دلنوشتهای مینویسم از عمق وجودم. زمانی که وارد کنگره شدم؛ مانند بسیاری از همسفران، با حال خراب، هزاران ناامیدی و شرایط نامناسب روحی و روانی قدم به کنگره گذاشتم. من مادر یک مصرفکننده بودم و از این جهت با خیلی از همسفران تفاوت داشتم؛ زیرا فقط یک مادر میتواند عمق این درد را درک کند. تمام درهای دنیا را به روی خود بسته میدیدم و فکر میکردم که فقط من با این مشکل روبهرو هستم. وقتی میبینی فرزندت مصرفکننده است و ذرهذره جلوی چشمانت آب میشود؛ اما هیچ کاری از دستت برنمیآید، درد بزرگی را تجربه میکنی.
شبهای زیادی را با گریه و نگرانی سپری میکردم و مدام از خودم میپرسیدم چرا زندگی ما به این نقطه رسیده است. احساس درماندگی میکردم و امیدی به آینده نداشتم. من شاکر خداوند هستم که با کنگره آشنا شدم و دیدم عزیزان زیادی مانند من در آن حضور دارند و همه با هم همدرد هستیم. همانجا نوری از امید در دل من روشن شد. میدیدم افرادی هستند که با حال خوب و امید زندگی میکنند و کمکم حال من نیز بهتر شد؛ زیرا علمی که تجربه شده باشد، سندی بدون نقص است. از راهنمایم تشکر میکنم که با صبر و محبت، از علم و تجربه خود به من آموختند.
من در صحبت کردن مشکلات زیادی داشتم؛ اما ایشان با بردباری به من کمک کردند تا بتوانم بهتر صحبت کنم و اعتمادبهنفس بیشتری به دست آورم. یاد گرفتم که برای تغییر دیگران، ابتدا باید خودم تغییر کنم و روی آموزشها تمرکز داشته باشم. یکی از آموزندهترین کتابهای کنگره، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر بود که با بیانی ساده و روان نوشته شده و برای همه قابل فهم است. من در کنگره، علم زندگی کردن را آموختم و رفتارم با فرزندان و اطرافیانم تغییر کرد و بهتر شد. یاد گرفتم که به جای ناامیدی، صبر داشته باشم و به جای سرزنش، محبت و آگاهی را در زندگیام جاری کنم.
امروز خدا را شکر میکنم که آرامش نسبی را به زندگیام بازگردانده است. کنگره به من آموخت که هیچگاه برای تغییر و ساختن زندگی دیر نیست و تا زمانی که آموزش، تفکر و عمل سالم وجود داشته باشد، امید نیز وجود دارد. انشاءالله بتوانم در کنگره بمانم و خدمتگزار خوبی برای این مجموعه باشم و ذرهای از محبتهایی را که دریافت کردهام، به دیگران منتقل کنم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان صمیمانه تشکر میکنم که چنین بستری را برای ما فراهم کردند. همچنین از تمام راهنماها و خدمتگزاران کنگره که بیچشم داشت در مسیر رهایی و حال خوش انسانها قدم برمیدارند، سپاسگزارم. انشاءالله بتوانم با خدمت صادقانه، گوشهای از لطف و محبت آقای مهندس را در کنگره جبران کنم و رهجوی خوبی برای این مسیر الهی باشم.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون سوم)
رابط خبری:همسفرزهرا رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون سوم)
ویرایش ارسال: همسفرمرجان رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول) دبیر سایت
نمایندگی همسفران شهباز
- تعداد بازدید از این مطلب :
40