ششمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر محمد، نگهبانی مسافر افشین و دبیری مسافر مرتضی، با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» سهشنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.
خدا را شکر میکنم بابت اینکه اجازه میدهد در جلسات کنگره ۶۰ حضور داشته باشیم، خدمت کنیم و آموزش بگیریم. دستور جلسه، کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» و تصاویر آن میباشد. این کتاب شامل چهارده تصویر است و هر تصویر، موسیقی مخصوص به خود را دارد. البته هر کسی باید خودش این کتاب را بخواند تا با آن آشنا شود.
بنده شخصاً آدم عجیبی هستم؛ چون هیچوقت اهل مطالعه نبودم. نهتنها مطالعه آزاد نداشتم، بلکه کتابهای درسی دوران مدرسهام را هم نمیخواندم و هیچوقت هیچ کتابی را به پایان نرساندم.
طبق گفتههای آقای مهندس، زمانی میتوان به صحبتها یا نوشتههای یک نویسنده ایراد گرفت که فرد، نسبت به موضوع مورد نظر، اطلاعات و دانش بیشتری از آن نویسنده داشته باشد. حال سؤال اینجاست: آیا نویسنده کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» دانش و اطلاعات کافی درباره اعتیاد داشته است؟ آیا فقط از نظر تئوری مطالبی درباره اعتیاد خوانده و از واکنشهای آشکار و پنهان آن بیاطلاع بوده است؟ آیا شناخت کافی نسبت به مواد مخدر یا حتی نسبت به انسان داشته است؟
بنده اولینبار که این کتاب را خواندم، از همان ابتدا با آن همذاتپنداری کردم؛ گویی این کتاب فقط برای من و زندگی من نوشته شده بود.
زندگی گذرگاههای سخت بسیار زیادی دارد. یکی از این گذرگاهها، گذر از قوه به فعل است؛ یعنی اینکه اگر کتابی را خواندم، چقدر آن را در زندگی خود اجرا کردم؟ از هر صفحهای که خواندم، چقدر آموزش گرفتم؟ و این آموزش چقدر به دانایی و دانایی مؤثر من اضافه کرد؟ مهمتر از همه، چقدر از این آموختهها در زندگی روزمرهام مؤثر بوده و اکنون در حال اجرای آنها هستم؟ این نکته بسیار مهم و حائز اهمیت است که هر آموزشی را که میگیرم، تا چه اندازه در زندگی خود به کار میبندم.
یکی از آموزشهای کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» این است که: من برای دیگران چه کردهام؟ من برای کنگره ۶۰ که در آن به درمان اعتیاد میرسم، چه کردهام؟ در قبال خدمت مرزبانها که از ساعت ۲ ظهر در نمایندگی حضور پیدا میکنند، و در قبال شرایطی که هنگام ورود به نمایندگی با آن روبهرو میشوم؛ مانند آب سرد آماده، چای آماده، فضای امن، کولر، صندلیهای مرتب و… من چه کردهام؟ برای وضعیت پارک که در آن ورزش میکنم و همسفرانم در آنجا در شرایطی کاملاً امن و مناسب ورزش میکنند و سرگرم هستند، چه کردهام؟ واقعاً هر فردی باید با خود فکر کند که در قبال این همه خدمت، چه کاری انجام داده است.
در همین کتاب و سیدی «هزینه»، و در بسیاری از مواقع آقای مهندس این آموزش را تکرار میکنند که در جهان هستی هیچ چیزی بهصورت رایگان به کسی داده نمیشود و برای بهدست آوردن هر چیزی باید بهای آن را پرداخت کرد. در همین کتاب، بهای رسیدن به رهایی و حال خوش، همین است که من در قبال خدمتی که دریافت میکنم، چقدر قدردان هستم و چه عملکردی دارم؛ چقدر از خواستههای نامعقول و حتی خواستههای معقول خود میگذرم. الآن که در جلسه حضور دارم، آیا بیرون از کنگره از کارم، سرگرمیام یا تفریحم نزدهام تا اینجا باشم؟ همینها بهای رسیدن به درمان است. اگر کار خاصی انجام نمیدهم، حرکتی در این مسیر ندارم و همچنان بهدنبال رسیدن رایگان به حال خوش هستم، باید بدانم که سخت در اشتباهم؛ و این قانون نانوشته را که برای بهدست آوردن هر چیزی باید بهای آن را پرداخت کرد، باید در ذهن خود حک کنم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

عکاس: مسافر صابر لژیون ۱۱
نگارنده و تنظیم: مسافر مهدی لژیون۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
491