English Version
This Site Is Available In English

معجزه خداوند

معجزه خداوند

گاهی در مسیر زندگی آنقدر خسته و درمانده می‌شوم که دلم می‌خواهد همه چیز را به دست سرنوشت بسپارم. می‌خواهم بنشینم و منتظر بمانم تا روزگار، خودش زخم‌هایم را التیام دهد، مشکلاتم را حل کند و راه را برایم هموار سازد. در آن لحظات تصور می‌کنم اگر دعا کنم، اگر آرزو کنم و اگر چشم به آسمان بدوزم شاید معجزه‌ای رخ دهد و همه چیز تغییر کند. سال‌ها گمان می‌کردم خداوند باید زندگی مرا تغییر دهد؛ باید گره‌ها را باز کند، راه‌ها را هموار سازد و مرا به مقصد برساند.

هرگاه در تاریکی گرفتار می‌شدم به آسمان نگاه می‌کردم و از خدا می‌خواستم معجزه‌ای رخ دهد؛ اما نمی‌دانستم بزرگ‌ترین معجزه همان نیرویی است که خداوند در وجود من قرار داده است؛ نیروی اندیشیدن، انتخاب کردن و مسئول بودن. نمی‌دانستم «در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» و این همان چیزی بود که مرا سال‌ها از حرکت، باز داشته بود. وادی چهارم به من یادآوری می‌کند خداوند هرگز انسان را برای تماشا کردن زندگی نیافریده است؛ او مرا آفریده تا خالق مسیر خویش باشم.

چه آسان است که انسان ناکامی‌هایش را به گردن سرنوشت بیندازد. چه آسان است بگوید قسمت نبود، شرایط اجازه نداد، دیگران مقصر بودند یا خدا نخواست؛ اما وادی چهارم پرده از این توهم برمی‌دارد و انسان را در برابر حقیقتی بزرگ قرار می‌دهد؛ حقیقتی که می‌گوید تا زمانی که مسئولیت زندگی خویش را نپذیری، کلید هیچ دری در دستان تو قرار نخواهد گرفت؛ زیرا خداوند جهان را بر پایه قوانین، استوار بنا کرده است و این قوانین با خواستن صرف تغییر نمی‌کنند؛ با دانایی، حرکت و عمل تغییر می‌کنند.

روزی فهمیدم خداوند هرگز نگفته است بار زندگی‌ات را زمین بگذار و منتظر من بمان؛ بلکه گفته است حرکت کن تا یاری‌ات کنم. او عقل را در وجود انسان قرار داد تا بیندیشد، عشق را در قلبش نهاد تا امیدوار بماند و اختیار را به او بخشید تا مسیرش را انتخاب کند. اگر قرار بود خداوند به جای ما تصمیم بگیرد دیگر اختیار، چه معنایی داشت؟ اگر قرار بود به جای ما عمل کند، پس فلسفه آفرینش انسان چه بود؟ وادی چهارم به من آموخت خداوند ناظر و هدایتگر است؛ اما فرمانده زندگی من باید خودم باشم.

گاهی انسان آن‌قدر به بیرون از خود نگاه می‌کند که قدرت درون خویش را فراموش می‌کند. منتظر تغییر شرایط می‌ماند، منتظر تغییر آدم‌ها، منتظر فرصتی که شاید هرگز از راه نرسد. در حالی که بزرگ‌ترین تغییر، از درون آغاز می‌شود؛ از لحظه‌ای که انسان بپذیرد مسئول رنج‌ها، شادی‌ها، انتخاب‌ها و آینده خویش است. آن لحظه دیگر از کسی طلبکار نیست، از سرنوشت شکایت نمی‌کند و حتی از خداوند نیز انتظار انجام وظایف خود را ندارد.

وادی چهارم به من آموخت توکل، جایگزین مسئولیت نیست. توکل یعنی پس از اندیشیدن، تصمیم گرفتن و تلاش کردن، دل را به خدا سپردن. یعنی تمام توان خود را به کار بگیری و بدانی نتیجه در دستان قدرتی بزرگ‌تر است؛ اما اگر حرکتی نباشد، اگر تلاشی نباشد و اگر مسئولیتی پذیرفته نشود، توکل معنای حقیقی خود را از دست می دهد و تنها به بهانه‌ای برای سکون تبدیل می‌شود.

امروز هرگاه با مشکلی روبه‌رو می‌شوم، پیش از آنکه از زمین و زمان گله کنم، از خود می‌پرسم سهم من در این ماجرا چیست؟ چه چیزی را ندیده‌ام؟ چه مسئولیتی را نپذیرفته‌ام؟ چه اقدامی را به تعویق انداخته‌ام؟ این پرسش‌ها شاید تلخ باشند، اما همان کلیدهایی هستند که درهای بسته را می‌گشایند. زیرا رشد انسان از جایی آغاز می‌شود که انگشت اتهام را از دیگران برمی‌دارد و آن را به سوی خود بازمی‌گرداند؛ نه برای سرزنش، بلکه برای آگاهی.

امروز می‌دانم خداوند مرا برای ایستادن در حاشیه زندگی نیافریده است. او مرا آفریده تا بیاموزم، انتخاب کنم، اشتباه کنم، دوباره برخیزم و مسئولانه مسیر خود را بسازم. وادی چهارم برای من یادآور این حقیقت جاودان است که تا زمانی که فرمان زندگی‌ام را به دست نگیرم، هیچ ساحل امنی در انتظارم نخواهد بود؛ اما از لحظه‌ای که مسئولیت را بپذیرم، خداوند نیز در کنارم خواهد بود؛ نه به جای من، بلکه همراه من در تمام گام‌هایی که به سوی روشنایی برمی‌دارم.

بزرگ‌ ترین تحول‌های زندگیم دقیقاً از همان لحظه‌هایی آغاز شده‌اند که مسئولیت را پذیرفته‌ام و به جای شکایت تصمیم گرفتم تغییر کنم. لحظه‌ای که به جای انتظار، حرکت کردم و به جای مقصر دانستن دیگران، خودم را برای ساختن آینده‌ام مسئول دانستم، آن لحظه‌ها شاید کوچک بودند؛ اما سرنوشت مرا تغییر دادند.

اکنون هر بار که به وادی چهارم می‌اندیشم، صدایی در درونم می‌گوید: «برخیز، زندگی منتظر تصمیم توست.» خداوند همیشه حضور دارد؛ اما این من هستم که باید انتخاب کنم، حرکت کنم و بسازم. امروز می‌دانم که زیباترین معجزه نه اتفاقی در بیرون؛ بلکه بیداری درون انسان است، لحظه‌ای که می‌پذیرد اختیار زندگیش در دستان خودش قرار دارد و با عشق، ایمان و مسئولیت راه خودش را می‌آفریند.
خدایا! مرا از آنان قرار مده که بار زندگی خویش را بر دوش دیگران یا بر گردن سرنوشت می‌اندازند. یاریم کن تا شجاعت انتخاب داشته باشم، مسئولیت عملم را بپذیرم و با امید و ایمان مسیر خویش را بسازم

نویسنده: راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر رکسانا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
ارسال: راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .