گاهی انسان در یکلحظه جملهای یا حتی با نگاهی بیدار میشود. برای من آن لحظه، لحظهای بود که برای اولینبار نام کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر به گوشم خورد. آن زمان هنوز درک درستی از اعتیاد نداشتم و البته از رهایی هیچ نمیدانستم. تنها و تنها همسری بودم که هر شب با نگرانی و آهوناله سر بر بالشت میگذاشتم و هر صبح با ناامیدی و ترس از آینده بیدار میشدم. ورودم به کنگره نه از روی آگاهی؛ بلکه از روی ناچاری بود. همسرم مصرفکننده بود و من هم درگیر، درمانده و ناامید.
راهنمای عزیزم کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را به من معرفی کردند و مطالعه کردم و دنیایم دگرگون شد. کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر نهتنها برای درمان اعتیاد مسافرم؛ بلکه برای درمان خودم از تاریکی که سالها در کنار اعتیاد همسرم فراموش کرده بودم که زن بودن و مادر بودن یعنی چه و چه معنایی دارد واقعاً مفید بود. نویسنده این کتاب آقای مهندس دژاکام هستند فقط قلم بر دست نگرفتهاند؛ بلکه دل دادهاند، آنقدر ساده و بیتکلف نوشتهاند که گویی خودشان در کنارمان نشستهاند هر فصل کتاب مانند جرعهای آب زلال، ذهن خسته و تشنهام را آرام کرد.
برای من فصل سرما و یخبندان آموزندهترین فصل بود؛ چرا که این سرما سالها بود در زندگی من جا خوش کرده بود با خواندن کتاب فهمیدم که اعتیاد فقط یک مشکل جسمی نیست فهمیدم همسفر بودن فقط به معنای دلسوزی نیست اگر من رشد و تغییر نکنم هیچ رهایی ممکن نخواهد بود. آقای مهندس من از شما سپاسگزارم که با نوشتههایتان مرا نجات دادید و من در کنگره دوباره متولد شدم دوباره همسر شدم و دوباره مادر شدم.
(کتاب ۶۰ درجه زیر صفر داستان بازگشت انسان به خودش است) و این بازگشت هدیهای ارزشمند بود که کنگره ۶۰ به من داد.
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
34