.jpeg)
از من حرکت، از خدا برکت ، وادی چهارم، در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش.
این وادی میگوید مسئولیت یعنی مسئول بودن نسبت به خود و در برابر عملی که انجام میدهم باید پاسخگو باشم و خود را بشناسم و با توجه به قدرت اختیاری که قدرت مطلق به من داده است، مسیرم را انتخاب کنم.
من زمانی که وارد کنگره شدم، مهربانی و روی خوش اعضا را دیدم که با روی باز من را پذیرفتند و از من حمایت کردند، پس من هم باید نسبت به اعضا مسئولیتم را بهخوبی انجام دهم، چون مسئولیت دوطرفه است و همچنین زمانی که وارد لژیون شدم و تعدادی وظایف بر عهده منِ رهجو گذاشته شد که باید آنها را بپذیرم و فرمانبردار خوبی باشم و از مسئولیتها شانه خالی نکنم تا به حال خوش و آرامش برسم و تغییر نمایم.
خداوند هم مسئولیتش را نسبت به من، سمیه، به انجام رساند و این راه را به من نشان داد و مسیر برایم باز شد و به کنگره آمدم.
من در این وادی آموختم تصاویری که به ذهنم وارد میشوند یک بازی ذهن هستند و این خود من هستم، تعیین میکنم که به سمت نیروهای الهی بروم یا نیروهای منفی را انتخاب نمایم که اگر از نفس اماره عبور کنم و وارد نفس لوامه شوم و دانش و آگاهی خود را بالا ببرم.
میتوانم در مورد تصویرهای ذهنی تفکر نموده و نیروهای الهی و شیطانی را تفکیک کنم تا خود و روانم را بشناسم و در زمینه صور پنهانم آگاهی و دانایی لازم را کسب کنم تا به یاری خداوند در من تغییر مثبت حاصل شود و به تعادل برسم و با بالا بردن نقطه تحمل، مشکلات را حل نمایم و در مسیر الهی حرکت کنم و بار مسئولیتم را به عهده کسی نگذارم و توقعی نداشته باشم و به سمت جلو حرکت کنم و پیش بروم و از دانش و آگاهی که بنیان کنگره، آقای مهندس، در اختیارمان گذاشته، به نحو احسن استفاده نمایم زیرا هرچه دامنه جهل انسان بیشتر باشد، مسئولیتها را کمتر میپذیریم.
قدرت مطلق از رگ گردن به ما نزدیکتر است.

برای رسیدن به وادی چهارم ما حتما باید وادیهای قبل را با دقت و فهم کافی گذرانده باشیم تا این وادی را به خوبی درک کنیم. ما باید تمام مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیریم و نباید مسئولیت را به غیر واگذار کنیم، در غیر این صورت باید تقاص کار خود را پس دهیم.
در وادی چهارم جناب مهندس به من تاکید میکند که درست فکر نمایم و نتیجه کار خود را هر چه که بود بپذیرم و به گردن خداوند نیندازم.
در این وادی در مورد نفس اماره، امر کننده و طیف نفس حیوانی را داراست صحبت میکند. نفس لوامه، نفس سرزنشکننده است و این نفس طیفهای مختلفی دارد، ممکن است شخصی با یک دروغ خود را سرزنش کند. نفس مطمئنه از اطمینان میآید و شخص هر عملی که انجام میدهد در صراط مستقیم است و اینها مطالبی است که سبب شناخت و آگاهی نسبت به خود انسان میشود و زمانی که خود را بشناسیم، خدا را نیز بهتر میشناسیم.
در این وادی میگوید: ما گاهی خداوند را مانند غول چراغ جادو میبینیم تا هر زمان بخواهیم بدون تلاش، آرزوهای ما را برآورده کند؛ اما باید بیاموزیم که دنیا یک سیستم است؛ وقتی خواسته معقول باشد و در جهت آن حرکت کنیم قطعاً خداوند هم به ما کمک خواهد کرد و وقتی خداوند را بشناسیم جهت ما هم مشخص میشود.
وقتی وارد کنگره شدم، آموختم که هر فردی باید اندازه ظرفیتی که دارد، مسئولیت قبول کند و اگر جایی مسئولیت خود را به گردن خداوند میاندازیم از نادانی و ناآگاهی ما است.
در آخر یک نکته مهم را بگویم؛ بعد از ورود به سفر اول و گذراندن مثلاً نیمی از مسیر سفر و باز شدن حسها، ناخودآگاه تمام تخریبها و کمکاریهای ما در زندگی از جلوی چشم ما رد میشود، و ما در صدد جبران بر میآییم و خود را درگیر این موضوعات میکنیم که این برای سفر اول آسیب محسوب میشود. امیدوارم که همه ما با کاربردیکردن وادیها در زندگیمان در مسیر درست حرکت نماییم.
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امیرکبیر
- تعداد بازدید از این مطلب :
67