وقتی صحبت از وادیها میشود، ناخودآگاه به یاد روزهایی میافتم که در مسیرهای اشتباه قدم میزدم تا به نتیجهای برسم؛ اما پایان تمام آن مسیرها، تنها به بنبست ختم میشد. در آن روزها، با گریه و زاری میخواستیم راه دیگری را امتحان کنیم، اما یکی پس از دیگری، غلط و اشتباه از آب درمیآمدند. زمانی که وارد کنگره شدم و به وادی چهارم رسیدم، آن روزهای پر از خطا برایم تداعی شد. در این وادی میآموزیم که چگونه گریزگاهی باز کنیم؛ گریزگاهی از نوع واگذاری بار مسئولیت زندگی خودمان به خداوند. این واگذاری نه از روی فرار، بلکه به صورت یک حرکت حقبهجانب، نمادین، عرفانی و الهی است که در آن با سخاوت و بزرگواری، بار مسئولیت را به قدرت مطلق واگذار میکنیم.
گاهی یادآوری گذشته، درسی برای امروز من میشود؛ درسی مبنی بر اینکه باید آنچه را برایم اتفاق میافتد بپذیرم و در عین حال، با آموزش گرفتن و خدمت به دیگران، برای آیندهای بهتر تلاش کنم. اگر در زندگیمان شکستها و ناکامیهایی داشتهایم، قطعاً مقصر خودمان بودهایم و پذیرش این حقیقت، کلید باز شدن مسیر درست در زندگی است. اگر تنها همین یک مسئله را بیاموزیم که باید در برابر مشکلات محکم و استوار بایستیم و نخواهیم که دائم با سپردن مسئولیتها به خداوند، از زیر بار آنها شانه خالی کنیم، بهترین درسهای زندگی را آموختهایم. در وادی چهارم آموختم که چه ساعتهایی را بیهوده از دست دادهام؛ چرا که به قول استادمان مهندس، ما خدا را با غول چراغ جادو اشتباه گرفته بودیم، در حالی که خداوند در درون تکتک انسانها حضور دارد. فقط کافی است هر کس با تفکر، اندیشه، آموزش و تلاش، خواسته درون خود را صدا بزند؛ آنگاه میتوان منتظر برآورده شدن آرزوها، رویاها یا هر آنچه که درست است، بود. پس در این وادی آموختیم که وقتی وظیفه خودمان را درست انجام دهیم، باید منتظر مساعدت خداوند باشیم. دستهای آسمانی یا همان دعاهای ما، تنها نقش القای افکار را ایفا میکنند و باقی مسئولیتهای زندگی بر عهده خودمان است.
یک پرسش جالب که در وادی چهارم مطرح شد و برای من بسیار آموزنده بود، این بود: دعا، راز و نیاز و نیایش در مقابل قدرت مطلق چه میشود؟ پاسخ آن بسیار شگفتانگیز است: ما باید حداقل در مسیر ارزشها و صراط مستقیم حرکت کنیم، از فرامین خداوند پیروی نماییم، بار مسئولیت زندگی خود را بپذیریم و از تلاش و کوشش فروگذار نکنیم؛ آنگاه خداوند به وعده خود مبنی بر برآورده کردن دعاهای بندگانش، عمل خواهد کرد. گاهی در جامعه میبینیم انسانهایی هستند که در مسیر ضدارزشها هر کاری که میخواهند انجام میدهند، اما همچنان توقع دارند با دعا و نذر و نیاز به خواستههایشان برسند یا در صورت پشیمانی، بلافاصله بخشیده شوند. اما استاد میفرمایند: «ما هر چکی که قبلاً کشیدهایم، باید پس از پشیمانی، آن را پاس کنیم تا بتوانیم عبور کنیم.» چه درسی زیباتر از اینکه بیاموزیم در زمانیکه زندگی میکنیم، در مسیر صراط مستقیم باشیم؟ از آموزگارمان بیاموزیم که چگونه در آرامش زندگی کنیم و اجازه دهیم دیگران نیز در آرامش باشند، و ثابت کنیم که خداوند همواره ناظر بر رفتار ماست.
وقتی در وادی چهارم آموختم که ما از نفسی تعیینشده آفریده شدهایم، گویی وارد دنیای جدیدی شدم. چقدر شگفتانگیز است! از نفس اماره گرفته تا نفس لوامه و رسیدن به نفس مطمئنه؛ این دنیای جدید به این دلیل است که من برای ساختن دوبارهی خودم تلاش کردم. سعی کردم کارهایم را رتبهبندی کنم تا بدانم در چه مرحلهای از نفس هستم و تلاش کردم از مرزهای نفس اماره عبور کرده و طیف نفس لوامه را به سمت نفس مطمئنه گسترش دهم. در وادی چهارم، آگاهی و دانایی برایم جلوهای زیباتر یافت. ای کاش این راه روشن را زودتر میآموختم؛ اما باز هم سپاسگزار خدای مهربانم هستم که در این مرحله از زندگی، با این دنیای واقعی و زیبا آشنا شدم و امیدوارم با پذیرش مسئولیت حیات خود، به بالاترین نقطه تکامل یا فرمان عقل، همراه با صلح و آرامش دست یابم.
در پایان، بیاموزیم که خداوند از رگ گردن هم به ما نزدیکتر است. اگر تنها همین یک جمله را همیشه همراه خود داشته باشیم و در کارهایمان عملیاتی کنیم، این جهان به گلستانی بدل خواهد شد.
نویسنده: راهنما همسفر زری (لژیون سوم)
رابط خبری راهنما همسفر زری (لژیون سوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهتاب نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
123