اولین جلسه از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دورود، با استادی مسافر مسلم، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر وحید با دستور جلسه (وادی چهارم و تاثیر آن روی من) یکشنبه 31 خرداد ماه ۱۴۰5 ساعت 17 شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مسلم هستم یک مسافر
از نگهبان و دبیر جلسه تشکر میکنم که این فرصت را به من دادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. همچنین تشکر ویژهای از راهنمای محترم، آقای آرمین، دارم که در طول سفرم بسیار به من کمک کردند و با آموزشهایشان توانستم مسیر آموزش را بهتر طی کنم.
دستور جلسه امروز «وادی چهارم» است. وادی چهارم میگوید:
«در مسائل حیاتی، سپردن مسئولیت به خداوند، سلب مسئولیت از خویشتن است.»
این وادی به ما میآموزد که مسئولیت زندگی با چه کسی است؛ با خداوند یا با انسان؟ در مسائل حیاتی و تصمیمهای مهم زندگی، این موضوع بسیار اهمیت دارد. شاید برای بعضی دوستان این سؤال پیش بیاید که این موضوع چه ارتباطی با اعتیاد دارد؛ اما در واقع یکی از وادیهایی است که ارتباط بسیار مستقیمی با مسئله اعتیاد دارد.
من قبل از اینکه وارد کنگره شوم، همیشه میگفتم: خدایا چرا من معتاد شدم؟ چرا من را معتاد کردی؟ چرا باعث شدی با فلان شخص آشنا شوم؟ چرا من پولدار نشدم؟ چرا در شهر دیگری به دنیا نیامدم؟ در حالی که این مسائل به خود انسان مربوط است و ما خودمان بسیاری از این شرایط را رقم میزنیم.
زندگی ما بر سه اصل یا سه پایه پیش میرود:
خواست، تقدیر و فرمان الهی.
فرمان الهی برای ما که وارد کنگره میشویم همان فرصتی است که خداوند در اختیارمان قرار میدهد؛ یعنی اجازه میدهد که با کنگره آشنا شویم و وارد این مسیر شویم. خواست، همان تصمیم و اراده ماست؛ اینکه در مسیر حرکت کنیم، به موقع در جلسات حاضر شویم، سیدیها را بنویسیم و زمانی که پله کم میکنیم، سختیها و مشکلات سفر اول را تحمل کنیم.
تقدیر نیز نتیجه همین خواست و عملکرد ماست. یعنی آنچه امروز انجام میدهیم، در آینده تبدیل به تقدیر ما میشود. در واقع تقدیر خود را تا حد زیادی خودمان میسازیم. خداوند راه را به انسان نشان میدهد، اما حرکت در آن مسیر با خود انسان است.
اگر من در سفر اول وظایفم را بهدرستی انجام ندهم، تقدیر من میتواند این باشد که حتی با حضور در کنگره هم از اعتیاد رهایی پیدا نکنم.
در بعضی گروههای دیگر که در زمینه ترک اعتیاد فعالیت میکنند، بیشتر بر این باور هستند که باید همه چیز را به خداوند سپرد. حتی قدمی دارند که میگوید از خداوند میخواهیم نواقص اخلاقی ما را برطرف کند. اما در کنگره نگاه متفاوتی وجود دارد. در اینجا ما یاد میگیریم که خودمان باید برای برطرف کردن نواقص اخلاقی، جسمی و رفتاری تلاش کنیم. خداوند این توانایی را به ما داده است.
در واقع هدف از آمدن ما به این دنیا، عبور از امتحانات و حل مسائل زندگی است. درست مانند دانشآموزی که در مدرسه امتحان میدهد. شاید دانشآموز دوست داشته باشد معلم به جای او سؤالات را حل کند، اما اگر چنین اتفاقی بیفتد، دیگر آموزشی اتفاق نمیافتد و دانشآموز چیزی یاد نمیگیرد.
زندگی نیز همینگونه است؛ ما باید مسائل و مشکلات خود را حل کنیم. البته خداوند نیز در این مسیر به ما کمک میکند. همانطور که گفته میشود: «از تو حرکت، از خدا برکت.» وقتی ما حرکت کنیم، راه برای ما روشنتر میشود.
گاهی ما میگوییم مسئلهای را به خدا سپردهایم، اما باید دقت کنیم که بین «سپردن» و «دعا کردن» تفاوت وجود دارد. وقتی میگوییم مسئلهای را به خدا سپردهایم، یعنی خودمان هیچ تلاشی نمیکنیم و همه چیز را رها میکنیم. اما در کنگره ما دعا میکنیم؛ یعنی از خداوند دعوت میکنیم که در مسیری که در آن حرکت میکنیم به ما کمک کند.
به عنوان مثال، شخصی هر روز دعا میکرد که در لاتاری برنده شود. بعد از مدتی در خواب میبیند که به او میگویند: «اول برو بلیط بخر تا تو را برنده کنیم.» وقتی حتی بلیطی نخریده است، چگونه میخواهد برنده شود؟
در سفر اعتیاد هم همینطور است. اگر بخواهیم به رهایی برسیم، باید «بلیط» آن را تهیه کنیم؛ یعنی درست سفر کنیم، به موقع در جلسات حضور داشته باشیم، سیدیها را بنویسیم، دارو را بهدرستی مصرف کنیم و از راهنمای خود فرمانبرداری کنیم. در این صورت میتوانیم امیدوار باشیم که به رهایی برسیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.
عکس : مسافر محمد مرزبان
بارگزاری و ارسال : مسافر حسین لژیون اول
- تعداد بازدید از این مطلب :
170