من سپاسگزار راهی هستم که هزاران نفر به دنبال پیدا کردن آن هستند و آن را نمییابند. راهی که عاجزانه وارد شدم و عاشقانه در حرکت هستم و این عشق را از نیروی قدرت مطلق و اعضاء با عشقی چون شما خانواده بزرگ کنگره دارم.
وادی چهارم: وادیها ستونهایی هستند که زیربنا و فندانسیون جهانبینی ما را میسازند. وادیها قوانینی هستند که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در جهان ما حاکم هستند. آنها برگرفته از تعالیم کلامالله هستند، راه، روش و قوانین زندگی را به ما میآموزند. وادی چهارم؛ میزان خط و خطوط مسئولیتهای ما را مشخص میکند و من را به مسئولیتپذیری وا میدارد. اصولاً در این وادی میخواهد بگوید، انسان برای فرار از مسئولیت یک راه فرار پیدا میکند تا از مسئولیتهای خویش فرار کند و همواره سعی در این دارد که مسئولیت را بر عهده دیگران بیندازد. هر چه دامنه جهل انسان بیشتر باشد مسئولیتهای خویش را کمتر میپذیرد، نپذیرفتن و فرار از مسئولیتها دلیل بارزی بر نادانی فرد است. انسانهای فهمیده و آگاه عذرخواهی میکنند و میپذیرند که اشتباه کردهاند.
اینها جزء قوانینی است که من در کنگره آموختم و قبل از کنگره نمیدانستم و گذشته تلخ خود را رقم زده بودم، به دلیل ندانستن قوانین زندگی ضربههای زیاد و مشکلات زیادی برای خودم بهوجود آورده بودم، فکر میکردم میدانم؛ ولی نمیدانستم، فکر میکردم بلد هستم؛ ولی بلد نبودم، تلاش میکردم؛ ولی به علت ندانستن تلاشم بینتیجه بود. من نمیدانستم کارهای ضدارزش مانند: قضاوت دیگران، غرور و منیت اثر مستقیمی بر حال و احوال من دارد، این ندانستنها باعث میشد هر روز حال من خرابتر شود؛ چون نمیدانستم، قبول نمیکردم، پر از غرور کاذب، منیت بودم و نواقص شخصیتی زیادی داشتم. تجربههای تلخی بر من وارد شد؛ تا اینکه به اذن خداوند وارد کنگره شدم و در مسیر آموزش قرار گرفتم و کمکم قبول کردم که تفکر و اندیشه سالمی نداشتم، امید در من روشن شد و مسئولیت کارهای خود را به درستی پذیرفتم که ابتدا با شناخت خود من شروع شد و متوجه شدم در مقابل هر کس چه وظایفی با چه حد و حدودی دارم؛ چون من اندازهها را نمیدانستم.
وادی چهارم به من آموخت که خود، مسئولیت کارهایم را بپذیرم و تمام مشکلات زندگی را که در اثر ندانستن اندازهها برای خود به وجود آورده بودم باید با تفکر و اندیشه حل کنم، نباید ناامید شوم و در راه تغییر فکر و رفع نواقص قدم بگذارم که اگر پالایش، تزکیه شوم و خود را از صافی کنگره رد کنم نواقص من تبدیل به محبتهای الهی میشود و خودمحوری تبدیل به خدامحوری میشود، منیت تبدیل به ماهیت و شناخت میشود، افراط و تفریط تبدیل به تعادل و غرور کاذب تبدیل به غیرت و رنجش تبدیل به عشق میشود، رنجها که الفبای یادگیری هستند تبدیل به پذیرش میشوند. حال که خداوند به من توفیق آن را داده که عضو کوچکی از این خانواده بزرگ ( کنگره۶۰ ) باشم باید رنگ و بوی کنگره بگیرم و قبول کنم با اختیاری که خداوند به من داده است، مسیر زندگی خود را انتخاب کنم. امروز در هر نقطهای که قرار دارم عین عدالت است و این مسیر با انتخاب خود من بوده است حال خوب و یا بد، مسئولیت آن را بپذیرم و در بهتر شدن شرایط با آگاهی بیشتر گام بردارم. شاکر خداوند هستم که من را در مسیر آموزشها قرار داد تا بدانم آنچه نمیدانم.
منبع: کتاب عشق، صحبتهای آقای مهندس در جلسات جهانبینی
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر مریم
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اعظم( لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا( لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
44