تیتر وادی چهارم میگوید: «در مسائل حیاتی؛ به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.» مسئولیت حیاتی چیست؟ یعنی تمام مسائل مهمی که باعث رشد، پیشرفت و ترقی ما میشود چه در مسائل مادی و چه معنوی .در وادی چهارم به ما میگوید؛ تمام مسائلی که باعث رشد و ترقی من بوده و من از عهده آن بر نیامدم را به خدا واگذار میکردم، چرا؟! چون مسئولیت آن را نمیفهمیدم، کسی که مسئول باشد و مسئولیت متوجه باشد، با تمام وجود به مسئولیت خود عمل میکند، شانه خالی نمیکند، یک الگوی به تمام معنا میشود و در یک کلام به خداوند تعهد میدهد که من با حس و حال خوب این کار را انجام میدهم مابقی با تو.
در هستی، همیشه مسئولیتها دو طرفه بوده است. ما باید بدانیم خط و خط کشی این مسئولیتها کجاست، اینجا ما یک گریزگاه یا فرار از مسئولیت داریم که بسیار خطرناک است؛ باید بپذیریم که مسئولیت کارها وعواقب تصمیمات برعهده خود ماست، زیرا انسان موجودی است دارای اختیار و حق انتخاب دارد. آقای مهندس حسین دژاکام، همیشه تاکید دارند که کنگره روی پای خود ایستاده است و مسئولیت خود را فهمیده است؛ برای همین است که همیشه با تکیه برتواناییهای خودش از گذرگاههای سخت عبور میکند.
قدرت مطلق پس از خلق انسان او را بر سریک دوراهی قرار داد؛ یک راه پندار و کردار سالم و صلح آمیز یا همان راه خیر و دومی راه شر یا فسق و فجور، انتخاب با خود انسان است که کدامین راه را انتخاب کند. سوالی که همیشه پیش میآید این است که دعا و راز نیایش چه معنایی دارد و اصلا چرا ما دعا میکنیم؟ دعا کردن زمانی معنا دارد که ما در صراط مستقیم باشیم، از فرامین الهی پیروی کنیم آن وقت است که خداوند جواب ما را میدهد.
اگر کسی قدرت مطلق را بشناسد در یک صلح نسبی به سر خواهد برد، آرام است و مشکلات کمتری دارد. برای شناخت قدرت مطلق ابتدا باید انسان را آرام آرام بشناسیم و درواقع هسته انسان را بشکافیم. برای شناخت خداوند ابتدا باید از دروازه خود عبور کنیم، یعنی ابتدا خود را بشناسیم. خودشناسی یعنی شناخت صورپنهان و آشکار انسان. صورآشکار که قابل رویت است ولی با این وجود هم، ما کنترلی بر روی آن نداریم؛ مانند: نفس کشیدن، ریتم منظم ضربات قلب وبه عبارتی اداره شهر وجودی ما اتوماتیک وار است و بر عهده ما نیست. صورپنهان انسان، در این زمینه هم اطلاعات محدودی داریم که شامل: نفس، حسهای خارج از جسم، عقل، روح و...است.
انسان ممکن است در صورآشکار فناپذیر باشد ولی در صور پنهان بقا دارد و فناپذیر نیست. در صورپنهان، با نفس روبهرو هستیم که در ابتدا باید بدانیم نفس چیست؟ نفس، تعیین موجودیتی است که درهر صورت ظاهر و باطن انسان را مینمایاند یا به عبارتی نفس، قسمت اصلی و اساسی و یا اصل خود موجود است که تعیین موجودیت میکند در ظاهر و باطن. خواب و بیداری، دنیا و آخرت و در نهایت نفس که نه جسم است و نه روح. نفس خواستههای معقول و غیرمعقول دارد. نفس هر انسان بر مبنای خواسته و دانایی او در یک مرتبه و یا یک درجه قرار میگیرد که به آن اشاره میکنیم.
نفس اماره: کسی که در این مرحله است دروغ میگوید، اموال مردم را تصرف میکند و ناراحت نیست چون درجهبندی تکامل در این شخص، درمرحله پایین دانایی قرار دارد و اکثر کارهای او بر مبنای خواسته و منافع شخصی و از حیطه عقل خارج است. نفس لوامه: در این مرحله انسان با انجام کار خلاف، بلافاصله پشیمان شده و خودش را سرزنش میکند و نفس مطمئنه: دراین مرحله انسان با تزکیه و پالایش از نفس اماره و لوامه عبور کرده، وارد دروازههای شهر نفس مطمئنه میشود که وارد شدن و در آن زیستن، ارزش و اهمیت بسیار بالایی دارد به طوریکه قدرت مطلق، کسی را که وارد نفس مطمئنه میشود به بهشت خاص خودش دعوت میکند.
منبع: «کتاب عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» از آقای مهندسحسیندژاکام و سایت جمعیت احیای انسانی کنگره60
نویسنده: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر پرتو رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عمان سامانی شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
92