سیزدهمین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزش خصوصی همسفرانآقا، نمایندگی شادآباد؛ به استادی راهنما مسافر محمدرضا، نگهبانی همسفر ابوالفضل و دبیری همسفر سعید، با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیرصفر و تصاویر آن» پنجشنبه 28خردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که در جمع شما هستم. از خداوند سپاسگزارم که فرصت خدمت را به من عطا کرد. همچنین از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان و دبیر عزیز تشکر میکنم که این فرصت خدمتگزاری را در اختیار ما قرار دادند. گروه همسفران آقا همیشه لطف و محبت ویژهای نسبت به مسافران دارند و به ما فرصت میدهند تا در این جایگاهها خدمت کنیم و تجربه کسب کنیم.
دستور جلسه امروز درباره کتاب ۶۰ درجه و تصاویر آن است. در کنگره همهچیز بهصورت زنجیروار به یکدیگر متصل است. اگر جلسه گذشته را به خاطر داشته باشیم، موضوع تعادل، ادب و بیادبی مطرح بود و این هفته نیز درباره کتاب ۶۰ درجه صحبت میکنیم. به نظر من، کتاب ۶۰ درجه در حقیقت کتاب تعادل است. همانطور که در پیام اول کتاب آمده است: «من آب میآورم، تو آنقدر بنوش که سیراب شوی، اما نه در زیر آب.»
این همان مفهوم تعادل است. آنقدر از نعمتها بهره ببر که سیراب شوی، اما نه آنقدر که در آن غرق شوی. برای یک سفر اولی نیز همینگونه است؛ شربت OT به اندازهای داده میشود که به درمان برسد، نه آنقدر که دچار مشکل شود. در بخش آموزش و آگاهی نیز همین اصل برقرار است؛ اطلاعات به اندازهای به ما داده میشود که بتوانیم آنها را درک کنیم و در زندگی به کار ببریم. البته رسیدن به تعادل کار بسیار دشواری است. در کنگره میگویند: «درمان فوق ترک است و تعادل فوقِ درمان.» یادم هست که آقای دکتر امین میفرمودند که خودشان نیز هنوز به تعادل کامل در زندگی نرسیدهاند. این نشان میدهد که تعادل موضوعی زمانبر است و نیاز به تلاش مستمر دارد.
تمام مطالبی که در کتاب ۶۰ درجه بیان شده، پایه و اساس درمان اعتیاد در کنگره است. این کتاب مرجع اصلی ماست و بسیاری از جزوات، سیدیها و حتی وادیها از دل همین کتاب استخراج شدهاند. جدا از مباحث علمی، فلسفی، تاریخی و پزشکی، این کتاب ویژگی مهم دیگری نیز دارد؛ کتابی زنده و پویاست. هر بار که آن را میخوانیم، برداشت جدیدی از آن خواهیم داشت. آقای مهندس میفرمایند که هنوز هم هر بار که این کتاب را مطالعه میکنند، نکات تازهای در آن پیدا میکنند. این موضوع نشان میدهد که عمق مطالب کتاب بسیار زیاد است.
من میخواهم درباره تفکر صحبت کنم. در صفحات ۱۸ و ۱۹ کتاب، در بخش «بهترین راه»، مطالب مهمی درباره تفکر بیان شده و در صفحه ۳۳ نیز آمده است که «آغاز تفکر» از آن نقطه شروع میشود. در پیام «بهترین راه» آمده است که اکثر انسانها تصور میکنند کوتاهترین راه، بهترین راه است؛ بنابراین درباره درستی یا نادرستی آن تفکر نمیکنند. گاهی ما فکر میکنیم که در حال تفکر هستیم، در حالی که صرفاً در حال تصور کردن هستیم. آقای مهندس در صفحه ۳۳ توضیح میدهند که آغاز تفکر یعنی آغاز تجزیه و تحلیل. تفکر یعنی بتوانیم درست و غلط را از هم تشخیص دهیم. از همانجا فرایند اندیشیدن واقعی آغاز میشود. کتاب به ما یاد میدهد که چگونه فکر کنیم.
امروزه کتابها و مطالب زیادی، بهخصوص در حوزه روانشناسی عامهپسند، به مردم میگویند: «بخند تا شاد شوی.» اما کسی که سالها بار غم، ناامیدی و مشکلات را بر دوش کشیده، چگونه میتواند یکباره بخندد؟ کسی که جسم، روان و زندگیاش به هم ریخته است، چگونه میتواند با یک توصیه ساده شاد شود؟
کتاب ۶۰ درجه به ما میگوید اگر کسی ادعا کند که میتواند یکشبه شما را درمان کند یا حالتان را خوب کند، این ادعا درست نیست. قانون هستی بر پایه حرکت تدریجی و ذرهذره است. این کتاب صرفاً شعار نمیدهد، بلکه راهکار ارائه میکند و روش را آموزش میدهد.
به ما میگوید ابتدا نظم را وارد زندگی خود کنیم. سپس قدمبهقدم جلو برویم و برچسبهایی مانند «بیاراده» یا «بیعرضه» را از خود جدا کنیم. انسان مصرفکننده مواد الزاماً بیاراده نیست؛ بلکه سیستمهای جسمی و بیوشیمیایی او دچار اختلال شدهاند. کتاب به ما آموزش میدهد که چگونه این سیستمها را بازسازی کنیم و دوباره به تعادل برسیم.
از آنجا که در جمع همسفران حضور داریم، میخواهم اشارهای هم به نقش همسفران داشته باشم. در بخشی از کتاب، دکتر امین به خانم آنی درباره روزهای ابتدایی مصرف آقای مهندس صحبت میکنند و از تغییرات ظاهری ایشان، لاغری و بههمریختگی وضعیتشان گلایه دارند. اما خانم آنی دلیل این تغییرات را مشغله و فشار کاری عنوان میکردند و موضوع اعتیاد را پنهان میکردند. کتاب در همین بخش به زیبایی نقش همسفر را در شناخت و همراهی با مسافر بیان میکند.
در پایان میخواهم به تصاویر کتاب اشاره کنم. به نظر من هر فردی که وارد کنگره میشود، بهخصوص در سفر اول، باید چندین بار این کتاب را مطالعه کند. کسی که این کتاب را نخوانده باشد، هنوز به عمق آموزشهای کنگره وارد نشده است. میگویند چه کسی در باغ است؟ کسی که درِ باغ را باز کرده و وارد آن شده باشد. کسی که کتاب را باز میکند، مطالب آن را میفهمد، تصاویرش را با دقت نگاه میکند و آموزشهایش را به کار میبندد، در واقع وارد باغ شده است. چنین فردی به درمان و تعادل نزدیکتر خواهد شد.
این کتاب ۱۴ تصویر دارد که هر کدام مانند تابلوهای راهنمایی و رانندگی، مسیر را به ما نشان میدهند. همه این تصاویر زیبا و آموزنده هستند، اما تصویری که بیش از همه برای من کاربرد داشته، تصویری است که فردی را در میان سیل و طوفان نشان میدهد. او در حال غرق شدن است اما با تمام وجود به سنگی چنگ زده و خود را نگه داشته است. به نظر من، آن سنگ همان ریسمان الهی است؛ همان ریسمانی که انسان را از سقوط نجات میدهد و برای ما در کنگره، همان کنگره ۶۰ است.

ورود به سفر دوم جهانبینی همسفر قربانعلی رهجو لژیون چهارم:

تایپ و بارگذاری: همسفر احسان
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
95