English Version
This Site Is Available In English

عبور از منطقه۶۰ درجه عبور از سرما، تاریکی و بی‌حسی

عبور از منطقه۶۰ درجه عبور از سرما، تاریکی و بی‌حسی

رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دهم) در دلنوشته خود نوشت:

همسفر باران
زمانی‌که به‌عنوان یک تازه‌وارد به کنگره آمدم، توجهم به تابلوهایی که کنار دیوار بود جلب شد. اول فکر کردم تابلوهایی معمولی هستند، اما بعدها فهمیدم جدای از یک اثر هنری، پشت هر کدام یک داستان و مفهوم نهفته است.
نکته‌ای که درباره کتاب عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر وجود دارد، عنوان این کتاب است. عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر؛ زمانی‌که در ضدارزش‌ها غرق شدیم، مانند کسی هستیم که در سرما و یخبندان گیر افتاده و باید برای نجات خود از این سرما و یخبندان تلاش کنیم. این مسیری که پیش‌رو داریم، مانند یک سفر است؛ سفر تزکیه و پالایش.
عبور از منطقه شصت درجه زیر صفر، عبور از سرما و تاریکی و بی‌حسی است. این تصاویر انگار که نقشه راه هستند و دائماً جلو چشم ما قرار دارند که: «فلانی، یادت نشود مسیر را، یادت نشود از منطقه زیر شصت درجه شروع کردی.»
در این کتاب، جناب مهندس روش ابداعی خود را برای درمان اعتیاد به‌صورت کاملاً قابل درک برای همه توضیح دادند، اما منِ همسفر باید به درون خود نگاه کنم. شاید درگیر مصرف مواد نباشم، اما به‌شدت درگیر ضدارزش‌ها هستم. مسافر من تلاش می‌کند برای درمان اعتیاد کم‌کم این درختی که از درون پوسیده را دوباره احیا کند. من هم باید تلاش کنم که درخت پوسیده درون خود را دوباره بازسازی کنم که جوانه بزند. با سال‌ها پیروی از دستورات نفس اماره و انتخاب کردن راه ضدارزشی، کارهایی مثل دروغ، غیبت، خساست، ترس و ناامیدی این درخت را پوسیده کردم؛ حال برای احیای آن نیاز به زمان، تزکیه و پالایش دارم.

با ورود به کنگره و آموزش گرفتن، متوجه شدم باید یک‌سری ارزش‌ها را در خود ایجاد کنم؛ مانند راستگویی، حتی اگر به ضررم باشد، غیبت نکردن و بخشنده بودن. لژیون سردار این فرصت را در اختیار من گذاشت تا بتوانم تمرین بخشنده بودن کنم و خسارت‌هایی که در گذشته به خود و دیگران زده‌ام را در این جایگاه جبران کنم.
خود را از آلودگی‌ها رها کنم تا باران رحمت شامل حال من نیز شود. نمی‌توانم توصیف کنم زمانی‌که عضو لژیون سردار شدم، چه حس خوبی داشتم. قدم گذاشتن در راه صراط مستقیم، این‌که بدانی موفق شدی، حس نایاب و بی‌نظیری برای من بود که قبلاً نمی‌دانستم چه راهی درست و چه راهی نادرست است.
انگار آن درخت پوسیده درون کم‌کم در حال احیا شدن است، اما می‌دانم که مسیر طولانی و راه دشوار است. وسوسه‌های نفس اماره هم قوی‌تر از قبل به کار خود ادامه می‌دهند، اما سعی می‌کنم با آموزش‌هایی که دیدم و کمک نیروی الهی به آن‌ها غلبه کنم و فراموش نکنم زمستان را سپری کردم و بهار و تابستان مشغول خودسازی و بازسازی خود بودم و از ضدارزش‌ها دوری کردم.
باران رحمت شامل حالم شد و از آلودگی‌ها رها شدم و دوباره جوانه زدم، اما هنوز راه دشوار ادامه دارد و هنوز باید احتیاط کنم. همه انسان‌ها تصور می‌کنند بهترین راه، کوتاه‌ترین راه است؛ در نتیجه به درستی و نادرستی آن تفکر ندارند؛ اما این راه دشوار، طولانی، سخت و درست‌ترین راه است.
زمانی‌که سختی‌ها و رنج‌ها را تحمل کردم، با توان خود و نیروی الهی، آنگاه متوجه تغییراتم و نعمت‌های الهی می‌شوم، متوجه تمام حس‌ها، رنگ‌ها و طعم‌ها؛ انگار که تازه متولد شده‌ام، اما این بار با دیدگاه درست.

رابط‌خبری: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .