جلسه ششم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی،نگهبانی مسافر ناصر و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه « کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه و تصاویر آن» پنجشنبه 28 خرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷آغاز به کار کرد.
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر
خیلی خوشحالم که بار دیگر این توفیق نصیب من شد که در این جایگاه قرار بگیرم.
از نگهبان جلسه آقا ناصر، تشکر میکنم که مسئولیت اداره جلسه را به من واگذار کردند تا بتوانم خدمت کنم.
دستور جلسه این هفته ، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه و تصاویر آن است.
اگر بخواهیم از دیدگاه کلی به کتاب ۶۰ درجه زیر صفر نگاه کنیم، این کتاب توضیحدهندهی یک الگوی واقعی درمان است؛ مسیری که آقای مهندس طی کردند و توانستند خودشان را به درمان برسانند. و هرچه زمان میگذرد، این درمان بیشتر و بیشتر ثابت میشود.
فکر میکنم حدود سی سال از این مسیر گذشته و هر روز، علم و درستی آن روشنتر میشود.
من در لژیون برای رهجوها مثال میزنم که وقتی یک یا دو سال از رهاییام گذشته بود، همراه آقای مهندس به تهران و استخر شهید شیرودی میرفتیم. آقای مهندس آنجا میآمدند، داخل سونای خشک مینشستند.
دوستان از شهرهای مختلف میآمدند، داخل سونای خشک بزنوبکوب راه میانداختند، اما آقای مهندس با وجود سن ۷۰ تا ۷۵ سالگی، ۴۵ دقیقه در سونا مینشستند.
این خودش نشاندهندهی مسیری است که کتاب۶۰ درجه مشخص کرده؛ مسیری درست، اصولی و اثربخش.
اگر بخواهیم کتاب ۶۰ درجه را بررسی کنیم، ما در کنگره ۶۰ یک مثلث داریم که همه با آن آشناییم:
مثلث درمان: جسم، روان و جهانبینی.
در کتاب۶۰ درجه به فیزیولوژی فرد مصرفکننده کاملاً توجه شده است.

از طرف دیگر، این کتاب یک کتاب عرفانی و فلسفی هم هست و روی جهانبینی فرد مصرفکننده تأثیر میگذارد.
وقتی روی جهانبینی تأثیر میگذارد، روی جسم هم اثر میگذارد و ناخودآگاه روان فرد مصرفکننده را هم هدف قرار میدهد.
از دیدگاه دیگر، ما یک مثلث دیگر هم در کنگره ۶۰ داریم:
مثلث نور، صوت و حس.
ما میگوییم هر چیزی بخواهد خلق شود، به این سه نیرو وابسته است. این سه عامل باید وجود داشته باشند تا چیزی خلق شود.
در کتاب ۶۰ درجه، ما تصویر داریم، نوشتار داریم، ۱۴ موسیقی داریم و صوت داریم.
و هر بار که من در این پنج سال کتاب ۶۰ درجه را خواندهام، حس متفاوتی را تجربه کردهام؛ حسی که آقای مهندس به من منتقل میکند.
حسی که با سیدیهایی که آقای مهندس هر هفته ارائه میدهند و من هر هفته آنها را گوش میکنم و مینویسم، به من منتقل میشود و باعث میشود بتوانم مسیر را ادامه بدهم.
فرد مصرفکننده وقتی وارد کنگره ۶۰ میشود، از تاریکترین زوایای زندگی خودش میآید و تحت آموزش کنگره و کتاب ۶۰ درجه قرار میگیرد.
وقتی تحت آموزش این کتاب قرار میگیرد، از آن لایههای تاریک زندگیاش بیرون میآید.
همان مثالی که آقای مهندس در سی دی جبر و اختیار زدند، این بود که وقتی میخواهدگردویی که زیر خاک است بشکفد، صداها آنقدر پرفرکانس هستند که گوش قادر به شنیدنشان نیست؛ چرا؟ چون دارد خلق میشود.
فردی هم که وارد کنگره ۶۰ میشود، همینطور است.
ما چرا اینقدر درگیر این هستیم که بچهها حضور داشته باشند؟
چون اینجا نور برقرار است، صوت برقرار است، حس برقرار است.
اینجا تکامل در جمع اتفاق میافتد و همهی دوستانی که مرتبتر و منظمتر میآیند، آن خلق درونشان بهتر صورت میگیرد.
میبینیم که این فرد مصرفکننده، به یک انسان دیگر تبدیل میشود؛
انسانی که ما در اینجا نامش را گذاشتهایم:جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ یعنی انسانی که احیا میشود.
در اولین تصویر کتاب ۶۰ درجه، آقای مهندس به آیهای از قرآن اشاره میکنند و از گذرگاه سخت مسیری میگویند که من باید طی کنم تا بتوانم درمان شوم.
این در واقع توصیف صراط مستقیم است. کتاب ۶۰ درجه، کتاب توصیف صراط مستقیم است و بندبندِ صراط مستقیم در آن توضیح داده شده است.در وادی هفتم، آقای مهندس میگویند نشانهی صراط مستقیم این است که من به مقصد برسم. و در وضعیت مطلوب، ما سه مدل تصویر در کتاب ۶۰ درجه داریم: تصویر اسکیباز، تصویر درخت، و در نهایت درختی که کاملاً رشد کرده است؛ و این نشانهی آن فردی است که به درمان رسیده است.
در سیدی عبور، استاد امین اشاره میکنند که کسی که میخواهد مسیری را طی کند، باید تفسیر درستی از آن مسیر داشته باشد؛ و این تفسیر درست را راهنما میتواند به من بدهد.من سهشنبه هم در جلسه مشارکت کردم و گفتم که بعضی از دوستان کتاب ۶۰ درجه را میخوانند اما برداشت اشتباه میکنند. آقای مهندس شش وعدهی مصرف خودشان را تقسیم کردند، اما ما الان با هر مصرفی که فردی وارد شود، به او میگوییم باید سه وعده شود.او این را با خودش میبرد و نتیجه میگیرد که چون آقای مهندس شش وعده داشتهاند، پس من هم میتوانم شش وعده داشته باشم؛ در حالی که این کاملاً اشتباه است.
امیدوارم بتوانیم از این مسیری که در آن قرار داریم، بهترین بهره را ببریم و همانطور که آقای مهندس فرمودند، این کتاب، کتابی است که نقشهی راه را برای من کامل ترسیم کرده است؛ مانیفست کنگره ۶۰ است.
من در پایان صحبتهایم، یک بار دیگر قدردانی و سپاس خودم را نسبت به آقای مهندس و خانوادهی محترمشان عرض میکنم.
انتشار :مسافر فخرالدین
عکس:مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
169