار اضلاع «جسم» و «روان» است.
برای به تعادل رساندن جهانبینی در کنگره، به ابزارهایی نیاز داریم که مهمترین آنها «آموزش» است. تا زمانی که آموزش نگیریم و آموختههای خود را کاربردی نکنیم، هرگز نمیتوانیم به جهانبینی متعادل برسیم. کتاب ۶۰ درجه، سیدیها، چهارده وادی و حضور بهموقع در جلسات، همه ابزارهایی هستند که به این تعادل کمک میکنند. همچنین آموزش، یکی از اضلاع مثلث دانایی است و هرچه این مثلث گسترش یابد، دامنه آن وسیعتر شده و شخص میتواند در مسیر «دانایی مؤثر» گامهای بهتری بردارد.
اما در مورد وادیها؛ وادی اول تا چهارم، «وادیهای تفکر» هستند و مرا با قوانین زندگی آشنا میکنند: وادی اول؛ چگونگی تفکر را به من آموخت. وادی دوم؛ به من گفت که پوچ و بیارزش نیستم و باید از ناامیدی خارج شوم. وادی سوم؛ زمانی که قدم در راه گذاشتم و آن خوی و خصلتِ طلبکارانهِ مصرفکننده سراغم آمد، به کمکم آمد و گفت: «هیچ موجودی به میزان خودِ انسان، به خویشتنِ خویش فکر نمیکند.» فهمیدم که هیچکس مسئولیتی در قبال درمان من ندارد و خودم باید چارهساز باشم.
وادی چهارم؛ زمانی که میخواستم از روی زیرکی مسئولیتهایم را به گردن خداوند بیندازم، وادی چهارم آمد و این گریزگاه را بست و گفت: «در مسائل حیاتی، به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.» خداوند مسئولیت خودش را به عنوان خالق انجام داده و نعمتها را در اختیار من گذاشته، اما اختیارِ چگونه استفاده کردن از آنها را به خودِ من واگذار کرده است. مشکلات مسیر هم، مرا آبدیده و پخته میکنند.
نکته دیگر، بحث «هسته انسان» است. ما در کنگره یاد میگیریم که انسان دارای صور آشکار (جسم) و صور پنهان (نفس، روح، حسهای خارج از ذهن، آرشیو و…) است. نفس در این میان، مانند «شاسی» برای یک اتومبیل عمل میکند. اگر شاسی نباشد، قطعات اتومبیل کنار هم قرار نمیگیرند. نفس هم شاسی وجودیِ ماست و کار اصلی ما در این حیات، شناختِ مراتب نفس است. در واقع، این جسمِ ماست که مهمانِ نفس است.
انسان پا به هستی گذاشته تا «ارتفاع» پیدا کند؛ چرا که انسان «ابدال» است، یعنی تبدیلشونده؛ و در هر شرایطی قادر است جایگاه خود را در صور آشکار و پنهان تغییر دهد.
در پایان؛ تمام آنچه در مسیر اعتیاد یا زندگی برای من پیش میآید، نتیجه عملکرد و اندیشه خودِ من است. جایگاه امروز من، بازتابی از حرکتِ خودم است.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.
.jpg)
نگارنده: مسافر ایرج لژیون ۵
عکاس: مسافر افشین لژیون ۳
تنظیم: مسافر مهدی لژیون۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
133